فهرست

نمایی از استان

 

 

 

طايفۀ بادلانی 

 

مؤلف رياض الفردوس نام آنان را در شمار طوايف ممسنی چرام ضبط كرده است . اين طايفه در قديم مستقل و دارای سازمان كلانتری در منطقۀ لوداب بويراحمد بودند و بعد ها جزء ايل بويراحمد در آمدند .در زمان حال نيز سازمان مستقل ايلی دارند و بيشتر منطقۀ لوداب بويراحمد در دست آنهاست .

 

 

 

 

Comments  

 
#1 لوداب 2013-12-21 18:34
این طایفه از قدیمترین طوایف استان می باشد که در شمار طوایف چهارده گانه استان در زمان صفویه در ریاض الفردس ذکر شده است: برخی از این طوایف عبارتست از:
بادلانی، زیلایی، دشمن زیاری، تومانی، سرکوهکی، بویراحمد اردشیری، بویراحمد عباسی، قلند بویری، چاروسائی، حسن عالی و...
این طایف در اثر حمله بزرگ الله وردیخان در سال 1004 قمری متلاشی و جمع زیادی از ان به مناطق نجف آباد اصفهان، سرخس خراسان، ارسباران اذربایجان و ... کوچانده شدند.
 
 
#2 احسان حاتمی 2014-02-19 16:11
سال 974 خورشیدی
 
 
#3 بابا یلانی 2015-06-03 18:14
مولف ریاض الفردوس گفته که سازمان کلانتری در منطقه لوداب متعلق به طایفه مستقل بایلانی بوده؟؟؟؟!!!!پس با این حساب حاکمیت و کلانتری ایل نویی وجود نداشته وبعدازانحلال نویی ها نیز ایل شجاع وجوانمرد تامرادی(بویراحمد)در منطقه لوداب مستقر ومستقل وکلانتر لوداب و.. نبودند یعنی؟؟؟سازمان مستقل ایلی و کلانتری منطقه لوداب ازآن ایل غیور تامرادی بوده و سایر طوایف محترم ساکن دران منطقه،از جمله طایفه بادلانی زیرمجموعه وبه انضمام ودر حوزه کلانتری واستحفاظی ایل تامرادی بودند
 
 
#4 در پاسخ به نظر شماره 2015-06-04 17:50
قابل توجه کمنت گذار شماره 3:
مطلب و استنادات کتاب ریاض الفرودس خانی مربوط به 400 سال پیش است. مطلعان و مورخان نیک آگاهند که تامرادی ها در زمان قاجاریه به لوداب رفتند.علت رفتن هم این بود در زمان قاجاریه طایفه کی گیوی مامن و موطن آنها یعنی تنگ تامرادی را تصرف کردند و تامرادی ها بالاجبار به لوداب رفتند. بنابراین در زمان تالیف ریاض الفردوس تامرادی ها اصلا در لوداب خضور نداشتند که کلانتر نشین ان دوره باشد.
شما را خواندن کتاب ریاض الفردوس دعوت میکنم البته کتاب مرحوم نورمحمد مجیدی نیز به این طبقه بندی طوایف 14 گانه زمان صفویه اشاره کرده است. قدمت بادلانی ها در لوداب فراتر از ایل نوئی است زیرا که ایل نوئی در اول افشاریه تشکیل و در اواسط قاجاریه اضمحلال یافت. بادلانی ها در طبقه بندی این ایل قرار نگرفتند.
تاریخ را از تاریخ نویس های محلی نخوانید که اینها بیشتر ذکر خیر طوایف خود را میکنند و ارزش خیلی زیادی نمی توان برای انها قائل نمود. در اینکه طایفه بزرگ تامرادی بزرگترین طایفه استان ک ب است شکی نیست و حاکمیت انها در منظقه لوداب به 150 سال اخیر می رسد.
 
 
#5 بادلانی 2015-06-06 08:28
این طایفه در گذشته یکی از طوایف پرجمعیت و اثرگذار بویراحمد بوده است که هم اکنون علاوه بر اینکه تعداد زیادی از آنها هنوز در لوداب ساکن هستند، ولی تعداد زیادی از آنها از همان قدیم الایام به جاهای دیگر استان خودمون و استانهای دیگه پراکنده شدن.
از مشهورترین افراد طایفه بادلانی میتوان از ملا عبدمحمد جهانبین نام برد که با افرادی مانند آقا محمدتقی خوبانی،کی عطا طاهری و ... حشرو نشر زیادی داشتند و با افراد بزرگ تامرادی هم نسبت های زیادی برقرار کرده بودند.
 
 
#6 بادلانی 2015-06-06 08:36
افراد زیاد مشهوری از بادلانی ها هم اکنون در قسمت های دانشگاهی و مسئولیتی مشغول به فعالیت هستند که میتوان از افرادی همچون دکتر ابوالقاسم عوض پور (از بادلانی های مقیم تل خسرو)،دکتر جانمحمد ملک زاده (از بادلانی های مقیم تل خسرو)،دکتر ایروان مسعودی اصل که از مدیران هم استانی در سطح ملی است و از نوادگان مرحوم آقای عبد محمد جهان بین بزرگ طایفه بادلانی میباشد،دکتر ابراهیم حاتمی پور فوق تخصص جراحی (از بادلانی های مقیم دهنو که از قدیم به سمت دهنو حرکت کردند و در قالب طایفه تیرتاجی نیز شناخته شده اند)و افراد نخبه علمی،مدیریتی و دانشگاهی دیگر که......
 
 
#7 Guest 2015-08-08 04:57
سلام.نظرات دوستان درست است ولی همه مورخان معتقدندلوداب ازقبل ازتشکیل ایل بویراحمدتحت سلطه ی کائیدان چهارده تایی حسن عالی بوده بامرکزیت گوزنان بوده که بابادلانی ها.باشرونی ها.سرکوهکی ها عموزاده هستندودرسال1004توسط شاه عباس قلع وقمع وبه سایرنقاط ایران تبعیدشدند.دراستان هم اکنون دردشت روم.محمودآبادیاسوج.چرام.چنگلوا.گوزنان لوداب و..سکونت دارند.حکم مالکیت آنان برکل لوداب به تاری 1333دردادگاه بهبهان موجوداست.
 
 
#8 تامرادی 2015-08-11 11:52
باسلام. واحترام به دیدگاه شماره 7.جای چند سوال وابهام باتوجه به نظر شما وجود دارد شایسته است پاسخ مستندارایه نمایید.کدام مورخ یامورخین معتقدند که لوداب قبل از تشکیل ایل بویر احمد تحت سلطه ...بوده اند؟؟لطفاباذکرمورخ وعنوان تالیف؛پاسخ دهید.اگرقبل از تشکیل ایل بویراحمد.منطقه لوداب تحت سلطه ایل نویی نبوده پس کاییدهی چهارده تایی باید خود ایلی مستقل باشند اما در کدام منبع یا حتی اطلاعات بومی؛اسمی تحت عنوان ایل کاییدان وجود دارد؟؟مگر میشود قبل از تشکیل بویر احمددر حد فاسل ایل چرام ونویی وممسنی و..ایلی بنام کایییدان وجود داشته که اسمی از ان در هیچ منبعی نباشد؟یا اینکه طایفه یا نژادی بنام کاییدان بوده که مستقل از ایلات مذکور باشد؟در ریاض الفردوس حسن عالی را به عنوان یکی از طوایف چرام ذکرنموده.بنده چون اطلاع ندارم از شما میپرسم طبق چه منبعی ولو غیر مستند؛سرگوهکی را عموزاده بایلانی وباشرانی مینامید البته اگر درست برداشت کرده باشم از متن شما؟احتمالا باتوجه به شباهت نگارشی ومعنایی اسامی بایلانی وباشرانی وهمچنین باملکی چنین بنظر بیایید که ریشه یکی وعموزاده باشند چون پیشوند همگی (بابا)میباشد هرچند امروزه سعی بر تحریف اسم بایلانی به بادلانی بوجود امده.اگر به گویش لری بالونی یابایلونی، معنی فارسی اش بادلانی است باشرونی وباملکی هم باید بادشرونی وبادملکی باشنداما این درست نیست چون ریشه همگی با کلمه بابا شروع میشود.ایا شما کاییدان که جمله طایفه محترم بادلانی است را منفک از طایفه بادلانی میدانید؟اگر اینطوراست طبق چه سندی کاییدان غیر از بادلانی ویا حتی کاییدان لوداب جزکا های 14تاهستند؟لطفا کاییدان ساکن در محمود اباد را نام ببریید با ذکر منبع مستند؟چطور ممکن است طایفه ای حکم مالکیت کل لوداب راداشته باشد امامالکیت روستای محل سکونتش که جزکوچکی از لوداب است متعلق به مرحوم ملا اردشیر بهادران باشد؟اگر اینطور بوده پس چرابعد ازایجاد اصلاحات اراضی از سادات ومیرزاها وتامرادی ها ودرویش ها وسرکوهکی ها وبادلانی هاو...اراضی لوداب بازپس گرفته نشد توسط کاییدان؟یا در زمان سلطه اشان بر لوداب چرا در تملک ایشان نبوده یا حتی الان که شرع وقانون موجود است؟چرا در طایفه بادلانی تیره باباعلیشاهی در راس بوده ونامی از کاییدان در راس طایفه بادلانی نیست اگر کاییدان مسلط بر لوداب بوده اند؟باسپاس از مطلب شما اگر اشتباهی در مطلب بنده وجود دارد مستندا اصلاح یا باسخ دهید ممنون
 
 
#9 دشتروم 2015-08-11 17:22
Quoting Guest:
سلام.نظرات دوستان درست است ولی همه مورخان معتقدندلوداب ازقبل ازتشکیل ایل بویراحمدتحت سلطه ی کائیدان چهارده تایی حسن عالی بوده بامرکزیت گوزنان بوده که بابادلانی ها.باشرونی ها.سرکوهکی ها عموزاده هستندودرسال1004توسط شاه عباس قلع وقمع وبه سایرنقاط ایران تبعیدشدند.دراستان هم اکنون دردشت روم.محمودآبادیاسوج.چرام.چنگلوا.گوزنان لوداب و..سکونت دارند.حکم مالکیت آنان برکل لوداب به تاری 1333دردادگاه بهبهان موجوداست.

تقریبا درسته ولی کی های چهارده تایی از لحاظ نژادی با این چند تا تیره عموزاده نیستند و نزاد انها بیشتر به تامرادی کی گیوی نزدیک است زمانی کلانتر چرام و ممسنی بودند چند سال پیش در جایی این مطلب خوندم ولی درست یادم نیست اگر گیر اوردم حتما مینویسم فکر کنم ایت الله منتظری از همین طایفه باشه که زمان صفویه اجداد انها به اصفهان و نجف اباد رفتند
 
 
#10 Guest 2015-08-12 06:20
Quoting تامرادی:
باسلام. واحترام به دیدگاه شماره 7.جای چند سوال وابهام باتوجه به نظر شما وجود دارد شایسته است پاسخ مستندارایه نمایید.کدام مورخ یامورخین معتقدند که لوداب قبل از تشکیل ایل بویر احمد تحت سلطه ...بوده اند؟؟لطفاباذکرمورخ وعنوان تالیف؛پاسخ دهید.اگرقبل از تشکیل ایل بویراحمد.منطقه لوداب تحت سلطه ایل نویی نبوده پس کاییدهی چهارده تایی باید خود ایلی مستقل باشند اما در کدام منبع یا حتی اطلاعات بومی؛اسمی تحت عنوان ایل کاییدان وجود دارد؟؟مگر میشود قبل از تشکیل بویر احمددر حد فاسل ایل چرام ونویی وممسنی و..ایلی بنام کایییدان وجود داشته که اسمی از ان در هیچ منبعی نباشد؟یا اینکه طایفه یا نژادی بنام کاییدان بوده که مستقل از ایلات مذکور باشد؟در ریاض الفردوس حسن عالی را به عنوان یکی از طوایف چرام ذکرنموده.بنده چون اطلاع ندارم از شما میپرسم طبق چه منبعی ولو غیر مستند؛سرگوهکی را عموزاده بایلانی وباشرانی مینامید البته اگر درست برداشت کرده باشم از متن شما؟احتمالا باتوجه به شباهت نگارشی ومعنایی اسامی بایلانی وباشرانی وهمچنین باملکی چنین بنظر بیایید که ریشه یکی وعموزاده باشند چون پیشوند همگی (بابا)میباشد هرچند امروزه سعی بر تحریف اسم بایلانی به بادلانی بوجود امده.اگر به گویش لری بالونی یابایلونی، معنی فارسی اش بادلانی است باشرونی وباملکی هم باید بادشرونی وبادملکی باشنداما این درست نیست چون ریشه همگی با کلمه بابا شروع میشود.ایا شما کاییدان که جمله طایفه محترم بادلانی است را منفک از طایفه بادلانی میدانید؟اگر اینطوراست طبق چه سندی کاییدان غیر از بادلانی ویا حتی کاییدان لوداب جزکا های 14تاهستند؟لطفا کاییدان ساکن در محمود اباد را نام ببریید با ذکر منبع مستند؟چطور ممکن است طایفه ای حکم مالکیت کل لوداب راداشته باشد امامالکیت روستای محل سکونتش که جزکوچکی از لوداب است متعلق به مرحوم ملا اردشیر بهادران باشد؟اگر اینطور بوده پس چرابعد ازایجاد اصلاحات اراضی از سادات ومیرزاها وتامرادی ها ودرویش ها وسرکوهکی ها وبادلانی هاو...اراضی لوداب بازپس گرفته نشد توسط کاییدان؟یا در زمان سلطه اشان بر لوداب چرا در تملک ایشان نبوده یا حتی الان که شرع وقانون موجود است؟چرا در طایفه بادلانی تیره باباعلیشاهی در راس بوده ونامی از کاییدان در راس طایفه بادلانی نیست اگر کاییدان مسلط بر لوداب بوده اند؟باسپاس از مطلب شما اگر اشتباهی در مطلب بنده وجود دارد مستندا اصلاح یا باسخ دهید ممنون

درود بر شما که بدون از بی احترامی به چالش کشیدی...
 
 
#11 Guest 2015-08-12 19:42
با سلام

کامنت گذار محترم شماره8

ضمن تشکر از سوالات و پرسشهای شما. من نویسنده دیدگاه شماره 7 نیستم ولی چند نکته را در این راستا خدمتتان عرض میکنم.
اولا بابا یلانی دیگه چه اسمی است که شما بکار می برید؟ ریاض الفردوس حسینی از طوایف چهارده گانه ممسنی محال چرام در سال 1082 نام می برد و از عنوان بادلانی استفاده کرده است. در سال 1311 هجری قمری در زمان ناصرالدین شاه فارسنامه ناصر تالیف میرزا حسن فسائی از واژه باده لونی استفاده کرده است . خواهشمند است از شما فرهیخته گرامی که مطابق گفته خودتان خیلی به رفرانس و سند اهمیت می دهید یک سند معرفی کنید که نوشته باشه بابایلانی یا بایلونی؟
جهت تنویر بیشتر خدمت شما عرض کنم سند خرید مناطق پاتاوه و تمنک و.. در سال 1205 هجری قمری نزد خانواده بهزاد خان برائی موجود است ( خریدار بهزاد خان برائی و فروشندگان اقا فتح الله پسر اقا طهمراس دهدشتی ) در ان سند یک نفر شاهد و ریش سفید به اسم باقر بن جونباز بادلونی انرا مهر و امضا کرده است (افراد دیگری از طوایف رضا توفیق، کی گیوی و گودرزی نیز مهر کرده اند).
2- ارتباط محمکی بین طوایف باشرونی و بادلانی و باباملکی وجود ندارد یعنی تاریخ های محلی چنین چیزی را ذکر نکرده اند. اگر چنین بود پس باید طایفه بابکانی یا باباکانی هم پسر عموی انها باشد.
در خصوص اقتدار طایفه حسن عالی فکر کنم دیدگاه شماره 7 از مجموعه کتابهای مرحوم نورمحمد مجیدی استفاده کرده است. البته داستان درویش دوره گرد که همان شاه عباس با لباس مبدل بوده را طایفه بادلانی را بخود نسبت می دهند و همین داستان را طایفه قائدی یا کائیدان یا حسن عالی سابق برای خود می گویند ( این موضوع در کتاب تاریخ و جغرافیای ممسنی تالیف مرحوم مجیدی کرائی ذکر شده است).
در خصوص قائدان لر نیز فارسنامه ناصری مطلبی به شرح زیر در صفحه 439 دارد:
در سال 1004 نواب الله ویردی خان با سپاه فارس از شولستان گذشته ، جمعی از از مفسدان افشار را بدست اورده و بفیه را به قتل رسانید و آتشی در ایل جاکی کوه گیلویه افروخته که خرمن قائدان الوار را بسوخت و حکومت کوه گیلویه را به یکی از غلامان خاصه شریفه ارزانی داشته و عود به شیراز نمود.
 
