فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

تنگ تكاب

تنگ تكاب  :  تنگ تكاب در 30 كيلومتري كهگيلويه(شهر دهدشت) قرار دارد.اين تنگ به گفته ي مورخان يوناني محل نبرد آريوبرزن دلاور بوير احمدي با اسكندر گجسته بوده است.متاسفانه در چند سال اخير اين تنگ و تمام آثار با ارزشي كه داشت از جمله قسمتي از كتيبه هاي اشكاني (كه هم اكنون در موزه نگهداري مي شوند) و بنا هاي تاريخي زياد به دليل زدن سد مارون در اين تنگ به زير آب رفته اند.

پس از مطيع كردن اوكْسيان اسكندر قشون خود را به دو قسمت تقسيم كرده پارمِنْ يُن را از راه جلگه(يعني از راه رامهرمز و بهبهان كنوني) به طرف پارس فرستاد و خود با سپاهيان سبك اسلحه راه كوهستاني را كه به درون پارس امتداد مي يابد پيش گرفت،زيرا مي خواست قوه اي كه پارسي ها در اين راه تدارك كرده بودند،در پشت مقدوني ها سالم نماند.در اينجا اسكندر غارت كنان پيش رفت تا روز سوم وارد پارس شد و روز پنجم به دربند پارس رسيد ت.تا اينجا 31 فرسنگ راه پيموده بود. بعضي مورخين يوناني اين موقع را دروازه پارس و برخي دروازه شوش نوشته اند و نويسندگان اروپايي بيشتر دروازه پارس گويند.به هر حال  چنان كه اسم آن مي نمايد اين محل معبري است تنگ كه از پارس به شوش هدايت مي كند و چنانكه مورخين يوناني توصيف كرده اند بايد كهگيلويه كنوني باشد((ايران باستان-تأليف حسن پيرنيا-ص 1294-جلد دوم)).

اين منطقه را آريوبرزن رشيد  با 25 هزار سپاهي اشغال كرده و منتظر بود  كه اسكندر با قشون وارد معبر شود تا جنگ را شروع كند.آريان نوشته كه سردار مزبور در اين تنگ ديواري ساخته بود.از اينجا بايد استنباط كرد كه اين دربند هم مانند ساير دربندها  ديواري محكم و دروازه اي داشته.وقتي كه مقدوني ها پيش آمده به جايي رسيدند كه موافق مقصود سردار مزبور بود .پارسي ها سنگ هاي بزرگ از بالاي كوه به زير غلطانيدند.اين سنگ ها به قوتي هر چه تمام تر پايين آمده در ميان مقدوني ها مي افتاد و گروهاني را پس از ديگري مي خوابانيد.علاوه بر آن مدافعين معبر از هر طرف باران تير و سنگ فلاخان بر مقدوني ها مي باريدند.در اين هنگام مقدونيها پس از تلفات سنگين تصميم به عقب نشيني گرفته  و يك فرسنگ عقب نشستند(ديودور گويد سيصد استاد عقب نشستند).

اسكندر پس از مشورت با فرماندهان خود و  با استفاده ليكياني اسير شده اي  از راه هاي كوهستاني خود را از پشت به آريوبرزن رسانيد و او را محاصره كرد.در اين احوال  آريوبرزن با چهل  نفر سوار  و پنج هزار  پياده  خود را بي پروا به سپاه مقدوني زده عده اي زياد از دشمن بكشت و تلفات زيادي هم داد ولي موفق شد كه از ميان سپاه مقدوني بگزرد يعني از محاسره بيرون جست.او چنين كرد كه به كمك پايتخت بشتابد و آن را قبل از رسيدن مقدوني ها اشغال كند ولي قشوني كه اسكندر با آمين تاس، فيلوتاس و سِنوس از راه جلگه به طرف پارس فرستاده بود از اجراي قصد او مانع گرديد.اين قسمت مأمور بود بر رودي كه بر دخول به پارس مانع است پلي بسازد.

در اين وقت او در موقعي پر مخاطره واقع شد:به شهر نمي توانست داخل شود و از طرف ديگر قشون مقدوني او را سخت تعقيب مي كرد.با وجود اين وضع يأس آور آريوبرزن رشيد راضي نشد تسليم شود  و از جان گذشته خود را به صفوف مقدوني زد و چندان جنگيد تا بالاخره خود و رفيقانش شرافتمندانه  به خاك افتادند.(ايران باستان –حسن پيرنيا).

آثار يك دخمه و مقبره ي هخامنشي در قريه ي حسين آباد كوپن وجود دارد كه محليان آن را مقبره آريو برزن می دانند.  احتمالاً پس از حركت اردوي اسكندر و ترك محل كارزار به جاي ماندن نعش سردار ايراني در اين محل به خاك سپرده اند.

در هخامنشي بودن  و در محل مقبره بودن و در شباهت داشتن آن با آرامگاهاي  هخامنشي هيچ ترديدي نيست.

 

تنگ تكاب

 

به گفتۀ محليان ( مقبره آريوبرزن )

 

پژوهش و نوشته :   اميد داورپناه

 

 

 

  

 

 

 

دیدگاه ها   

 
0 #2 علي محمودي چلچه 1395-09-10 04:40
درود بر اريو برزن
باز گفت
 
 
0 #1 majid 1394-03-07 13:03
ممنون...
جالب بود
باز گفت
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
تازه سازی