 
#12 Guest 2015-08-12 19:48
Quoting دشتروم:
Quoting Guest:
سلام.نظرات دوستان درست است ولی همه مورخان معتقدندلوداب ازقبل ازتشکیل ایل بویراحمدتحت سلطه ی کائیدان چهارده تایی حسن عالی بوده بامرکزیت گوزنان بوده که بابادلانی ها.باشرونی ها.سرکوهکی ها عموزاده هستندودرسال1004توسط شاه عباس قلع وقمع وبه سایرنقاط ایران تبعیدشدند.دراستان هم اکنون دردشت روم.محمودآبادیاسوج.چرام.چنگلوا.گوزنان لوداب و..سکونت دارند.حکم مالکیت آنان برکل لوداب به تاری 1333دردادگاه بهبهان موجوداست.

تقریبا درسته ولی کی های چهارده تایی از لحاظ نژادی با این چند تا تیره عموزاده نیستند و نزاد انها بیشتر به تامرادی کی گیوی نزدیک است زمانی کلانتر چرام و ممسنی بودند چند سال پیش در جایی این مطلب خوندم ولی درست یادم نیست اگر گیر اوردم حتما مینویسم فکر کنم ایت الله منتظری از همین طایفه باشه که زمان صفویه اجداد انها به اصفهان و نجف اباد رفتند

قائدان 14 تا ربطی به کی گیوی یا تامرادی ندارند. دو نظریه موجود است. اول اینه به طوایف 14 گانه ممسنی محال چرام که در سال 1082 قمری توسط ریاض الفردوس طوایف 14 تا یا قائدان 14 تا می گویند. دوم اینکه مرحوم مجیدی قائدان 14 را از طایفه حسن عالی و از نسل کی اسد ذکر کرده است که بازماندگان آنها طایفه قائدی اب پخشان ممسنی- قائدی های معصوم اباد و عده ای از قائدان دشت روم هستند. به کتاب تاریخ و جغرافیای ممسنی تالیف مرحوم مجیدی کرائی مراجعه نمائید.
 
 
#13 تامرادی 2015-08-13 09:42
باسلام وتشکر از کامنت گذار شماره11.
برخی از مطالب شمادر کامنت شماره11اطلاعات خوبی داشت که من استفاده کردم اما در مورد سوالات شماچند نکته را به عنوان پاسخ ارایه میدهم.بنظر من بابایلان (بابایلانی)یا بابایلون(بابایلونی) میتواند معنی فارسی اسم لری بایلونی یا بالونی باشدبه استناد به تحلیل نگارشی ودر ادبیات فارسی وگویش لری.چون منبع استنادی جز ای نیست برای تطبیق.حرف شما مبنی بر اشاره اسم بادلانی در ریاض الفردوس وبادلونی درفارسنامه درست است امااستناد به این دو منبع به جهت تناقض وتفاوت در بیان اسماین طایفهٰ؛باطل است چون هرکدام تعبیر متفاوتی دارند ،درست گفتی وبنده حقیر به سند اهمیت زیادی میدهم اما نه سند متناقض ومتفاوت.من فبول دارم که در تمامی منابع قدیمی ولومتناقض اسمی از بابایلانی یا بابایلونی نیامده به همین خاطراستناد میکنم به تشریح نگارشی ودستوری این اسم.لازم است بدانیم نوشتن اسامی که وجه لری دارندوتفاوت بین گویش فارسی ولری انها وجود داردر نسخ ٰ،بصورت لری نوشته نمیشود بلکه فارسی نوشته میشود ونوشتن فارسی انهاباعثه تغییر ان اسامی چه از لحاظ نگارشی وچ از لحاظ معنی میشود.بنده شخصا استناد برای صحت این اسم از منبع ریاض الفردوس را باطل میدانم اولابخاطر تناقض با سایر منابع مثل فارسنامه دوما بدلیل اینکه در خود ریاض الفردوس اسم تعدادی دیگر از طوایف 14گانه رااشتباه درج گرده است مثل میرکوهکی وچاروستاق وزیلابی که صحیح انها سرکوهکی وچاروستایی وزیلایی است.پس احتمال اشتباه بودن کلمه بادلانی هم زیاد است.سومادر صفحه 32ریاض الفردوس به این مورد ادعانموده که اصول نگارش مولف گاها امیخته به سجع والفاظ غریب وساختگی وبی معنی واولین کاتب فارسی ان توانایی کامل خواندن فارسی و..رانداشته ونسخه رو نویس مغلوب ومعیوب بودهودر نگارش ان دچار بدخوانی های غریب ومملو از غلط استو...چهارما مولف ریاض الفردوس در تحقیق های خود در ان زمان به احتمال قوی این اسامی را از اشخاص بومی پرسیده است وبا توجه به بیان لری انها توسط گوینده، واسم با گویش لری را به فارسی به صورت سلیقه ای یاداشت نمودهاست مثل زیلابی ومیر کوهکی و...پس کلمه بادلانی ودرج ان با سلیقه محمد میرک مولف ریاض بصورت اشتباه وساختگی دور از انتظار نبوده.شایان ذکر است وقتی سندها متناقض باشد ناچارا باید به تحلیل علمی وعقلی روی اورد.من معنی کلمه بادلانی یا باده لونی رانمیدانم اگر شمامیدانیید بگویید.ولی بابایلانی دارای معنی است.دلیل اینکه شما صراحتا با کلمه بابایلانی مخالف کردید چه بود؟ شاید واقعابابایلانی درستش باشد.شما بر چه اساس اذعان دارید که ارتباط محکمی بین باشرانی وبادلانی وباملکی وجود ندارد؟شاید داشته باشد به استناد به شباهت اسمی؟شما که منکر این ارتباط هستید دلیل بیاوریدلطفا،بنظر من در شرایط بی دلیلی،شباهت اسمی میتواند دلیل باشد.مثل تامراد ی وتا علیشاهی وتاعباسی که همگی اردشیری هستند.تاریخ های فعلی ومعاصر متاسفانه در موارد زیادی سلیقه ای ومغلطه وار ومتناقض نوشته اند وبه نفع طایفه وتبار مولف هستند واصل بی طرفی در تاریخ نگاری انها وجود ندارد.اولا طایفه بابکانی از نژاد اغا یا اقا هستند ویک شعبه از ایل اغا هستند مثل زنگوایی ونرمابی وبابکانی و..وارتباطی با کا ها یا کایید ها ندارند از لحاظ نسبی.دوما بابکان نام محل است وهمچنین لقب اردشیر که در تاریخ بدون تناقظ ،وجود دارد.واقا هایی که در این مکمن ساکن هستند معروف با اغا هی بابکانی هستند.سوما وج کان از کلمه بابکان ،معنی اسم مذکر ندارد که بتوتند پسوند اسم بابا باشدوپس بابکان همان بابکان است ونه باباکان.بنظر من که خالی از اشتباه شاید نباشد کلمه لری بالونی یا بایلونی به فارسی میشود بابایلانی یابابایلونی چون با مخفف بابا است و یل به معنی شجاع وصفت مذکر است وجمع ان یلون است.ودر ادبیات عامیانه ومحلی ولری یلون را به معنی بلند ورشید نیز میخوانند.جای یک تشبیه وجو دارد که قابا تاما است تیره اول وبزرگ طایفه بادلانی بنام باباعلیشاهی است ،که وجود کلمه بابا در این اسم،خود میتواند گواه این باشد که بابایلانی ممکن است صحیحه بادلانی باشد.وگرنه میبایست باباعلیشاهی ، باد علیشاهی باشد که این تعبیر درست نیست.مطالب اخری کامنت شما درست ومن نیز استفاده کردم ازشون.ممنون اما اگر ممکن است واطلاع دارید مابقی سوالات بنده را در کامنت شماره 8مجود است را پاسخ دهید.ودر اخر مگه کلمه بابا یا بابا یلان چیزه بدی هست؟/باتشکر
 
 
#14 حجت عشايري 2015-08-15 09:33
سلام دوست عزيزي که اين پيام رو داده بودين : .ﻧﻈﺮﺍﺕ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺭﺧﺎﻥ
ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪﻟﻮﺩﺍﺏ ﺍﺯﻗﺒﻞ ﺍﺯﺗﺸﮑﯿﻞ ﺍﯾﻞ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪﺗﺤﺖ
ﺳﻠﻄﻪ ﯼ ﮐﺎﺋﯿﺪﺍﻥ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﺗﺎﯾﯽ ﺣﺴﻦ ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩﻩ
ﺑﺎﻣﺮﮐﺰﯾﺖ ﮔﻮﺯﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﺩﻻﻧﯽ ﻫﺎ .ﺑﺎﺷﺮﻭﻧﯽ
ﻫﺎ.ﺳﺮﮐﻮﻫﮑﯽ ﻫﺎ ﻋﻤﻮﺯﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪﻭﺩﺭﺳﺎﻝ 1004ﺗﻮﺳﻂ
ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﻗﻠﻊ ﻭﻗﻤﻊ ﻭﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮﻧﻘﺎﻁ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺗﺒﻌﯿﺪﺷﺪﻧﺪ .ﺩﺭﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭﺩﺷﺖ
ﺭﻭﻡ .ﻣﺤﻤﻮﺩﺁﺑﺎﺩﯾﺎﺳﻮﺝ. ﭼﺮﺍﻡ. ﭼﻨﮕﻠﻮﺍ. ﮔﻮﺯﻧﺎﻥ ﻟﻮﺩﺍﺏ
ﻭ ..ﺳﮑﻮﻧﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ .ﺣﮑﻢ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺮﮐﻞ ﻟﻮﺩﺍﺏ ﺑﻪ
ﺗﺎﺭﯼ 1333 ﺩﺭﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﻬﺒﻬﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺳﺖ من حجت عشايري هستم از طايفه حسن عالي که اجدادم در گذشته به روستاي خليفه درنزديکي گناوه کوچ کردن اگر پيام من رو خونديد لطفا بهم پيام بديد09308848485-09179056475-09217428797
 
 
#15 Guest 2015-08-15 09:42
با تشکر از کامنت گذار شماره 13 و اینکه فرصت پاسخ از طریق مدیر محترم سایت وجود دارد. باز هم خدمت جناب ‏شما علاقمند عزیز معروض میدارم بنا به دلایل زیر ادعای جنابعالی در خصوص استعمال کلمه بایلونی قابل ‏راستی آزمایی نیست. فرمایش شما در خصوص برخی اشتباهات در ریاض الفردوس درست و این اشتباهات ‏محدود است. به جز چهار روستاق بقیه واژه ها درست است.بعضی از کتب اشتباه چهارروستاق و یک مورد دیگر (و این اشتباه در فرم نگارش نه در ریشه مصدری کلمه) را متذکر شده اند. ‏شما بمن یک سند تنها یک سند چه تاریخی چه دولتی چه وقف نامه به من نشان دهید که در تاریخ واژه یایلونی به ‏کار رفته است !!! من در هیچ منبع مکتوب تاریخی ندیدم که واژه مورد نظر بکار رفته است. تمامی کتب تاریخی ‏از ریاض الفردوس گرفته تا کتاب چاپ شده محلی در سال 1394 همگی واژه بادلانی بکار برده اند. از شما ‏فرهیخته که الان عصر ارتباطات این ادعا کمی عجیب به نظر می رسد و جالب اینکه خود را تامرادی معرفی می ‏فرمائید. جهت اطلاع شما دوست گرامی عرض کنم تاریخ هیچ قومی را خود مردمان ان قوم بهتر می دانند. ارتباط ‏و همسایگی طایفه بادلانی و طایفه بزرگ تامرادی به یکصد و پنجاه پیش می رسد نه بیشتر.‏
سرلشکر سجاد کوچک بادلانی از فرمانده هان ارتش را چی توصیف میکنید؟ در اینکه ایشان بادلانی است شکی ‏نیست و ما شواهد متعددی داریم که عده ای از بادلانی در ایذه و دزفول وجود دارند و همه عنوان بادلانی دارند. ‏یک جستجوی ساده در اینترنت جناب شما را راهنمائی می کند. در ثانی جهت استحضار حضرتعالی در قدیم وقتی ‏طایفه ای از یک منطقه منتقل یا تبعید می گردید اسم منطقه سابق یا طایقه سابق خود را بر روی محله جدید یا ‏مکان جدید خود می گذاشتند. مثلا روستای مال قائد در جاده گناوه یا روستای شول در نزدیکی شیراز و جالب ‏اینکه تعداد قلیلی از طایفه بادلانی در هنگام عزیمت به اصفهان در زمان حمله الله وردیخان در نزدیکی پل قره ‏بنوعی فرار می کنند و در نزدیکی دهدز – بین لردگان و ایذه سکونت اختیار کرده اند و اسم محل خود را بادلان ‏گذاشته اند. این دیگر با هیچ سندی قابل انکار نیست.با یک جستجوی ساده در اینترنت قابل مشاهده می باشد. پس ‏خواهشم از جناب شما این این است از واژه بادلانی استفاده فرمائید.‏
در خصوص طایفه بابکانی لازم به عرض است که همه طایفه بابکانی آقا نیست و حداقل در بابکانی شش تیره ‏دیگر وجود دارد از جمله.علی پناهی- محمد جویی-محمد رضایی- راه خدایی -بادلانی و ترکان تنگ آبشور. هر ‏چند طایفه اقا از نظر کثرت و جمعیت اول می باشد و چون کلانتر بزرگ این طایفه بزرگ از تیره اقایی ‏بخصوص خانواده بزرگ آقا شفیع بوده اند فلذا شاید برای جنابعالی سوتفاهم شده است. ‏
در پاسخ به یک ادعای دیگر جنابعالی که مطمح نظر حقیر نیست فرمودید که تا مرادی تا علیشاهی و تا عباسی ‏همگی اردشیری هستند با منابع تاریخی در تضاد است. به گفته مورخان و مطلعان بویراحمد به دو دسته تقسیم می ‏شود بویراحمد اردشیری و بویراحمد عباسی که در ریاض الفردوس به انها نیز اشاره است بعنوان دو طایفه از ‏طوایف 14 گانه ممسنی محال چرام. نظریه غالب که خود بزرگان بویراحمد اذعان دارند این است که دسته تا ‏عباسی منفک ار تیره اردشیری است و اردشیری بومیان قدیم و باستانی بویراحمد است در حالیکه تا عباسی ‏مهاجرینی هستند که در قرن ششم ار جبل السماق سوریه به اذعان تاریخ گزیده حمدالله مستوفی به ایران مهاجرت ‏کرده اند (یعقوب غفاری). ‏
با تشکر از کامنت گذار شماره 13 و اینکه فرصت پاسخ از طریق مدیر محترم سایت وجود دارد. بازم هم جناب ‏شما علاقمند عزیز معروض میدارم بنا به دلایل زیر ادعای جنابعالی در خصوص استعمال کلمه بایلونی قابل ‏راستی آزمایی نیست. فرمایش شما در خصوص برخی اشتباهات در ریاض الفردوس درست و این اشتباهات ‏محدود است. به جز چهار روستاق بقیه واژه ها درست است.بعضی از کتب اشتباه چهارروستاق را متذکر شده اند. ‏شما بمن یک سند تنها یک سند چه تاریخی چه دولتی چه وقف نامه به من نشان دهید که در تاریخ واژه یایلونی به ‏کار رفته است !!! من در هیچ منبع مکتوب تاریخی ندیدم که واژه مورد نظر بکار رفته است. تمامی کتب تاریخی ‏از ریاض الفردوس گرفته تا کتاب چاپ شده محلی در سال 1394 همگی واژه بادلانی بکار برده اند. از شما ‏فرهیخته که الان عصر ارتباطات این ادعا کمی عجیب به نظر می رسد و جالب اینکه خود را تامرادی معرفی می ‏فرمائید. جهت اطلاع شما دوست گرامی عرض کنم تاریخ هیچ قومی را خود مردمان ان قوم بهتر می دانند. ارتباط ‏و همسایگی طایفه بادلانی و طایفه بزرگ تامرادی به یکصد و پنجاه پیش می رسد نه بیشتر.‏
سرلشکر سجاد کوچک بادلانی از فرمانده هان ارتش را چی توصیف میکنید؟ در اینکه ایشان بادلانی است شکی ‏نیست و ما شواهد متعددی داریم که عده ای از بادلانی در ایذه و دزفول وجود دارند و همه عنوان بادلانی دارند. ‏یک جستجوی ساده در اینترنت جناب شما را راهنمائی می کند. در ثانی جهت استحضار حضرتعالی در قدیم وقتی ‏طایفه ای از یک منطقه منتقل یا تبعید می گردید اسم منطقه سابق یا طایقه سابق خود را بر روی محله جدید یا ‏مکان جدید خود می گذاشتند. مثلا روستای مال قائد در جاده گناوه یا روستای شول در نزدیکی شیراز و جالب ‏اینکه تعداد قلیلی از طایفه بادلانی در هنگام عزیمت به اصفهان در زمان حمله الله وردیخان در نزدیکی پل قره ‏بنوعی فرار می کنند و در نزدیکی دهدز – بین لردگان و ایذه سکونت اختیار کرده اند و اسم محل خود را بادلان ‏گذاشته اند. این دیگر با هیچ سندی قابل انکار نیست.با یک جستجوی ساده در اینترنت قابل مشاهده می باشد. پس ‏خواهشم از جناب شما این این است از واژه بادلانی استفاده فرمائید.‏
در خصوص طایفه بابکانی لازم به عرض است که همه طایفه بابکانی آقا نیست و حداقل در بابکانی شش تیره ‏دیگر وجود دارد از جمله.علی پناهی- محمد جویی-محمد رضایی- راه خدایی -بادلانی و ترکان تنگ آبشور. هر ‏چند طایفه اقا از نظر کثرت و جمعیت اول می باشد و چون کلانتر بزرگ این طایفه بزرگ از تیره اقایی ‏بخصوص خانواده بزرگ آقا شفیع بوده اند فلذا شاید برای جنابعالی سوتفاهم شده است. ‏
در پاسخ به یک ادعای دیگر جنابعالی که مطمح نظر حقیر نیست فرمودید که تا مرادی تا علیشاهی و تا عباسی ‏همگی اردشیری هستند با منابع تاریخی در تضاد است. به گفته مورخان و مطلعان بویراحمد به دو دسته تقسیم می ‏شود بویراحمد اردشیری و بویراحمد عباسی که در ریاض الفردوس به انها نیز اشاره است بعنوان دو طایفه از ‏طوایف 14 گانه ممسنی محال چرام. نظریه غالب که خود بزرگان بویراحمد اذعان دارند این است که دسته تا ‏عباسی منفک ار تیره اردشیری است و اردشیری بومیان قدیم و باستانی بویراحمد است در حالیکه تا عباسی ‏مهاجرینی هستند که در قرن ششم ار جبل السماق سوریه به اذعان تاریخ گزیده حمدالله مستوفی به ایران مهاجرت ‏کرده اند (یعقوب غفاری). ‏
 
 
#16 تامرادی 2015-08-17 12:07
باسلام وتحیات حضور شماکامنت گذارشماره 15
ازاینکه محترمانه در مقام نقادی وتوضیح بر گفته های بنده هستیدتشکر دارم.اما احساس میکنم ملطفت به منظور واضح اینجانب در تمامی گفته ها نشده ایدویا از سوالات من طفره میرویدیاهم به نوعی سمت وسو وجهت نظریات من رو با زاویه ای دیگر میبینید که خارج از بحث مورد نظراست و مورد ادعای بنده هم نیست.لازم است در ابتدا تاکید کنم که من اصلا منکر وجود کلمه بادلانی در منابع نیستم ومخالف این کلمه برای انتصاب به ان طایفه محترم هم نیستم.من فقط نظر خودم رو بیان میدارم به استناد به دلایلی که در همه کامنت ها واین کامنت بیان کرده ومیکنم.رد یا تقبل نظر من،اجباری نیست واز منتقدان محترمی چون شما هم استقبال میکنم.وچیزی که من رو بیش از پیش وقبل از ارسال کامنت هام معطوف کرد به تحقیق وبررسی وتحلیل در مورد صحت معنی کلمه بادلانی،کامنت شماره3بود که بجای بادلانی یا باده لونی یا بایلونی نوشته،بابایلانی.واین نظر من رو جلب کرد که در موردش تحقیق کنم.
ادعای حقیر راستی ازمایی خود را از دیر باز تاکنون ثابت کرده است واین ادعای من در خصوص استعمال کلمه (بایلونی)وصحت وجود ان مستند است به نظر همه جمعیت طایفه بادلانی وهر قوم یا اجتماعی که با این طایفه اشنایی دارند چون همه ایشان و(حتی شایدخود شمااگر بادلانی باشید) از دیر باز تاکنون وتا اینده وهمیشه احتمالا،به این طایفه میگویید بایلونی ونه بادلانی،به جزدر مکتوبات،چون در مکتوبات از اولین بار،(مثل کتاب ریاض الفردوس)کلمه بایلونی ،بادلانی درج شده است ونه بایلونی.(هرچند در کتاب فارسنامه باده لونی درج شده واین تفاوت نگارش در منابع مثل ریاض وفارسنامه مزید بر احتمال صحت ادعای اینجانب مبنی برنگارش غلط کلمه باده لونی وبادلانی است) که به نظرمن در کتابهای مذکور توسط مولف ،این کلمه اشتباه درج شده است (البته بنظرم اشتباه نگارشی یا غلط املایی بوده مثل چارروستاق یا.. )وبه نظر شما درست درج شده است.بهرحال یا نظر من صحیح است یا نظر شماوهرکدام از این دونظر صحت ان اثبات بشودازش صمیمانه استقبال میکنم.حالا چندسوال بوجود میاد.1-کلمه بادلانی صحیح است یا باده لونی؟2-ریاض الفردوس درست نوشته یا فارسنامه درست نوشته؟3- معنی این دوکلمه چیست؟؟ببخشید که سوالات کامنت های قبلی رو تکرار کردم. 4-شما بر چه اساسی برای اشتباهات ریاض الفردوس محدودیت قایل هستید؟ایا کلمه به کلمه تاریخ متنوع و بزرگ وکهنی مثل ریاض راتطبیق داده اید یا ان را ویرایش یابازسازی کرده اید؟ان هم تاریخی با این همه محتوای متنوع وسنگین که مملو از موضوعات متفاوت مثل جغرافیای تاریخی وتبار شناسی وجمعیت ومذهب وتاریخ جنگها وسلاطین وسلسله هاوایلات وپیامبران و..... وقطعا این کار خیلی سخت است وزمان بر و...دور از انتظار!!.5-اگر بجز چاروستاق بقیه واژه هادرست است پس میر کوهکی وزیلابی چیست که در منبع اصلی ریاض به اشتباه درج شده ودر تدوین ها وچاپ های اولیه هم بر همین منوال نقل وچاپ شده است؟؟شما را دعوت میکنم به مطالعه ریاض الفردوس تالیف محمد میرک وکوشش وتدوین ایرج افشار به تاریخ چاپ 1385 وصفحه 43.هرچند دور از انتظار نیست که در چاپهای دیگر اشباه نگارشی زیلابی بجای زیلایی ومیرکوهکی بجای سرکوهکی و...اصلاح شده باشند.اما انچه مهم است این است که در نسخ اولیه، اشتباهات نگارشی ریاض،درج ونقل شده اند.واشتباه نوشتن این اسامی در فرم نگارشی بوده که از ابتدا در اولین نسخه ریاض وجود داشته است.بنده مجددا عرض میکنم که هیچ سند یا مکتوبه رسمی تاکنون نشناخته وندیده ام که در ان از واژه بایلونی بجای بادلانی یا باده لونی استفاده کرده باشد(چونکه هیچ منبعی نبود لزوما به تشریح دستوری ونگارشی ومعنی اسم بایلونی روی اوردم) جز خود بادلانی ها وهران که بشناسد همگی میگویند وخطاب میکنند ومعرفی میکنند (البته با لهجه محلی)بایلونی ونه بادلانی.6-ایافارسی یا نوشتاری کلمه بایلونی،بادلانی است،؟این را ثابت کنید که از لحاظ دستوری چرابایلونی بادلانی نوشته میشود؟خواهشا معنی کلمه بادلانی را بگویید؟؟من میخواهم این را بگویم که فارسیه بعضی از کلمات لری،اشتباه است واشتباه نوشته شده ودر تاریخ بویر احمد از این اشتباهات زیاد است که مختص طایفه غیور وباتعصب بادلانی نیست.مثل اسامی سه رونی .گوی سرابی احتمالا وسر کوهکی وزیلابی وتیر تاجی و..که در برخی منابع یا به اشتباه نگارشی یا به عمد جهت تغییر،سارانی ،گود سرابی ،میر کوهکی وزیلابی ونگین تاجی درج وثبت کرده اند ودر برخی عمدا اسامی اشتباه را به جای واقعیت معمول کرده اند که نمیدانم دلیلش چه بوده مثل طایفه تیر تاجی که تا اواخر دوره رضا شاه اسمی تحت عنوان نگین تاجی وجود نداشته ودر ان زمان این اسم را بجای تیر تاجی جلوه کردند. درمورد ادعای شما که گفتید درتمامی کتب ومنابع از واژه بادلانی استفاده شده لازم است مجدداعرض کنم ادعای شما با برخی منابع اصیل در تضاد است چون در فارسنامه ناصری کلمه بادلانی را بکار نبرده ونوشته است باده لونی.میتوان تقریبا وبه احتمال قریب به یقین گفت که اولین بارکلمه بادلانی در ریاض الفردوس ثبت ویا نگارش گردیده پس منطقی است که ادعا کنیم سایر منابع بعد از ریاض یا حتی نقل وقول ها ونام گذاری های محل های جدید یا فامیلی هابه استناد به ریاض ،از واژه بادلانی استفاده کرده اندتا حل حاضر.ولی انچه که مهم تر است این است که واژه بادلانی اگر فارسی بایلونی نباشد یا باشد،نتوانسته یا نمیتواند کلمه بایلونی رااز ادبیات و...مردم این منطقه حتی خود بادلانی ها بگیردچون همگی خطاب میکنیم ،بایلونی ونه بادلانی.مثل کلمه ساختگی نگین تاجی که نتوانست کلمه تیر تاجی را حذف کند یا جای ان را بگیرد.البته شایان ذکر است که برخی اسامی وکلمات تفاوتی از لحاظ گفتار ونوشتار انهادر لری وفارسی انها نیست مثل تیرتاجی و..بقیه عرایض در کامنت بعدی.با احترام
 
 
#17 Guest 2015-08-17 20:30
با سلام و ادب خدمت کامنت گذار محترم شماره 16 . تشکر از پیگیری جناب شما در این خصوص. خدمت شما از ‏منابع مکتوب تاریخی، اعم از کتب تاریخی، وقف نامه و کتب تاریخ محلی از قرن دهم هجری تا حال حاضر در ‏خصوص استعمال کلمه بادلانی شواهد متعددی ارائه کردم. زیرا حضرتعالی در کامنت اول خویش فرمودید باید مستند دلیل اورده ‏شود که مستنداً مواردی را خدمت شما و سایر خوانندگان عرض کردم. من در تعجبم جناب شما اینهمه منبع تاریخی ‏را نادیده می گیرید و بر یک گویش اشتباه محلی اصرار دارید که گاهاً از روی غرض بیان می شوند. در اشتباه ‏بودن گویش مورد نظر جنابعالی یک نکته را خدمتتان عرض میکنم تا بماند در تاریخ. همه ما می دانیم که به قلعه ‏و ارگ های قدیمی کوشک می گویند مانند کوشک برافتاب( در نزدیکی دهدشت) یا روستای کوشکک در ‏مرودشت فارس. احتمالا جناب شما از جاده یاسوج بابامیدان تشریف برده اید و در میانه راه جدید روستایی بنام ‏کووشک (با تعبیر لری ک واو ش ک) خوانده می شود که این گویش غلط است و تحقیقات نشان داده که در اصل ‏کوشک بوده که به اشتباه ‏keveshk‏ خوانده می شود. کوشک هم جایی بوده است که قلعه یا ارگی وجود داشته ‏است. جالب اینجاست همین گویش اشتباه کوشک به کووشک رایج شده است.
در خصوص بایلون من از شما سوال ‏میکنم معنی لغوی آن چیست؟ شما در این چند کامنت فقط سوال پرسیدید و من جواب دادم اکنون نوبت من است. ‏شما در یک منبع مکتوب تاریخی تنها یک منبع نشان دهید بایلونی بکار رفته است؟ ‏
برای کلمه بادلان دو نظریه بوجود دارد. نظریه اول: اول اینکه اسم مکان باشد که من با تحقیق فراوان فهمیدم دو ‏محل در کشور به اسم بادلان وجود دارد. 1- بادلان در دهدز بختیاری که فلسفه انرا در کامنت قبلی ام عرض کردم ‏‏2- بادلان نام محله ای است در شهر سرکان یا تویسرکان همدان ‏
نظریه دوم:‏
بادلان از دو کلمه با+ دلان تشکیل یافته است که اتفاقا هردو کلمه فارسی و قابل فهم است یعنی با دلها. ‏

اما درخصوص معنی بایلان خدمت شما عرض کنم جستجوی من در منابع کتبی و اینترنتی عملا به جایی نرسید. ‏حتی موتور جستجوی گوگل ناتوان ماند. ‏
در خصوص طایفه سرکوهکی بهتر از افراد ان طایفه بپرسید چون من اجازه ندارم در مورد انها و پیشینه آنها ‏قضاوتی کنم همین طور سایر طوایف محترم. چون هر طایفه تاریخ خاص خود را دارد و تنها خود افراد ان طایفه ‏می توانند قضاوت درست نمایند. اما اجمالا در این حد می دانم سرکوهکی واژه درست است نه میرکوهکی.‏
زیلایی که اظهر من الشمس است و همه می دانند زیلایی درست است نه زیلابی. قطعا این موارد مورد نظر شما ‏در کتابهای تاریحی اشتباه تایپی و چاپی است. ‏
به اعقتاد خودم، بنده دلایل بسیار محکمی برا استعمال کلمه بادلانی ارائه کردم ولی منتظر پاسخ محکم و مستند شما ‏هستم.‏
گفتم که الف، گفت دیگر هیچ مگوی... درخانه اگر کس است یک حرف بس است.‏
 
 
#18 تامرادی 2015-08-18 11:11
باسلام.ادامه کامنت 16
ادعای بنده از چه نظر عجیب است که میگویید عجیب است؟اینکه ضمن احترام برای واژه منتسب ورایج به این طایفه،معنی درخوری قایل هستم عجیب است؟ازاینکه برای شما جالب است که من خودم راتامرادی معرفی کردم،پس شایسته است که برایتان جالبترباشد که بگویم که واقعا تامرادی هستم واز ان تامرادی هایی که شناخت جامع نسبت به بادلانی های محترم دارم وبه امور فی ما بین اگاهی دارم.بانظر شما که گفتید (تاریخ هیچ قومی رابهتر از مردمان ان قوم نمیدانند)کاملا موافقم واین را اضافه کنم که اگر در ان تاریخ نقاط کور یاضعفی باشدقطعا بهترین رفوگر وکتمان کننده حقایق ومولدجایگزیی کاذب ان نقاط ونام ونشان ووجهات وصفات غیر موجه،میتواند از همان قوم باشد.کاملا درسته که بقول شما ارتباط این دوطایفه(تامرادی وبادلانی)به بیش از یکصدو پنجاه سال نمیرسد اما بنظرمن با صرفنظر از جایگاه متفاوت این دو طایفه از بعد اجتماعی ومنطقه ای وحتی استقلال،مدت زمان 150 سال برای شناخت واشراف کافی ولازم کفایت دارد.امیر(تیمسار)دریادار(سرتیپ تمام)را میدانم که فرمانده اسبق نیرودریایی ارتش از سال84 تا86 بوده و..بفرض اینکه حرف شما درست وایشان بادلانی واهل دذفول یا ایذه و..وهمه انها به تبار بادلانی معروف ومشهور باشند .منم به نقل شما موافقم اما این نظر شما صورت مسئله رو عوض نمیکند،شاید خود شما هم شهرت بادلانی داشته باشید،یا بعنوان مثال اقای یوسف بادلانی را میشناسم که اهل دهنو لوداب واز این طایفه است.من شکی ندارم که در حال حاضر بادلانی ها در هر کجا که باشند در ادبیات نوشتاری وفارسی به بادلانی معروفند چ بویر احمد چه خوزستان چ چرام.واز انها هم کسانی هست که شهرتشان بادلانی است.اما نقطه ی نظر من در نمامی کامنت ها ربطی به این موضوع ندارد.اولین منبع مستند بنام ریاض الفردوس نوشته است بادلانی (چه درست یا چه غلط)،پس دور از انتظار نیست که بعد از کتابتٰ وتالیف ریاض،کلمه بادلانی رواج پیدا کرده.اما اگر بادلانی صحیح باشد،پس چرا در برخی منابع مثل سنگ قبر ها ننوشته بادلانی ونوشته اند بادلونی؟پس به نتیجه میرسیم کلمه بادلانی سند واحد نیست چون نام دیگری غیر از این هم ثبت شده که باده لونی نام دارد این یعنی تناقض وتفاوت در اصل استناد.کدام یک از این دو کلمه درست است؟پس نظر شما در مورد وجود عنوان واحد بادلانی،مردود است چون سندی به اسم باده لونی وجود دارد.که هرچند خود شما در کامنت شماره 11 به این سند تحت عنوان (مرحوم باقر ابن جونباز باده لونی)استناد کرده اید که با ادعایتان در کامنت 15 در تضاد وتناقض است.این نظرتان که گفتید در قدیم اگر طایفه ای کوچ یا تبعیدو...اسم طایفه یا مکان قبلی رو جایگزین میکرد ومثل مال قاید وحمله الله وردی ورفتن به دهدزو... رو قبول دارم اما این گفته ای شما بازهم صورت مسئله را عوض نمیکندچون من منتقد یا مخالف این موارد نیستم وادعا دارم وجود این عناوین به استناد واژه موجود درریاض الفردوس است که اولین نگارنده وثبت کننده واژه بادلانی است وبه طبع ان، درنوشتار ها وعناوین فارسی رواج پیدا کرده ازگذشته تاکنون.فرض میکنیم باده لونی همان بادلانی باشدیا باده لونی، بیان لری واژه بادلانی باشد پس چرا بجای باده لونی در بویر احمد وچرام که اطلاع دارم،میگویند بایلونی؟یا چرا معنی بادلانی که به تعبیر شما با دل هاست،نمیتواند معنی باده لونی باشد؟یعنی معنی باده لونی ،با دلها نیست ونمیتواند باشد.این هم تناقضی دیگر است.من میتوانم صرف به احترام به خواهش شما پذیرای استفاده از واژه بادلانی باشم اما ترویج ای کار، توسط شما کاری بس سخت وزمان بر است چون باید فرهنگی غالب برمردمان ای دیاربوجود بیاورید تا ادبیات با قدمت وکهن خود را فراموش و زین پس به بیان کلمه بادلانی رواورند.همه طایفه بابکانی اغا هستند وتعدادی غیراغا از قدیم الایام به همجواری ایشان ودر طایفه بابکانی سکنی گزیدند ومخلوط در بابکانی شدند مثل علی پناهی که به گواه مرحوم قایدخسرو علیپناهی اصالتا کی گیوی هستند.یا راه خدایی که به گفته قاید حسین فاتحی اصالتا باوی هستند یا بادلانی ها که بادلانی هستند .اگر اشتباه نکنم قاید سهراب ازایشان است.مگر میشود بادلانی های ساکن در طایفه بابکانی،بگویند بابکانی هستیم؟بعید میدانم چون اصالت خود را حذف نمیکنند.ترکان ابشور نشنیده ام که بگویند بابکانی هستیم مثل اقای علی ابشوری که به اصالت خود اذعان دارند.ویا سایر وغیرو.پس وجود همجواری یا سکنی در یک طایفه،دلیل بر انتصاب عنوان ان طایفه به خود نیست وقطعا غرور هم چنین اجازه ای نمیدهد.برای من سوتفاهمی بوجود نیامده.وباصرفنظر از منابع مکتوب ،اگر شما یک منبع عامیانه وحتی سنتی وبا لهجه لری پیدا کردید که به بابکان بگوید باباکان ویا به لری به بااکون بگوید باباکون ،من حرف شما را قبول دارم.با صرفنظر از وجه کان در کلمه باباکان که نمیتواند از لحاظ دستوری پسوندبابا باشد.پس احتمالا برای شما سوتفاهم بوجود امده در موارد متعدد.پس لازم است مجدداتشریح کنم چون تامرادی وتاعلیشاهی وتا عباسی همه اردشیری هستند.بودن پیشوند (تا)در اسامی انها میتواند وجه اشتراک از نظر نسبی وداشتن ریشه یکی باشد حتی با صرفنظر از اردشیری بودنشان.پس در سایر طوایف که پیشوند مشترک دراسامی انها موجود است احتمال قرابت نژادی انها نزدیک است مثل باشرونی وبا ملکی.طبق ریاض،بویراحمد اردشیری وبویراحمد عباسی دوتیره ،از 14 تیره استٰ.ساکن اصیل ویامهاجر از جبل السماق بودن مد نظر من نیست وتضاد در ادعای شما در اینجا محرز است که تیره کوچک تا عباسی ساکن در طایفه بابکانی ودم تنگ پیرزال که درزمان قدیم درحدفاصل تنگ تامرادی ومیدگان ساکن بوده اندرا باتیره بسایر بزرگ بویر احمد عباسی که مورد استناد ریاض واز طوایف 14گانه است راتوانا به تمایز نیستید واشتباه گرفته اید.با احترام بشما
 
 
#19 Guest 2015-08-19 06:04
Quoting تامرادی:
باسلام.ادامه کامنت 16
ادعای بنده از چه نظر عجیب است که میگویید عجیب است؟اینکه ضمن احترام برای واژه منتسب ورایج به این طایفه،معنی درخوری قایل هستم عجیب است؟ازاینکه برای شما جالب است که من خودم راتامرادی معرفی کردم،پس شایسته است که برایتان جالبترباشد که بگویم که واقعا تامرادی هستم واز ان تامرادی هایی که شناخت جامع نسبت به بادلانی های محترم دارم وبه امور فی ما بین اگاهی دارم.بانظر شما که گفتید (تاریخ هیچ قومی رابهتر از مردمان ان قوم نمیدانند)کاملا موافقم واین را اضافه کنم که اگر در ان تاریخ نقاط کور یاضعفی باشدقطعا بهترین رفوگر وکتمان کننده حقایق ومولدجایگزیی کاذب ان نقاط ونام ونشان ووجهات وصفات غیر موجه،میتواند از همان قوم باشد.کاملا درسته که بقول شما ارتباط این دوطایفه(تامرادی وبادلانی)به بیش از یکصدو پنجاه سال نمیرسد اما بنظرمن با صرفنظر از جایگاه متفاوت این دو طایفه از بعد اجتماعی ومنطقه ای وحتی استقلال،مدت زمان 150 سال برای شناخت واشراف کافی ولازم کفایت دارد.امیر(تیمسار)دریادار(سرتیپ تمام)را میدانم که فرمانده اسبق نیرودریایی ارتش از سال84 تا86 بوده و..بفرض اینکه حرف شما درست وایشان بادلانی واهل دذفول یا ایذه و..وهمه انها به تبار بادلانی معروف ومشهور باشند .منم به نقل شما موافقم اما این نظر شما صورت مسئله رو عوض نمیکند،شاید خود شما هم شهرت بادلانی داشته باشید،یا بعنوان مثال اقای یوسف بادلانی را میشناسم که اهل دهنو لوداب واز این طایفه است.من شکی ندارم که در حال حاضر بادلانی ها در هر کجا که باشند در ادبیات نوشتاری وفارسی به بادلانی معروفند چ بویر احمد چه خوزستان چ چرام.واز انها هم کسانی هست که شهرتشان بادلانی است.اما نقطه ی نظر من در نمامی کامنت ها ربطی به این موضوع ندارد.اولین منبع مستند بنام ریاض الفردوس نوشته است بادلانی (چه درست یا چه غلط)،پس دور از انتظار نیست که بعد از کتابتٰ وتالیف ریاض،کلمه بادلانی رواج پیدا کرده.اما اگر بادلانی صحیح باشد،پس چرا در برخی منابع مثل سنگ قبر ها ننوشته بادلانی ونوشته اند بادلونی؟پس به نتیجه میرسیم کلمه بادلانی سند واحد نیست چون نام دیگری غیر از این هم ثبت شده که باده لونی نام دارد این یعنی تناقض وتفاوت در اصل استناد.کدام یک از این دو کلمه درست است؟پس نظر شما در مورد وجود عنوان واحد بادلانی،مردود است چون سندی به اسم باده لونی وجود دارد.که هرچند خود شما در کامنت شماره 11 به این سند تحت عنوان (مرحوم باقر ابن جونباز باده لونی)استناد کرده اید که با ادعایتان در کامنت 15 در تضاد وتناقض است.این نظرتان که گفتید در قدیم اگر طایفه ای کوچ یا تبعیدو...اسم طایفه یا مکان قبلی رو جایگزین میکرد ومثل مال قاید وحمله الله وردی ورفتن به دهدزو... رو قبول دارم اما این گفته ای شما بازهم صورت مسئله را عوض نمیکندچون من منتقد یا مخالف این موارد نیستم وادعا دارم وجود این عناوین به استناد واژه موجود درریاض الفردوس است که اولین نگارنده وثبت کننده واژه بادلانی است وبه طبع ان، درنوشتار ها وعناوین فارسی رواج پیدا کرده ازگذشته تاکنون.فرض میکنیم باده لونی همان بادلانی باشدیا باده لونی، بیان لری واژه بادلانی باشد پس چرا بجای باده لونی در بویر احمد وچرام که اطلاع دارم،میگویند بایلونی؟یا چرا معنی بادلانی که به تعبیر شما با دل هاست،نمیتواند معنی باده لونی باشد؟یعنی معنی باده لونی ،با دلها نیست ونمیتواند باشد.این هم تناقضی دیگر است.من میتوانم صرف به احترام به خواهش شما پذیرای استفاده از واژه بادلانی باشم اما ترویج ای کار، توسط شما کاری بس سخت وزمان بر است چون باید فرهنگی غالب برمردمان ای دیاربوجود بیاورید تا ادبیات با قدمت وکهن خود را فراموش و زین پس به بیان کلمه بادلانی رواورند.همه طایفه بابکانی اغا هستند وتعدادی غیراغا از قدیم الایام به همجواری ایشان ودر طایفه بابکانی سکنی گزیدند ومخلوط در بابکانی شدند مثل علی پناهی که به گواه مرحوم قایدخسرو علیپناهی اصالتا کی گیوی هستند.یا راه خدایی که به گفته قاید حسین فاتحی اصالتا باوی هستند یا بادلانی ها که بادلانی هستند .اگر اشتباه نکنم قاید سهراب ازایشان است.مگر میشود بادلانی های ساکن در طایفه بابکانی،بگویند بابکانی هستیم؟بعید میدانم چون اصالت خود را حذف نمیکنند.ترکان ابشور نشنیده ام که بگویند بابکانی هستیم مثل اقای علی ابشوری که به اصالت خود اذعان دارند.ویا سایر وغیرو.پس وجود همجواری یا سکنی در یک طایفه،دلیل بر انتصاب عنوان ان طایفه به خود نیست وقطعا غرور هم چنین اجازه ای نمیدهد.برای من سوتفاهمی بوجود نیامده.وباصرفنظر از منابع مکتوب ،اگر شما یک منبع عامیانه وحتی سنتی وبا لهجه لری پیدا کردید که به بابکان بگوید باباکان ویا به لری به بااکون بگوید باباکون ،من حرف شما را قبول دارم.با صرفنظر از وجه کان در کلمه باباکان که نمیتواند از لحاظ دستوری پسوندبابا باشد.پس احتمالا برای شما سوتفاهم بوجود امده در موارد متعدد.پس لازم است مجدداتشریح کنم چون تامرادی وتاعلیشاهی وتا عباسی همه اردشیری هستند.بودن پیشوند (تا)در اسامی انها میتواند وجه اشتراک از نظر نسبی وداشتن ریشه یکی باشد حتی با صرفنظر از اردشیری بودنشان.پس در سایر طوایف که پیشوند مشترک دراسامی انها موجود است احتمال قرابت نژادی انها نزدیک است مثل باشرونی وبا ملکی.طبق ریاض،بویراحمد اردشیری وبویراحمد عباسی دوتیره ،از 14 تیره استٰ.ساکن اصیل ویامهاجر از جبل السماق بودن مد نظر من نیست وتضاد در ادعای شما در اینجا محرز است که تیره کوچک تا عباسی ساکن در طایفه بابکانی ودم تنگ پیرزال که درزمان قدیم درحدفاصل تنگ تامرادی ومیدگان ساکن بوده اندرا باتیره بسایر بزرگ بویر احمد عباسی که مورد استناد ریاض واز طوایف 14گانه است راتوانا به تمایز نیستید واشتباه گرفته اید.با احترام بشما


با سلام و ادب
من منتظر پاسخ جناب شما در مرود ادعا های خودتان هستم.
شما دارید مطالب خودم را تحویل خودم می دهید.
از نظر بنده فرقی بین بادلانی، بادلونی و یا باده لونی نیست و استعمال انها مشکلی ندارد و این تفاوات حروف ناشی از گویش لری و فارسی است. من هم سند ریاض الفرددوس را قبول دارم هم سند وقف نامه خوانین برائی و هم سند فارسنامه ناصری را. شما چه سندی را قبول دارید؟؟؟ مشکل من با استعمال یایلونی یا بابایلانی به جای بادلانی یا بادلونی است که در هیچ منبعی ذکر نشده است. اگر جنابعالی تخصصی در تحشیه و تذکره تاریخ دارید بفرمائید طی یک مقاله و نوشتار مکتوب ریاض الفردوس یا فارسنامه ناصری و یا حتی وقف نامه خوانین برائی را نقد کنید.
از نظر بنده استعمال بابایلانی با بادلانی تحریف اسناد تاریخی است و این یعنی جعل تاریخ. ریشه یک طایفه ار نمی توان با گفتار شفاهی غیر منقول عوض کرد. طایفه بزرگ بابکانی را خیلی دقیق تر می شناسم و با انان پیوند نسبی و سببی عمیق دارم. هرچند مثال بابکانی نیز کمکی به اثبات نظریه شما نکرد.
منتظر اسناد تاریخی جناب شما در خوص صاستعمال کلمه بایلانی یا بایلونی هستم و سعی کنید در نقد علمی حاشیه را پرنگ تر از متن نفرمائید.
در ضمن قرار شد معنی کلمه بایلونی را ذکر بفرمائید..
 
 
#20 پارسا 2015-08-20 09:53
سلام خدمت دوستان محترم.بنده نظراتومطالعه کردم وچنتاازمشاهدات عینیموبیان میکنم درموردطایفه محترم بادلانی،تامرادی،قائدان یاکائیدان چهارده تای بویری.1.درکتاب مرحوم نورمحمدمجیدی وکتاب تاریخ وجغرافیای ممسنی که فعلآنویسندش توذهنم نیست مستنداکائیدان چهارده تایی راساکنان لوداب دانسته اندکه به نظرمیرسدباطایفه محترم بادلانی همریشه هستندوباهم درسال1004توسط لشکرالاوردی خان قلع وقمع وتبعیدشدند2.بنظرمیرسدحسن عالی هاتیره ای ازکائدان هستندکه درزمان قاجارکلانترچرام بودن وتبعیدکی هازمان شاه عباس بودوحسن عالی هابازماندگان کی هابودندکه به چرام پناهنده شدندکه توسط ملاباقربگ لروهنگ بهبهان به توپ بسته شدندوبه دشت روم رفتند3.مهاجرت طایفه محترم تامرادی پس ازتبعیدکی هاوبازگشت برخی ازبادلانی هابه لوداب وتشکیل مجددطایفه مستقل بوده.وجناب آقای هجیربهادران فرزندبزرک ملافریدون بهادران بدرستی برای هرکس شرح میدهد.4.به گفته بعضی ساکنان محلی چن خانوارازبادلانی هادرزمان تبعیدشاه عباس مثل سم پنهان شدند وده سم به آن معناست ولی به نوشته آقای مجیدی ده سم شهرباستانی مسن نام داشت وبه همران گوزنان مرکزکاییدان بود5.این موضوع که ازچات باریک جوخانه تاتنگ بویری طی حکم دادگاه بهبهان متعلق به کاییدان حسن عالی است درست است واصل آن دراختیارهجیربرک(سالاری)است ورونوشت آن نزدآقای فضل اله سالاری فرزندقائدمحمدلطیف است6.این موضوع که فرمانده نیروی دریایی سابق ارتش بادلانی است صحیح میباشدوکشف آن توسط آقای فضل اله سالاری طی مکاتباتی بااین امیرارتش صورت گرفته است7.بدلیل انقراض کاییدان دراستان بازماندگانشان درسایرطوایف مخروط شده اند ازجمله طایفه بادلانی،سادات امام زاده علی،شیخها،قائدگیوی مثل دکتریاری پورفرمانداریاسوج که اهل دشت روم است.8.سایرکی هادرنورآبادبافامیل قائدی،زینبیه اصفهان،نجف آباد،گناوه بااسم مال کائد،مراغه،بوشهر،لردگان،اردبیل،سیبری،روسیه،قائمیه و...تبعیدشدند9.طایفه بادلانی یقینآعموزاده کی هاهستندوهرجاکی هاتبعیدشدندبه همراه آنهاهستندمثلآ گردنه ی بادلانی دراصفهان10.نظردیگراین است که یاکائیدان هرجابودند14سرکرده داشتند چون هم زمان اقتدارشان درلوداب وسال1000شمسی به چهارده تایی اسم برده شده اند هم زمان قاجارکه جزوخوانین چرام بودند یااینکه ایل بویراحمد14تیره بود11.بعضی روستاهای لوداب پس ازحکم بهبهان وعدم اعتبارآن بدلیل اصلاحات عرضی ونداشتن نسق توسط بازماندگان حسن عالی وبی اطلاعی لودابی ها.توسط کائدشریف برک به ساکنان فروخته شدندازجمله گوزنان12.متن فرمان شاه عباس وامان نامه الاوردی خان به یک خانواده ازکی هاکه خانواده های برک،سالاری،برقک،علمی،ازوراث آن خانواده هستند وبه گفته ی محلی هامقبره شیخ حسن درگردکان لوداب همان حسن عالی است که ازشاه عباس توسط مادرش امان نامه گرفته ولی نظری ضعیف است13.نورمحمدمجیدی حمله تیمورلنگ رابه لوداب منتسب دانسته است ودرکتاب منم تیمورجهانگشای بانویسنده فرانسوی فقط ازایل بویرنام برده شده است.که آقای مجیدی باتحقیقات گسترده بویرراطوایف کی های چهارده تایی میداندکه پسرتیمورراسال604شمسی کشتندوتیمورفقط ازموبدان آتشکده رحم کرد که آثارشان دردناچارک لوداب موجوداست14.محل اصلی گوزنان بین ده سم وگوزنان امروزی بوده است.
 
 
#21 توحید 2015-08-20 11:27
این طایفه از بازماندگان قوم باستانی بویری می باشند که در نواحی لوا(لالستان) بویراحمد ساکن بوده اند و از علل مهاجرت و پراکندگی آنان سندی در دسترس نیست اما به اعتبار روایات محلی این طایفه در حدود سال 1004 هجری قمری و در زمان سلطنت شاه عباس صفوی که حکومت کهگیلویه در دست روسای ایل افشار کهگیلویه بود در اثر یک اختلاف ایلی افشارها حکومت منتخب دولت صفوی را جواب گفتند و خود حاکمی از خاندان خلیل خان افشار برگزیدند این امر مخالفت با شاه عباس تلقی شد. و شاه عباس الله وردی خان را مامور سرکوب و تمرد ایل افشار و متحدین جاکی و جانکی و بندانی نمود. با توجه به اینکه طایفه حسن عالی بویری از متحدین افشارها بودند و در آن زمان از نظر شجاعت و جمعیت قومی بودن که سپاه تیمور نتوانست بر آنان مسلط شود نیز مورد حمله لشکر الله وردی خان قرار گرفته و به ولایات ارس قزوین و مراغه و اصفهان و نجف آباد تبعید شدند. این طایفه بعدها در اثر اختلافات محلی ضعیف شده به نواحی بوشهر و گناوه با نام بویری و عالی و در ممسنی با نام قائدها و مال قائد و کائیدان و در کهگیلویه و بویراحمد با نام مال قائدها مهاجرت نمودند و تعداد اندکی از آنان در منطقه لوا(لالستان) بویراحمد سکونت دارند.
 
 
#22 توحید 2015-08-20 11:51

طایفه کلاه سیاه

این طایفه از بازماندگان طوایف قدیمی حسن عالی از زیرشاخه های طایفه بویری میباشند و به علت اینکه کلاه سیاه بر سر می نهادند به تیره کلاه سیاه معروف شده اند. زمان مهاجرت این طایفه به منطقه دشمن زیاری معلوم نیست اما احتمالا آنها پس از انقراض و پراکندگی طایفه حسن عالی از مناطق لوا بویراحمد و لالستان در حدود سالهای ( 1004 و 1005 هجری قمری ) به دشمن زیاری کوچیده اند. بخشی از این تیره اکنون در منطقه لوا بویراحمد و بخشی نبز جزایل قشقایی به اسم تیره کلاه سیاه و گروهی نیز در شهرستان گناوه با نامهای عالی و حیاتی سکونت دارند.
تیره کلاه سیاه در دشمن زیاری ممسنی از جمعیت قابل توجهی برخوردار است و به چندین اولاد تقسیم می شوند : اولاد بهلیلی . اولاد ملائی . اولاد حیاتی و اولاد کایدی. علاوه بر این اولادها که کلاه سیاه اصیل اند گروه هایی اردکانی . شولی . سادات. قلاتی و گروهی به نام شرونی ها که اصالتا از بویراحمد سفلی باشند نیز در کلاه سیاه ساکنند. در نزدیکی کلاه سیاه روستایی است به نام قایدان که گروهی از مردم کلاه سیاه به سرکردگی ملا محمود از اولاد بهلیلی در زمان اسد خان دشمن زیاری به این روستا آمدند و سکونت گزیدند. همچنین در روستای قندیل چنارشاهیجان نیز اولاد رهزاد و بهزاد که از زیرشاخه های اولاد ملایی هستند سکونت دارند.تیره قلندر
طایفه کلاه سیاه

این طایفه از بازماندگان طوایف قدیمی حسن عالی از زیرشاخه های طایفه بویری میباشند و به علت اینکه کلاه سیاه بر سر می نهادند به تیره کلاه سیاه معروف شده اند. زمان مهاجرت این طایفه به منطقه دشمن زیاری معلوم نیست اما احتمالا آنها پس از انقراض و پراکندگی طایفه حسن عالی از مناطق لوا بویراحمد و لالستان در حدود سالهای ( 1004 و 1005 هجری قمری ) به دشمن زیاری کوچیده اند. بخشی از این تیره اکنون در منطقه لوا بویراحمد و بخشی نبز جز طایفه عمله ایل قشقایی به اسم تیره کلاه سیاه و گروهی نیز در شهرستان گناوه با نامهای عالی و حیاتی سکونت دارند.
تیره کلاه سیاه در دشمن زیاری ممسنی از جمعیت قابل توجهی برخوردار است و به چندین اولاد تقسیم می شوند : اولاد بهلیلی . اولاد ملائی . اولاد حیاتی و اولاد کایدی. علاوه بر این اولادها که کلاه سیاه اصیل اند گروه هایی اردکانی . شولی . سادات. قلاتی و گروهی به نام شرونی ها که اصالتا از بویراحمد سفلی باشند نیز در کلاه سیاه ساکنند. در نزدیکی کلاه سیاه روستایی است به نام قایدان که گروهی از مردم کلاه سیاه به سرکردگی ملا محمود از اولاد بهلیلی در زمان اسد خان دشمن زیاری به این روستا آمدند و سکونت گزیدند. همچنین در روستای قندیل چنارشاهیجان نیز اولاد رهزاد و بهزاد که از زیرشاخه های اولاد ملایی هستند سکونت دارند.تیره بویری طایفه ی دشمن زیاری به گفته ی برخی ریش سفیدان ومورخان محلی جزوایل بویرقدیم وقائدان حسن عالی بودن که درسال1004به سرکردگی قلندربویری ازچنگ سپاهیان شاه عباس گریخته واز(لالستان یالوداب یالب آب)به دشمن زیاری ملحق شدند.
 
 
#23 23 2015-08-21 09:35
سلام.کامنت گذارشماره22درموردطایفه کلاه سیاه دشمن زیاری ممسنی وتاریخ دشمن زیاری نظرشمادرسته وجمعیت کلاه سیاهازیادوطایفه قوی هستندکه جزوقایدان حسن عالی بودن ولی تیره بویری هرچنداسمشون باطایفه بویرقدیم که قایدهای حسن عالی بویری هستندیکیه وریش سفیدان قدیمی هم میگن تیره بویری جزوکی هابودن که شاه عباس تبعیدشون کردبه جاهای دیگه وبویری هاازاون تاریخ اومدن تودشمن زیاری،اطلاع دقیقی دردست نیست.اگه ممکنه راهنمایی کنیدممنونم.
 
 
#24 چرام 2015-08-21 10:09
سلام خدمت دوستان ومدیرمحترم جناب داورپناه ،درموردتاریخ خوانین چرام ونوشته های تاریخی مربوط به آن جدخانهای چرام آقایان چرامی جناب باقربگ لربختیاری معروف به ملاباقربودکه بدلیلی شایدقتل به منطقه چرام وکایدان چهارده تاکه اون زمان حاکم چرام بودن پناه آوردوچنتاازدختراشوهم به اوناداد.چون کی هابادولت وقت خوب نبودن ملاباقرباارتش هماهنگ شدوارتش به چرام حمله بردوچون ارتش توپ داشت وحمله ناگهانی بودسران کی های چهارده تادستگیرواعدام شدندوبقیه ازچرام بیرون شدندوخودملاباقر،خان وحاکم چرام شد.
 
 
#25 بویری 2015-08-21 21:39
معنای کلمه بادلانی،1.(با)مخفف بابا وچون نام جدشان دلان بودبادلان نامیده شدند.درطوایف دیگر با یا تا نشانگربابااست.مثل تامرادی=تا+مراد که اصل آن بابامرادی است ومرادجدتامرادی هاست یابانعمت الهی که جدشان نعمت اله ازسادات امام زاده علی است.2.نظردوم،بادلان اسم منطقه باشد3.نظرسوم کلآاسم جدشان بادلان باشد
*کایدان چهارده تایی حسن عالی بویری؛اولآدلیل اینکه کسی ازتاریخشان مطلع نیست به این دلیله که تقریبآ400سال پیش ازلوداب تبعیدشدندوتاریخ های موجوداغلب معاصرروشرح داده اندوتاریخی هم ازایل بویراحمد400سال پیش دردست نیست،آنچه مشخصه وجودکایدان دراستان وسلطشون بود.ثانیا:پراکندگی زیادکاییدهای چهارده حسن عالی درسراسرکشورووحدت قول انهابرتبعیدازلوداب نشانگرخیلی واقعیت هاست.ثالثآ:بی شک بادلانی هاجزوطوایف کایدان چهارده تاهستندوشایدآن زمان جزوسلطه کی هابودندرابعا:دشمن زیاری هابویرنبودندکه بویری داشته باشندوبرخی کایدان(کی ها) بویری ازمنطقه لوداب وازدست شاه عباس فرارکردندوبه منطقه دشمن زیاری رفتندوالان جزودشمن زیاری هاشناخته میشوند.
 
 
#26 حجت بوشهر 2015-08-22 09:20
باسلام خدمت دوستان سوالاتي داشتم اينکه نام اين چهارده نفر چه بود و سرنوشت دقيق انها چه شدو اگر همه انها اعدام شدند پس کي هاي بازمانده که پراکنده شدند از نسل کدوم کي ها هستند،سوال دومم اينه که اين چهارده نفر فرزندان حسن عالي بودند وچه ارتباطي باحسن عالي داشتنند و ارتباط حسن عالي با بادلاني چگونه بوده است،واينکه حسن عالي ها اصلشان به چه قومي برميگردد باتشکر از دوستان عزيز
 
 
#27 تامرادی 2015-08-23 11:16
باسلام.درخصوص کامنت های17و19شما،لازم میدانم علیرغمی که در کامنت های ماقبل فصیح وکامل تشریح دادم،مجددا جهت التفات وتفهیم شمانیز توضیحاتی را ارایه نمایم.متاسفانه مجددادراولین جملات کامنت17شروع به تناقض گویی نمودیدکه من خوشبینم این اقدام شما ناخوداگاه است.شما از دومنبع1-تاریخ قدیمی2-وقف نامه درمورد وجود کلمه بادلانی مثال زدیدونه3منبع،ضمن اینکه در این دومنبع،کلمه بادلانی نقطه مشترک انها وعدم تفاوت نبودو(درریاض بادلانی ودر فارسنامه باده لونی درج شده)بنده مطالب شما را تحویل خودتان نمیدهم مگر اینکه در انها تناقض باشد یااینکه هر کدام از مطالب،گواه رد یا نقض مطلب بعدی باشد وسعی نمودم شما را نسبت به ان ضدونقیض ها اگاهی بخشم.بنده در کامنت اولی خودم خواهان دلایل مستندبرای شبهاتی شدم که خارج از این موضوع وبحث فعلی است وشماهم درمقام پاسخ به انهاقرار نگرفتید.ودر کامنتهایی غیر ازشما به ان شبهات وسوالات نظریه هایی ارایه شد.با صرفنظر از اینکه از قبل نسبت به منابع مستند وجوده واژه بادلانی اطلاع داشتم ومنکروجودانهانیز نبوده ام .پس با این توصیف نمیشود که خاستار منابع مستندی باشم که خود ازانان اطلاع دارم.بنده فقط استناد به ان منابع را بدلیل تناقض وتفاوت(چه نگارشی وچه معنی)وعدم تقبل وترویج وبگارگیری توسط اهل ان یعنی (طایفه بادلانی وغیرو)راباطل ومخشوش میدانم.بنده منابع تاریخی را نادیده نمیگیرم وبرای تطبیق وتحصیل از انان استفاده میکنم اما چون تفاوت متناقض دارند ،با انهااستناد واحد نمیتوان کرد.شما از کجامیدانیدوبا چه دلیلی ادعا دارید که گویش محلی وقدیمی وهمیشگی ورایج بایلونی اشتباه است؟از کجا مطمعنید که املا ونگارش واژه های باده لونی وبادلانی در منابع مکتوب اشتباه نیست؟که البته تفاوت بین انها میتواند مزید بر وجود اشتباه باشد.اگر این دو واژه درست بودند پس چرا مورد توافق وارتکاب بادلانی ها نیست؟کلمه بایلونی مورد توافق وتوجه واذعان نسل به نسل طایفه بایلونی وغیروبوده وهست.یعنی مردم یک طایفه نسبت به خود غرض دارند؟مگرمعنی بایلونی بی محتوا وبد است؟فک نمیکنید این عقیده شما که مملو از حساسیت وانزجار است توجیه منطقی نداردوبه گونه ای نشان دهنده بدبینی کاذب وترس وفرار از حقیقت است،؟خب شما با دلایل تان چرا نمیروید سراغ مردم بایلونی وجهاد فرهنگی کنید ووبه حذف بایلونی از فرهنگ وتاریخ انان اقدام کنید وهمچنین به ترغیب وتشویق همه انان به استعمال چند گزینه روی میزتان(باده لونی .بادلانی وبادلونی وبادلها)اقدام کنید؟هرچندمیدانم این اقدام بس سخت وجانکاه است وطاقت فرسا وشاید تعدی به فرهنگ وتاریخ وپیشینه یک قوم تلقی شود.وحتی اگر بتوان ان مردم را راضی کرد بقیه مردم جانبی که انان را با واژه بایلونی میشناسند را چطور باید متقاعد کرد.(باوجودی که شاید شما به عنوان یک بادلانی ازحوزه جغرافیایی انان(بادلانی ها)دور ونا اشنا باشید)در ضمن شما تعدداسم برای اسم ان طایفه در نظر دارید که این هم مانع ایجاد رکن واحد است.
در خصوص ادعای شما مبنی بر اشتباه بودن واژه بایلونی وبقول شمااصرارمن بر یک گویش محلی،باید بگویم که:1-برای اثبات ادعایتان اگر میتوانیدباید به نقض ماهیت همان گویش استناد کنید ونه با قیاس با گویش ومثالی دیگر که سنخیت وتشابهی با ادعای شما ندارد.2-شما به چه دلیل گویشkeveshkرااشتباه میدانید وصحیح ان راkoshk میدانید؟3-فرضا صحیح kevshk کلمه یkoshkباشدایا این را درنظر نباید بگیریدکه چون بصورت املایی ونگارش فارسی تفاوتی بین keveshk وkoshkنیست مزید بر این باشد که koshkراkeveshkبخوانند وتلفظ کنندبه اشتباه؟این جه ربطی وسنخیتی با بایلونی وبادلانی دارد؟4-شما فک نمیکنید مقایسه اسم مثلا اشتباه کوشک که اسم یک مکان است نسبت به اسم یک طایفه که هیچ شباهتی بین نوشتار وگفتار انها نیست یک قیاس مردود است؟مثلا اسم فارسی روستایی در لوداب اباده است ولی اسم قدیمی ومحلی ان مکان ،سنخیت باموجودیت جغرافیای اش دارد وان اسم اوو واده است اما اسم فارسی ان هیچ شباهت معنوی با اسم اصلی ان ندارد واگر بخواهیم لری اباده را بیان کنیم باید بگوییم آباییه.هرچند بنده به این مثال بلحاظ عدم سنخیت با کلمه بادلانی مثال نمیزنم.
درمورد معنی واژه بایلونی که منتسب به مردم بادلانی ورایج در گفتار وپیشینه ان مردم وسایرین است با وجودی که درمنابع نوشتاری موجود نبوده ولی در ادبیات عامیانه ومتفق وتاریخ زندگی انها وجود داشته باید بگویم که بایلونی متشکل است از پیشوند(با) که مخفف بابا است در لهجه لری مثل با فیض الله وپسوند (یلون) که در لهجه لری بمعنای رشید وبلند است وچون این واژه لری است تلفظ ان متشکل از اسم وصفت است ویلون یا یلان در فارسی بمعنای جمع یل یعنی شجاع ودلیراست.
دور از انتظار نیست که در منابعی چون اینتر نت و..نتوان معنی لری بایلون را پیدا کرد مثل اسم لری مذکر شلال که که در فارسی معادل هم سنخی ندارد اما مشابه لغوی دارد به معنای نوع دوختن پارچه است(مثال مرحوم شلال فرزند اغا طوفانی از طایفه بابکانی)ادامه در کامنت بعدی
 
 
#28 جواب کامنت26 2015-08-23 12:50
سلام درجواب سوال آقای حجت بوشهر:یه طایفه تولوداب بودبه اسم بویری که 14سرکرده داشت که بهشون میگفتن کی یاقائیدیاکاید،تولغت فارسی کی یاکائیدبه معنای پادشاه،بزرگ،خان است.که سال1004قمری باایل افشارمتحدشدندکه علیه شاه عباس عمل کنندولی بالشکرکشی شاه عباس به لوداب قلع وقمع وتبعیدشدند.عده ای ازبازماندگان که تواستان پنهان شدندبه سایرنقاط استان بادیگرطوایف مخروط شدند.عده ایش به چرام رفتندوتشکیل حکومت دادن بعدازغائله شاه عباس،ولی بازبه جهت درگیری باحکومت های پس ازصفویه دوباره به چرام حمله شدوبراهمیشه تواستان برچیده شدند.آنها14نفرنبودندبلکه هرجابودند14ریشسفیدداشتند..
 
 
#29 تامرادی 2015-08-23 13:03
باسلام.من مخالف وجود یا انتساب یا عدم صحت بادلان نیستمانچه مهم است وشاید شما تاالان به ان ملطفت نبوده اید این است که بنده دنبال اثبات صحت ووجود کلمه بایلون بوده ام ونه تکذیب بادلان.پس این مثال شما صورت مساله را عوض نمیکند ومورد اصلی ومباحثه کلمه بایلون است نه باذلان.طبق گفته شما معنی فارسی بادلان یعنی بادلها،خب بادلها چه سنخیتی با بابلون دارد از لحاظ معنی؟ازلحاظ نگارش ومعنی چه اشتراکی بین بایلون وبا باده لون وجوددارد؟فرضا باده لونی معنی لری کلمه بادلان باشد ایا فارسنامه به لری نوشته شده؟ایا معنی فارس ولری بادلانی وباده لونی یکی است؟به شما پیشنهاد میدهم بهترین منبع برای اثبات معنی لری بایلون ،تامل در خود کلمه ومردم بایلونی است.وبهتر است از خودایشان بپرسید که چرا از دیر باز تاکنون به این کلمه تکیه وبیان دارند.قرار نبود ونیست که در مورد سر کوهکی چیزی بپرسم وفقط به ثبت اشتباه کلمه میرکوهکی بجای سرکوهکی وزیلابی بجای زیلایی درمنبع اولیه ریاض اشاره کردم که درست ان سرکوهکی وزیلایی است.ومعتقدم در این اشتباهات در ریاض وبقیه از نوع چاپ وتایپ نبده چون چاپ وتایپی وجود نداشته دران زمان وچاپهای بعدی مثل افشار نیز اشتباه ریاض را نقل وتجدید کرده اند وبر اساس متن ریاض نوشته اند ونه براساساشتبا چاپی وتایپی.اما درمورد اینکه گفتید تنهاافرادهرطایفه میتوانند قضاوت درست در مورد ان طایف کنندباید بگویم مخالف این نظرهستم وبنظرم باتوجه به این ادعای شما میتوان فهمید که شما هم بر اساس همین نظر اشتباه در مورد طایفه بادلانی قضاوت میکنید واسم بایلون را ب تنهایی وفارغ از افراد طایفه تکذیب میکنید.
البته اگر بادلانی باشید .چون اتفاقا تنها افراد یک طایفه نیستند که میتوانند قضاوت صحیح وبهتر را داشته باشند بلکه افرد دیگر وسایرین درصورت اطلاع دقیق واتکا به عدالت میتوانند بهترین قضاوت را کنند.هرچند موافق این هستم که افرادیک طایفه بهترین اطلاعات وحقایق را در مورد طایفه خودشان دارند امابهترین بازگوکننده حقایق نیستند و بهتریتن قضاوت را ندارند چون اولین شروط از قضاوت رعایت اصل بی طرفی وعدم انتصاب است که این موضوع با گفته شما مغایر ومتضاد است.افراد یک طایف شاید درمورد بیان حقایق تلخ وضعف ها رعایت عدالت وصراحت راندارند پس افراد یک طایفه در مورد قضاوت به خودشان بی طرف نیستند و..متاسفانه هستند معدود افرادی که هدفشان از تاریخ نگاری وتفسیر ازان مصادره تاریخ به نفع خود وتبار خود ومشروعیت دادن وغلو در مورد خود وتبارشان است.وبه نوعی به این وسیله میخواهند مترصد در خذف ویاپوشانده ومحو نقاط کور وضعف ها ومعایب وصفات بدهستند وبا جعل عناوین درصدد دادن جلوه ای مناسب هستند.
شما اگر دلایل محکمی برای استعمال واژه بادلانی ارایه کردید پس چرااین واژه بعد از گذشت 300سال با این رشد فرهنگی و..هنوز رواج ندارد ونتوانست جایی درفرهنگ وادبیات مردم ان طایفه حداقل پیداکند ومورد تقبل واقع نشد.شما چطور قایل به انتساب چند اسم متفاوت برای یک طایف هستید؟وفرقی از لحاظ معنی واملا بین باده لونی وبادلانی قایل نیستید؟شما ازیک طرف میگویید فرقی بیین باذه لون وبادلان و..نیست اما از یک طرف فقط به استعمال بادلان تنهاتکیه دارید.از طرف دیگر پس باید برای سایرتعبیرات مثل باده لونی هم معنی داشته باشید ایا معنی باده لونب بادلهااست؟با این حساب تناقض وتفاوت واتکا به فرد وسپس اتکا به جمع در کامنتهای 17 و19 شما محرز است.شما اگر میتوانید معنی مشترک برای باده لونی وبادلانی بیاورید؟اگر معنی مشترک بین انها نباشد پس نمیتوانید منکر بایلونی باشید چه برسد به تکذیب ان.اگر تفاوت بین باده لون وبادلان و..ناشی از گویش لری است پس بایداذعان داشته باشی ک ضمن معنی مشترک انهاکتابت فارسنامه به لری است،وگویش هایی در بین مردم باشند که بگویند باده لونی .اما اینطور نیست که .وادعای شما ثابت نیست.اگر گویش لری است پس چرا مردم به ان اذعان ندارند؟شما ظاهرا منابع متناقض را قبول دارید اما رکن واحد وبدو تفاوت وحاکم را قبول ندارید.به استنادم به منبعی است که اولا واحد است بیشترین پیشینه را دارد دوما تناقض ندارد وجامعیت دارد سوما معنی دارد وچهارما مورد تقبل اکثریت افراد ان طایفه وابراز همه انهااست وسندی از دیرباز تاکنون بوده.شما تا چندی قبل به یک منبع بنام بادلان تکیه داشتید فقط اما الان که منابع متناق ومتفاوت است مجبورا همگی را قبول نموده اید چون رد هر کدام ،نقض دیگری است.من ازاینکه شما با تلفظ وکلمه بایلون مشکل دارید واقف هستم ودرک میکنم چون میدانم دلیل واقعی شما چیست وقادر به بازگوکردنش نیستید ونمیشود که کاملا ذکر دلیل کنم چون انسانی نیسن اما اشاره ای به ان میکنم وان هم وجود کلمه بابا در بایلون است ،شاید اگر بجای بایلون گفته میشد تایلون،شما هیچ مشکلی باهاش نداشتید.اما این را بدانید شاید حقایق را بتوان پوشاند یا تغییر داد اما قابل حذف نیستند.ادامه کامنت بعد
 
 
#30 جواب کامنت26 2015-08-23 13:03
جواب به آقای حجت بوشهر:نظردوم:چون ازتاریخ400سال پیش مدارک زیادی دردست نیست گاهآنظرات فرق داره.وآنچه مسلمه تبعیدشدندکایدان 14تایی بویری ازلوداب توسط شاه عباسه.وقتی تبعیدشدندبه یکی ازخانواده هاامان نامه داده شد که میگن دست خانواده ی برک هستش./درموردلفظ حسن عالی چنتانظرهست.یاحسن عالی جدبزرگ کی هابوده شاید1000سال پیش و14پسرداشت که وراثشان طایفه کایدان 14بویری روتشکیل دادندتولوداب.یاحسن عالی یکی از14ریش سفیدسران کی هابوده چون کی هاهمیشه14رئیس داشتند.وبایدتوجه داشت که قدمت کی هاباتوجه به جنگشان باتیمورلنگ خیلی زیاده وقائدتآشایدجزوی ازحکومت های باستانی مثل ساسانی،اشکانی یاهخامنشیان بوده باشند.
 
 
#31 Guest 2015-08-23 15:04
[quote name="تامرادی"]باسلام.درخصوص کامنت های17و19شما،لازم میدانم علیرغمی که در کامنت های ماقبل فصیح وکامل تشریح دادم،مجددا جهت التفات وتفهیم شمانیز توضیحاتی را ارایه نمایم.متاسفانه مجددادراولین جملات کامنت17شروع به تناقض گویی نمودیدکه من خوشبینم این اقدام شما ناخوداگاه است.شما از دومنبع1-تاریخ قدیمی2-وقف نامه درمورد وجود کلمه بادلانی مثال زدیدونه3منبع،ضمن اینکه در این دومنبع،کلمه بادلانی نقطه مشترک انها وعدم تفاوت نبودو(درریاض بادلانی ودر فارسنامه باده لونی درج شده)بنده مطالب شما را تحویل خودتان نمیدهم مگر اینکه در انها تناقض باشد یااینکه هر کدام از مطالب،گواه رد یا نقض مطلب بعدی باشد وسعی نمودم شما را نسبت به ان ضدونقیض ها اگاهی بخشم.بنده در کامنت اولی خودم خواهان دلایل مستندبرای شبهاتی شدم که خارج از این موضوع وبحث فعلی است وشماهم درمقام پاسخ به انهاقرار نگرفتید.ودر کامنتهایی غیر ازشما به ان شبهات وسوالات نظریه هایی ارایه شد.با صرفنظر از اینکه از قبل نسبت به منابع مستند وجوده واژه بادلانی اطلاع داشتم ومنکروجودانهانیز نبوده ام .پس با این توصیف نمیشود که خاستار منابع مستندی باشم که خود ازانان اطلاع دارم.بنده فقط استناد به ان منابع را بدلیل تناقض وتفاوت(چه نگارشی وچه معنی)وعدم تقبل وترویج وبگارگیری توسط اهل ان یعنی (طایفه بادلانی وغیرو)راباطل ومخشوش میدانم.بنده منابع تاریخی را نادیده نمیگیرم وبرای تطبیق وتحصیل از انان استفاده میکنم اما چون تفاوت متناقض دارند ،با انهااستناد واحد نمیتوان کرد.شما از کجامیدانیدوبا چه دلیلی ادعا دارید که گویش محلی وقدیمی وهمیشگی ورایج بایلونی اشتباه است؟از کجا مطمعنید که املا ونگارش واژه های باده لونی وبادلانی در منابع مکتوب اشتباه نیست؟که البته تفاوت بین انها میتواند مزید بر وجود اشتباه باشد.اگر این دو واژه درست بودند پس چرا مورد توافق وارتکاب بادلانی ها نیست؟کلمه بایلونی مورد توافق وتوجه واذعان نسل به نسل طایفه بایلونی وغیروبوده وهست.یعنی مردم یک طایفه نسبت به خود غرض دارند؟مگرمعنی بایلونی بی محتوا وبد است؟فک نمیکنید این عقیده شما که مملو از حساسیت وانزجار است توجیه منطقی نداردوبه گونه ای نشان دهنده بدبینی کاذب وترس وفرار از حقیقت است،؟خب شما با دلایل تان چرا نمیروید سراغ مردم بایلونی وجهاد فرهنگی کنید ووبه حذف بایلونی از فرهنگ وتاریخ انان اقدام کنید وهمچنین به ترغیب وتشویق همه انان به استعمال چند گزینه روی میزتان(باده لونی .بادلانی وبادلونی وبادلها)اقدام کنید؟هرچندمیدانم این اقدام بس سخت وجانکاه است وطاقت فرسا وشاید تعدی به فرهنگ وتاریخ وپیشینه یک قوم تلقی شود.وحتی اگر بتوان ان مردم را راضی کرد بقیه مردم جانبی که انان را با واژه بایلونی میشناسند را چطور باید متقاعد کرد.(باوجودی که شاید شما به عنوان یک بادلانی ازحوزه جغرافیایی انان(بادلانی ها)دور ونا اشنا باشید)در ضمن شما تعدداسم برای اسم ان طایفه در نظر دارید که این هم مانع ایجاد رکن واحد است.
در خصوص ادعای شما مبنی بر اشتباه بودن واژه بایلونی وبقول شمااصرارمن بر یک گویش محلی،باید بگویم که:1-برای اثبات ادعایتان اگر میتوانیدباید به نقض ماهیت همان گویش استناد کنید ونه با قیاس با گویش ومثالی دیگر که سنخیت وتشابهی با ادعای شما ندارد.2-شما به چه دلیل گویشkeveshkرااشتباه میدانید وصحیح ان راkoshk میدانید؟3-فرضا صحیح kevshk کلمه یkoshkباشدایا این را درنظر نباید بگیریدکه چون بصورت املایی ونگارش فارسی تفاوتی بین keveshk وkoshkنیست مزید بر این باشد که koshkراkeveshkبخوانند وتلفظ کنندبه اشتباه؟این جه ربطی وسنخیتی با بایلونی وبادلانی دارد؟4-شما فک نمیکنید مقایسه اسم مثلا اشتباه کوشک که اسم یک مکان است نسبت به اسم یک طایفه که هیچ شباهتی بین نوشتار وگفتار انها نیست یک قیاس مردود است؟مثلا اسم فارسی روستایی در لوداب اباده است ولی اسم قدیمی ومحلی ان مکان ،سنخیت باموجودیت جغرافیای اش دارد وان اسم اوو واده است اما اسم فارسی ان هیچ شباهت معنوی با اسم اصلی ان ندارد واگر بخواهیم لری اباده را بیان کنیم باید بگوییم آباییه.هرچند بنده به این مثال بلحاظ عدم سنخیت با کلمه بادلانی مثال نمیزنم.
درمورد معنی واژه بایلونی که منتسب به مردم بادلانی ورایج در گفتار وپیشینه ان مردم وسایرین است با وجودی که .....

با سلام و ادب
ضمن تشکر از زحمتی که دارید می کشید. واقع مطلب این است بنده از تفسیر و تشریح دلائل شما در رد اسناد تاریخی مکتوب و مستند قانع نشده ام و نه فقط بنده بل هیچ انسان مطلع و تاریخ دانی قانع نمی شود. استدلال شما در استعمال کلمه مورد نظر خودتان آنچنان سست است که دست به دامان دو کلمه نا متجانس و ناهمگون خودساخته بابا و یلون شده اید که جای بسی شگفت است. با در کلمه فارسی حرف همراهی می باشد و نوعی پیشوند دال بر مالکیت است. یلون دیگه چه صیغه ای بود؟؟ این اظهارات غیر مستند -غیر مکتوب و نادرست نباید توسط شخص فرهیخته ای همچون جنابعالی مطرح شود و شبه افکن است. در علوم دانشگاهی هر مقاله یا سند علمی دانشگاهی قسمتی بعنوان سابقه تحقیق یا تاریخچه تحقیق دارد که یکی از مهمترین بخش ها و ارکان تحقیق است. نظریه شما فاقد این تاریخچه و سابقه تاریخ است. شما از اوردن یک مورد استعمال کلمه خود ساخته خودتان در منابع تاریخی اعم از کتب-وقف نامه و غیره هیچ پاسخی ارائه نکرده اید؟ شما چگونه و با چه جراتی خلق واژه میفرمائید. جهت استحضار جناب شما یکسری به فرهن لغات فارسی بزنید. اگر کلمه مورد نظر یافت شد حق با شماست. توصیه می شود یک نگاهی به لغت نامه دهخدا بیندازید و کلمه بادلان را در ان مشاهده کنید.چرا در یک وقف نامه محلی که همه افراد امضا کننده تماما افراد محلی هستند کلمه مورد نظر را در 220 سال پیش بکار نبرده اند؟؟ این افراد که سیاح یا جهانگرد نبوده اند- همه از طوایف محلی و همه افراد با اسم و اسم پدر معرفی شده اند.

صرف اطلاع و جهت تنویر در همین سایت محلی- تنها و تنها شما هستید که صحت کلمات بادلانی یا بادلونی را انکار می کنید. چرا بقیه از شما حمایتی نمی کنند؟؟

بر نظر و اندیشه خود که قابل اثبات نیست بیش از حد اصرار نفرمائید. توصیه می شود جنابعالی مقاله ای بنویسد و در همین سایت های محلی استان نظرات خود را درباره بادلانی یا واژه مورد نظر خودتان مطرح کنید و جمعی را از نگرانی برهانید. بی شک اگر چنین کاری انجام بدهید خدمت بزرگی به تاریخ علم و علم تاریخ انجام داده اید.
 
 
#32 تامرادی 2015-08-23 20:30
باسلام.اگرمشکل شماعدم وجود منبع برای کلمه بایلونی است.من به شما بهترین منبع را معرفی میکنم وان منبع مردم بایلونی است.بنده تخصصی در تاریخ وتحشیه وتذکره ان ندارم ولی ظاهرا شما متخصص دراغراق وطفره وتضاد وکتمان وتنوع طلبی نقایض درتاریخ هستید .این سرگذشت وتاریخ جزیی ودر عین حال محدود وروشن تسبت به یک طایفه محترم اما کوچک ونامستقل,نیاز به تحشیه وتذکره ندارد,من کاملا به همه سنوات واداب ومسلک وکذشته وحال این طایفه محترم اشنایی نزدیک ومثال زدنی دارم.من از تباری هستم که حبیب وفریدون واردشیرواسفندیار وزریرو...ازهمانند که احتمالا باید تا اخرمنظورم رو حداقل این بار واقف شده ای چون این یکی دیگه مثال زدنی نیست وگرنه اگر مثال بزنم کامنت من حذف میشود.وبه استناد به این اشاره,به شما حق میدهم که حرف من هرچه که باشد با همان نقاب قدیمی بهش نگاه کنی ,نقابی که حقایق را با عرقی سرد دور میندازد وبجایش کینه وغرض بی اثرپاسخ میدهد
بنظرم تحشیه وتذکره تاریخ نیاز کسانی است که ناچار هستند حقایق تلخ را از تارخ حذف کنند وبجایش ضمیمه ای که ضعف وخجالت انان را بپوشاند را اضافه وحاشیه بزنند.شما برای استعمال تناقض ها مشکل ندارید امابرای استعمال وعدم کتمان رایجترین وپذیرفته ترین واژه مشکل دارید مشکل شما را من میدانم اما حیف که نه شایسته من است ونه جای درستی برای ابراز ان وجود دارد وگرنه با ادرس سند مکتوب که(مورد استقبال شماست)استناد میکردم.کتابت اشتباه یک کلمه در مورد یک چیز کوچک در تاریخ که مخالف ومنتقدی ندارد نیاز به تخصص وتحشیه وتذکره ندارد.وموضوع اثر گذار وتاثیر گذاری وجود ندارد که نیاز به نقد داشته باشد ضمن اینکه اگر نقدی صورت پذیرد حقایقی روشن میشود که مناسب حال شما وخیلیهانیست وباعث رنجش وبازاوری خاطرات تلخ میشود البته اگر تلخ بدانید ان را. چندین اشتباه جزیی در منابع عام ومتنوع وبزرگ تاریخی وان هم در مورد موضوعی غیرمهم وگمنام وکوچک؛نیاز به نقد ومقاله ندارد.واین اشتباه کوچک نگارشی درمنابع بزرگ تاریخی مثل ریگی در دریاست .ام چنین به نظر میرسد که شما بتنهایی با این کلمه مشکل دارید پس دور از انتظار نیست کهبخاطر دل خودتان همه منابع رابه نفع نظر شخصیتان عوض یا تغییر دهید یا تعبیر سلیقه ای کنید.شما اگر خواستید مقاله ای در مورد اسم جدید بادلها بزنید.وقتی تناقض در منابع وجود دارد نیاز وجایی برای تحریف نیست چون تحریف قبلا صورت گرفته است.تحریف در مورد اصل بی تردید وتشابه است صورت میگیرد.تحریف برای وبه قصد غلو وبزرگنمایی وپوشاندن حقارت هاست.جعل تاریخ را کسانی انجام میدهند که از وافعیت های تلخ فراری اند.استعمال تناقضات ورواج تفاوتات وتلاش در حذف واقعیت تلخ جعل وتحریف تاریخ است.اگر بادلها معنی فارسی بادلان است پس بادلان واژه ای از کدام ادبیات باید باشد ؟ترکی؟بهترین ریشه واصل تاریخ در برابر تناقض.جواب متوافق وبدون ضد ونقیض وبدون نسخه جعل ومورد اجماع ذی سهمان ان تاریخ است.حتی اگر شفاهی باشد.چه خوب که طایفه بابکانی را خوب میشناسی وقطعا جواب من در مورد انها مورد تفهیم شما واقع شد.اولین مثال از بابکانی برای اثبات ادعا وهمچنین اقدام به مقایسه؛توسط شما صورت گرفت ونه بنده .وجود کامنت ها گواه وجود تقلب در گفته شماست؛واین قیاس توسط شما نتوانست در جهت تحکیم وتثبیت ادعایتان کمکی کند همانطور که مثال کوشک نتوانست کاری از پیش ببرد.ومثال شما در مورد بابکان وتشبیه ان را ضمن اینکه رد نمودم با ذکر دلیل نقض کردم.هرچند قیاس شما هم باطل بود.پس با توجه به اینکه اقدام وادعا اشتباه خودتان را بمن نسبت داده اید احتمالا تذکره وتحشیه و..هم از کارنامه خودتان است.
 
 
#33 تامرادی 2015-08-24 08:48
[با سلام و ادب
ضمن تشکر از زحمتی که دارید می کشید. واقع مطلب این است بنده از تفسیر و تشریح دلائل شما در رد اسناد تاریخی مکتوب و مستند قانع نشده ام و نه فقط بنده بل هیچ انسان مطلع و تاریخ دانی قانع نمی شود. استدلال شما در استعمال کلمه مورد نظر خودتان آنچنان سست است که دست به دامان دو کلمه نا متجانس و ناهمگون خودساخته بابا و یلون شده اید که جای بسی شگفت است. با در کلمه فارسی حرف همراهی می باشد و نوعی پیشوند دال بر مالکیت است. یلون دیگه چه صیغه ای بود؟؟ این اظهارات غیر مستند -غیر مکتوب و نادرست نباید توسط شخص فرهیخته ای همچون جنابعالی مطرح شود و شبه افکن است. در علوم دانشگاهی هر مقاله یا سند علمی دانشگاهی قسمتی بعنوان سابقه تحقیق یا تاریخچه تحقیق دارد که یکی از مهمترین بخش ها و ارکان تحقیق است. نظریه شما فاقد این تاریخچه و سابقه تاریخ است. شما از اوردن یک مورد استعمال کلمه خود ساخته خودتان در منابع تاریخی اعم از کتب-وقف نامه و غیره هیچ پاسخی ارائه نکرده اید؟ شما چگونه و با چه جراتی خلق واژه میفرمائید. جهت استحضار جناب شما یکسری به فرهن لغات فارسی بزنید. اگر کلمه مورد نظر یافت شد حق با شماست. توصیه می شود یک نگاهی به لغت نامه دهخدا بیندازید و کلمه بادلان را در ان مشاهده کنید.چرا در یک وقف نامه محلی که همه افراد امضا کننده تماما افراد محلی هستند کلمه مورد نظر را در 220 سال پیش بکار نبرده اند؟؟ این افراد که سیاح یا جهانگرد نبوده اند- همه از طوایف محلی و همه افراد با اسم و اسم پدر معرفی شده اند. صرف اطلاع و جهت تنویر در همین سایت محلی- تنها و تنها شما هستید که صحت کلمات بادلانی یا بادلونی را انکار می کنید. چرا بقیه از شما حمایتی نمی کنند؟؟

بر نظر و اندیشه خود که قابل اثبات نیست بیش از حد اصرار نفرمائید. توصیه می شود جنابعالی مقاله ای بنویسد و در همین سایت های محلی استان نظرات خود را درباره بادلانی یا واژه مورد نظر خودتان مطرح کنید و جمعی را از نگرانی برهانید. بی شک اگر چنین کاری انجام بدهید خدمت بزرگی به تاریخ علم و علم تاریخ انجام داده اید.

(تامرادی)سلام بنده نیتم بیان حقایق بود ونه قانع کردن شما چون ضمن اینکه برایم مهم نیست به این نتیجه واقف هستم که کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد امایادکه نگرفت ؛ روش خودش هم یادش رفت وشما که وکیل سایرین نیستید یا مدعی العموم،پس نمیتوانید ادعای عدم قناعت دیگران را هم بیان کنید .احتمالا این ادعای شما هم مثل سایر ادعاهیتان هست که فک میکنید نظر شما قابل قبول همه است.استدلال بنده اگر سست بود که مورد تقبل وابراز یک طایفه که ان کلمه به انها تعلق دارد نبود.بنده به اصله بدون تغییر همان کلمه استناد کرده ام ونه چیز دیگر.شما ظاهرا در حاشیه وطفره وجوسازی منفی استاد هستید شما اگر میتوانستید با ذکر دلیل واستناد حرفهای من را رد میکردید واز سوالت بنده هم طفره میروید.شما اینگار هنوز متوجه نشده اید که مبحث روی یک کلمه لری است نه فارسی،با در فارسی مورد توجه این بحث نبوده ونیست.انگار ادعای خودتان مبنی بر حاشیه.در مورد خودتان صاد ق است.کتابت دلیل بر صحت نیست .ادعای بنده جامعیت وتوافق وسابق تاریخی ومورد تقبل همه صاحبان ان است.خیلی از موارد مکتوب ومستند بدلیل تناقض واشتبا جامعیت ومشروعیت ندارد.قرار نیست که هر نوشته ای صحیح باشد.شبه ورواج الفاظ متعدد وناهمگون وبی معنی توسط شما صورت گ رفته که چند اسم برای یک طایفه ان هم به تازگی در نظر گرفته اید.بایلون اسم طایفه بایلون است که همیشه بوده وهست ومورد تلفظ وتکیه افراد ان طایفه هست شما دارید نواوری میکنید اما این نوع اوری مردود است.اگر میتوانی واژه بایلونی را از تاریخ ذومردم و..حذف کن.اما این کار ناشدنی است چون شما میخواهید پیشینه بسیار قدیمی را بخاطر سلیقه شخصی حذف کنید .سابقه تحقیق در مورد مقالات و...وارکان تحقیق که مورد ادعای شماست در موردنظر بنده کاملاوجود دارد چونکه اولا بنده به منابع تاریخی استناد میکنم اما هر ادم عاقل وعلمی میداند که استناد به تناقضات باطل است پس ناچارا باید به منبعی استناد کرد که ضمن جامعیت وپیشینه وتقبل،تناقض وتعدد نداشته باشد.وان منبع در بین مردم بایلونی.کلمه بایلونی است.ضمن اینکه یکی از استنادات محکم تاریخی برای اثبات صحت ادعا.آوا نگاری تاریخی است که در مورد این کلمه وموجودیت ان در ان قوم صادق است.از این لحاظ کلمه بایلونی ضمن دارا بودن معنی ،جامعیت دارد.کلمه مورد اتکا من خودساخته نیست.شما دارید از ان وجودش طفره میروید .اگر کلمه من خود ساخته بود که مورد ادعا وتقبل وتلفظ یک ایل نبود.وبهترین مثال مستند برای استعمال ان،خود مدم بایلونی است.خلق واژه توسط شما ص.ورت گرفته که نه در بین مردم ونه در منابه وجود ندارد ودارای معنی هم نیست.قرار نیست که یک کلمه لری در فرهنگ لغت موجود باشد اما تبدیل فارسی ان موجود وواضح است.در فرهنگ لغت بادلان بر اسم مکان دلالت دارد وربطی به ادعای شما ندارد اگرم فرضا داشته باشد،فرهنگ لغت ووقف نامه و...همگی بعد از ریاض الفردوس تالیف شده اند وبدیهی است که قدیمی ترین منبع مورد استناد باشد ولو اینکه ان منبع اشتباه باشد.پس چرا دراین منابع مثل لغت نامه و..برای بقیه کلمات مورد ادعای شما مثل باده لون معنی وجود ندارد؟چون 220سال پیش هم کتابت بادلانی به ریاص وباده لونی به فارسنامه بوده .این ادعای شما چیزی روعوض نمیکند.بنده باده لونی وبادلانی وجدیدا با دلها را انکار نمیکنم چون همه اینها از قدیم تا الان وبتازگی؛ساختگی هستند.وجود دارند اما تقبل وعمومیت ندارن توسط خود ان طایفه.من نیازی بحمایت ندارم حمایت از کلمه مورد ادعای بنده همان مردم بادلانی است که از دیر باز تاکنون بر تلفظ این کلمه اتکا دارند.چرا شما نمیتوانید تاریخ یک قوم را عوض وانها را نسبت بکلملت جدید خود ترغیب کنید ؟چرا بادلانی ها به این ادعای شما اتکا ندارند؟اصرار ندارم چون ادعای بنده ضمن جامعیت مورد تقبل است وقبل از من هم بادلانی ها به ان تکیه داشته اند.نیازی به مقاله نیست نه چیز بزرگ ومهمی است ونه برای یک نفر مثل شما نیاز به مقاله نوشتن هست .شما از یک کامنت طفره وحاشیه میروید .مقاله که سهل است.شاید تا بروز وحضور یک مقاله،شما چندین اسم دیگر برای بایلونی تالیف کردید ودر سطح یک کتاب ارایه نمودید.جمع مورد اتکا به ادعای من نگرانی ندارند.شما خود را از نگرانی برهانید.بقیه پیش کش.خدمت را شما دارید که تاریخ را به سلیقه شخصی خود تعبیر دارید.لازم است بدانید در بویر احمد صحت وجود با در پیشوند اسم طوایف براین اساس ثابت است که هر طایفه ای اسمش با با شروع شده .فاقد استقلال طایفه بوده است.این ادعا گواه صحت با یا بابا در بایلون است.
 
 
#34 محسن 2015-08-24 09:18
با عرض سلام این برآفتابی کیه که اینجا با نامهای متفاوت نظر میده و به طایفه بزرگ بادلانی توهین می کند
 
 
#35 Guest 2015-08-24 12:43
با ادب و احترام خدمت جناب کامنت گذار شمار32 و خوانند گان عزیز. من در شگفت فرو رفته ام -شگفتی عظیم ‏‏-چرا جناب شما که با اسم یک طایفه بزرگ در مورد یک طایفه دیگر نظر شخصی خود را می خواهید به کرسی ‏بنشانید. قطعا پشت این ادعای اهدافی مترتب است که مدیر محترم سایت باید حاشیه دقت را در نظر داشته باشند و ‏لزوما هر نظری را منتشر نفرمایند. چرا!!! چون با اسم مجازی و مستعار نظر دادن از طرف یک طایف بزرگ ‏کار شایسته ای نیست. کوتاه و مختصر به ادعاهای شما پاسخ اخر را میدهم و از مدیر محترم تقاضا دارم این ‏مبحث را بایگانی کنند:‏
‏1-وقتی کسی از آوردن سند ناتوان است و نمیتواند ادعای خود ساخته خود را اثبات کند فرافکنی میکند و دست به ‏دامان قلب کلمات می شود . به گواه نظرات مکتوب در این سایت بزرگ- تقلب یا قلب واقعیت از جانب من نبوده ‏بل از جانب شما با استعمال کلمات خودساخته و بدیع و بدل همچون بابایلانی یا بایلونی بوده است. شما بار اول مطرح کردید بابا ملکی هم ‏وزن بادلانی یا بابا یلانی (کلمه مورد علاقه شما) است. در پاسخ به ادعای شما گفتم پس کلمه هم وزن بادلان که ‏بابکان است لابد باید باباکان باشد که نیست زیرا بابکان از اسم بابک ریشه گرفته است نه بابا...‏
‏2- من ادعای پیوند به افسانه ها را ندارم. چون افسانه مربوط به 5000 سال پیش و دوران اسطوره ها یعنی ‏جمشید و ... هستند. من دنبال حفظ اصل و نسب خود هستم که مستند ان در تاریخ یافت شده است و گواه ان این ‏است که طوایف هم وزن طایفه بادلانی ذکر شده در دوره صفویه ، در حال حاضر در حد یک یا دو ایل می باشند ‏مثلا ایل بزرگ دشمن زیاری. ادعای شجره نامه ساختن و نسب یابی هم ندارم چون اظهر الشمس است و قدمتی در حد 5 قرن دارد. جنابعالی هم اگر از نسل ان ‏بزرگانید به من چه ربطی دارد؟ مبارک جناب شما. البته بهتر بود با اسم دیگری نظر خود را میفرمودید تا شائبه ‏ایجاد نشود. ‏
‏3- کلمه ‏kevesh ‎‏ کووشک و کوشک ‏kooshk‏ را من برای مثال اوردم که از کلمه اولی یعنی کووشک نظر ‏نگارشی به گویش لری استعمال شده که درست نیست و اصل ان کوشک یا کوشکک است که زبان فارسی خیلی ‏زیاد کاربرد دارد. ‏
‏4- قربان وجوتان شوم من اهل تذکره و تحشیه نیستم این شما هستید دنبال قلب کلمات با دلخواه خودتان هستید. من ‏اصل تاریخ را قبول کرده ام- یعنی تاریخ ریاض الفردوس-تاریخ فارسنامه و وقف نامه خوانین برائی در انتهای ‏زندیه و اوایل قاجاریه. حال خود قضاوت کنید چه کسی قصد تحشیه و تذکره و قلب تاریخ را دارد؟ ‏
‏5- چه واقعیتی در تاریخ این طایفه نهفته است که باعث رنجش افراد ان طایفه می شود؟ من جز خیر و نیک و ‏خوشنامی در تاریخ بادلانی نمی بینم. ظاهرا کم کم داری اهداف خود را اشکار می سازید؟ دست از تفرقه و دست ‏اندازی به تاریخ قوم دیگر بردارید و این همت عظیم خود را جایی دیگر بکار ببرید.‏
‏6- بادلان چه ربطی به ترکی دارد؟ قلب واقعیت تا این حد در روز روشن دیگر نوبر است. در زبان فارسی جمع ‏کلمات دو گونه است جمع با ا+ن و جمع با ه+ا. پس جمع دل=دلها و دلان و یا مثلا جمع بزرگ=بزرگها و بزرگان ‏است. دائما از واقعیت های موجود و اثبات ها فرار نفرمائید و به حاشیه نروید که زیبنده نیست انهم در عصر ‏ارتباطات.‏
‏7- بعنوان اخرین دلیل- بر اساس بر استنادات غیر قابل خدشه- کتب ریاض الفردوس حسینی در سال 1082 ه-ق ‏و فارسنامه ناصری در سال 1311 ه-ق واژه بادلانی یا بادلونی را بکار برده اند و از نظر ما درست است. یک ‏سند محلی که تمام ادعاهای شما را باطل می کند وقف نامه خوانین برائی است که شخص بزرگی به اسم باقر ابن ‏جونباز بادلانی بهمراه سایر خوانین و کدخدایان آنرا مهر و امضا کرده اند. چرا جناب ملا باقر لقب خود را بادلانی ‏نوشته و مهر کرده است؟ چرا ننوشته بابایلانی و یا بایلونی؟....‏
ختم کلام..
گفتم که الف گفت دیگر هیچ مگوی........در خانه اگر کس است یک حرف بس است.‏
 
 
#36 تامرادی 2015-08-24 15:47
کم آوردی نه؟جوابی جز طفره به اون سوالهانداشتی.بنظرمن جایی برای ادامه نیست.حرف من هم یکی بود بدون تنوع وتناقض.ناگفته هایی که جایز بودن ،گفته شدن.بایلونی اسم لری است.حقایق مشخص است.قضاوت منصفانه را غیر منتصبین انجام خواهند داد.
حقیقت،چیزی نیست که نوشته میشود...آن چیزی است که سعی میشود پنهان بماند...تولستوی
 
 
#37 peyman 2015-09-20 23:23
ببخشید دوستان الان اختلاف بر سر چه موضوعی دقیقا !؟ کایدان 14 که هنوز هستن !! درسته اختلافاتی بین وقایع تاریخی وجود داره اما خو نمیشه منکر وجود نوادگان کیان 14شد الان چندین خانواده از کایدان در نواحی مختلف زندگی میکنند از جمله لوداب ، دشت روم ، دهدشت ، نور آباد (آبخشان)و ... واسه تحقیق بیشترم میتونید به خانواده های برک از کیان لوداب برقک از کایدان ساکن کهگیلویه قایدی ساکن نور آباد و ... البته در گذر زمان بنا بر دلایلی نام خانوادگی ها ممکنه تغییر کرده باشه همچنین عده ای از ساکن منطقه چنگلوا نیز خود را از بازماندگان کایدان 14 میدانند البته اطلاعات بنده بخاطر دوری از منطقه و سکونت حدودا سی ساله در خوزستان اجمالیه اما اساتید بزرگواری هستند در حوزه کهگیلویه و بویر احمد با اطلاعات و مستندات که میشه بهشون مراجعه کرد هر چند که درست تحقیق در باره سرگذشت اقوام کار ناپسندی نیست ولی جایه کمی انصاف و صحبتهای دور از غرض خالیه الان که همه طوایف به هم متصل و برادرن همه طوایفم آدمهای بزرگ داشتن و دارن در ضمن فک میکنم از لحاظ قرابت و نزدیکی برخی از کایدان خیلی به سادات امامزاده علی نزدیکن ، البته باز هم میگم گفته های من ممکنه در برخی موارد اشتباه باشه از دوستان استدعا دارم اگر اطلاعات دقیق تری دارن ما رو هم در جریان بزارن کوچک همه دوستان
 
 
#38 پارسا 2015-11-02 06:16
برادر عزیز ناراحت نشو بزار هرکه می خواد توهین کنه کسی که طایفه مارا میشناسه از صلیقه ،رفتار و فرهنگ ما اطلاع داره.واژه ی بادلانی به معنای با دل و جرات می باشد .کسی که به طایفه دیگر توهین می کنه خودش نسب نداره.
 
 
#39 محقق 2015-11-09 16:57
اصل سندي مربوط به زمان محمدعلي خان برايي وجود دارارد كه بزرگاني امثال شهباز بن خونباز بادلوني ان را مهر نموده است مي خواستم ببينم ورثه ايشان در حال حاضر در طايفه بادلوني كيست تاريخ سند ششم ماه رجب ١٢٠٥هجري قمري برابر با ٢٠/١٢/١١٦٩حدود٢٢٥ساللطفا" در صورت اطلاع كامنت بگذاريدc4
 
 
#40 Movarekh 2016-01-01 20:24
سلام،توکامنتهااشاره شدبه جنگ کی هاباتیمورلنگ،تومسیریاسوج به دهدشت نزدیکای سیدمحمدسیدعیسی یه گردنه یاتپه هست به اسم(مله ی عمر)که محل کشته شدن عمرشیخ بهادرفرزندتیموربه دست کی هابوده که تیموربراانتقام به مقرکی هاتولوداب سال640قمری حمله کردودیدکی هازرتشتین هنوز،هرکی دستگیرشدکشته شدبجزخادمان آتشکده ها،آثارآتشکده هاتومنطقه(دناچارک)لوداب موجوداست.منبع علمی:کتاب فرانسوی منم تیمورجهانگشای وایرانی تاریخ وجغرافیای کهگیلویه وبویراحمدنورمحمدمجیدی
 
 
#41 حجت عشایری 2016-01-04 11:33
باسلام خدمت اساتید بزرگوار گروهی رو درواتس اپ ایجاد کردیم با موضوع کی های چهارده تا،حسن عالی،وبامشارکت وهمکاری استاد عزیز علی سینا برقک ودیگر دوستان ازکی های چهارده تاحسن عالی، که اهدافی داریم از تشکیل این گروه عزیزانی که این پیام ر‌‌و میخونند واز کی ها،حسن عالی هستتد درصورت تمایل به شماره اینجانب حجت عشایری در واتس اپ پیام دهید خوشحال میشیم وباعث افتخار۰۹۳۰۸۸۴۸۴۸۵
 
 
#42 لودابي 2016-01-23 10:26
Quoting بادلانی:
افراد زیاد مشهوری از بادلانی ها هم اکنون در قسمت های دانشگاهی و مسئولیتی مشغول به فعالیت هستند که میتوان از افرادی همچون دکتر ابوالقاسم عوض پور (از بادلانی های مقیم تل خسرو)،دکتر جانمحمد ملک زاده (از بادلانی های مقیم تل خسرو)،دکتر ایروان مسعودی اصل که از مدیران هم استانی در سطح ملی است و از نوادگان مرحوم آقای عبد محمد جهان بین بزرگ طایفه بادلانی میباشد،دکتر ابراهیم حاتمی پور فوق تخصص جراحی (از بادلانی های مقیم دهنو که از قدیم به سمت دهنو حرکت کردند و در قالب طایفه تیرتاجی نیز شناخته شده اند)و افراد نخبه علمی،مدیریتی و دانشگاهی دیگر که......

دكتر مسعودي بادلاني نيست
 
 
#43 دشت روم 2016-01-31 11:53
با در اول بادلانی مرا یاد باشرانی می اندازد
 
 
#44 d 2016-02-01 10:51
Quoting دشت روم:
با در اول بادلانی مرا یاد باشرانی می اندازد

کاملا درسته .با در باشرانی وبادلانی وبامحمیدی وباملکی وبایاری و..مخفف کلمه بابا است.اگر در بادلانی .با مخفف بابا نباشد پس چرا اسم بزرگترین واصلی ترین تیره بادلانی باباعلیشاهی است.وچرا به لحجه لری به بادلانی نمیگویند بادلونی ومیگویند بایلونی
 
 
#45 ساداتی 2016-02-01 20:51
بادلانی ها مردم خوب و خونگرم و میهمان نواز و زیر بار نرویی هستن...مردم با اصالتی هستند و با نزاکت..درود بر این طایفه ی با غیرت
 
 
#46 تامرادی 2016-02-04 10:33
Quoting ساداتی:
بادلانی ها مردم خوب و خونگرم و میهمان نواز و زیر بار نرویی هستن...مردم با اصالتی هستند و با نزاکت..درود بر این طایفه ی با غیرت

همه وصف هایی که ازبادلانی کردی را اگرصحیح فرض کنیم‌یک موردش اصلا نه باعقل نه با منطق ونه تاریخ وسرگذشت جوردرنمیاد وان هم زیربار نرو بودنه.چون باذلانی از معدود طوایفی بوده که نظام مستقل طایفه ای نداشته ودراحاطه نظام ارباب ورعیتی تامرادی ها بودند و جز حیطه قدرت کی نصیر وسپس ملا فریدون وسپس کی حبیب بودند.حتی هرکدام از فرزندان ملاکریم در یکی از روستاهای بادلانی نشین حاکم بودند.این وصف با زیربارنرو بودن منافات داره سید جان.توکه باید اینوبهتر از بقیه بودنی چون سادات معظم بیشتراز بقیه در روستا ها ومناطق حضور داشتند جهت اجرای امور شرعیه
 
 
#47 Guest 2016-02-10 08:02
Quoting لودابي:
[quote name="بادلانی"]افراد زیاد مشهوری از بادلانی ها هم اکنون در قسمت های دانشگاهی و مسئولیتی مشغول به فعالیت هستند که میتوان از افرادی همچون دکتر ابوالقاسم عوض پور (از بادلانی های مقیم تل خسرو)،دکتر جانمحمد ملک زاده (از بادلانی های مقیم تل خسرو)،دکتر ایروان مسعودی اصل که از مدیران هم استانی در سطح ملی است و از نوادگان مرحوم آقای عبد محمد جهان بین بزرگ طایفه بادلانی میباشد،دکتر ابراهیم حاتمی پور فوق تخصص جراحی (از بادلانی های مقیم دهنو که از قدیم به سمت دهنو حرکت کردند و در قالب طایفه تیرتاجی نیز شناخته شده اند)و افراد نخبه علمی،مدیریتی و دانشگاهی دیگر که......

دكتر مسعودي بادلاني نيست[/quot
میشه بفرمایید که دکترر مسعودی اگر بادلانی نیستند، پس کجایی هستن؟

دکتر ایروان مسعودی اصل بادلانی و اهل روستای دهنویه لوداب هستند،دکتر مسعودی افتخار بادلانی ها،لوداب،بویراحمد،استان و کلا جنوب کشور هستند. ایشون در حال حاضر معاون فرهنگی و اجتماعی مرکز پژوهش های مجلس هستند.
 
 
#48 Guest 2016-02-10 08:09
Quoting تامرادی:
Quoting ساداتی:
بادلانی ها مردم خوب و خونگرم و میهمان نواز و زیر بار نرویی هستن...مردم با اصالتی هستند و با نزاکت..درود بر این طایفه ی با غیرت

همه وصف هایی که ازبادلانی کردی را اگرصحیح فرض کنیم‌یک موردش اصلا نه باعقل نه با منطق ونه تاریخ وسرگذشت جوردرنمیاد وان هم زیربار نرو بودنه.چون باذلانی از معدود طوایفی بوده که نظام مستقل طایفه ای نداشته ودراحاطه نظام ارباب ورعیتی تامرادی ها بودند و جز حیطه قدرت کی نصیر وسپس ملا فریدون وسپس کی حبیب بودند.حتی هرکدام از فرزندان ملاکریم در یکی از روستاهای بادلانی نشین حاکم بودند.این وصف با زیربارنرو بودن منافات داره سید جان.توکه باید اینوبهتر از بقیه بودنی چون سادات معظم بیشتراز بقیه در روستا ها ومناطق حضور داشتند جهت اجرای امور شرعیه


بادلانی اصیل:کی گفته نظام مستقل طایفه ای نداشتند؟
اتفاقا داشتند و دارند و خیلی خوب هم دارند،آقای عبد محمد جهان بین اکثریت بادلانی ها را که در جاهای مختلف ساکن بودندبا تلاش فراوان و همراهی دیگر بزرگان بادلانی و اتفاقا با همکاری سادات بزرگی چون مشهدی موسی آشنود (در حال حاضر فرزندانش با فامیل مدبرنژاد هستند)در لوداب و روستاهای مختلف (دهنو،گوزنان،آباده،اشکفت سیاه،آبلمی و ...)گرد هم آورد.
 
 
#49 بادلانی سرافراز 2016-02-10 08:23
صحبت های کامنت گذار شماره 46 با نام تامرادی کاملا غلط و بی اساس و فقط از روی غرض و کینه نوشته شده است.
اولا که دو طایفه بادلانی و تیره هایی از تامرادی که در لوداب و مناطق دیگر ساکن هستند کاملا با هم عجین شده اند و هیچ گونه مشکلی با هم ندارند و پیوندهای خویشاوندی بسیار قدیمی و پایداری باهم داشته اند.
ثانیا اینقدر مردم طایفه بادلانی اینقدر شجاع،نترس،دلیر و غیرتمند بودند که چندین بار فرزند یکی از افرادی که در نظر دوست محترم ذکر شده است با فریب و نیرنگ قصد کشتن ملا عبد محمد جهانبین (سرپرست طایفه بادلانی در آن زمان)را داشت که هربار شکر خدا نقشه شومشان به سرانجام دلخواه نرسید.

قابل ذکر است که در همان زمان دختر ملا عبد محمد جهان بین به همسری فرزند پسر کی حبیب درآمد و نیز دختر ملا فریدون به همسری پسر یکی از بزرگان بادلانی درآمد که هردو ازدواج همچنان پایدار هستند.

هم اکنون نیز فرزندان بادلانی در عرصه های مختلف برای استان و کشور افتخار آفرین هستند،طایقه بادلانی سرشار از پتانسیل های بالای نیروی انسانی در سطح استانی و ملی هست که نمونه آن دکتر ایروان مسعودی اصل (از نوادگان ملا عبد محمد جهانبین) می باشد که از مدیران توانمند ملی موفق و پر آوازه این استان سربلند هست.
 
 
#50 بادلاني 2016-02-14 09:23
Quoting Guest:
Quoting تامرادی:
Quoting ساداتی:
بادلانی ها مردم خوب و خونگرم و میهمان نواز و زیر بار نرویی هستن...مردم با اصالتی هستند و با نزاکت..درود بر این طایفه ی با غیرت

همه وصف هایی که ازبادلانی کردی را اگرصحیح فرض کنیم‌یک موردش اصلا نه باعقل نه با منطق ونه تاریخ وسرگذشت جوردرنمیاد وان هم زیربار نرو بودنه.چون باذلانی از معدود طوایفی بوده که نظام مستقل طایفه ای نداشته ودراحاطه نظام ارباب ورعیتی تامرادی ها بودند و جز حیطه قدرت کی نصیر وسپس ملا فریدون وسپس کی حبیب بودند.حتی هرکدام از فرزندان ملاکریم در یکی از روستاهای بادلانی نشین حاکم بودند.این وصف با زیربارنرو بودن منافات داره سید جان.توکه باید اینوبهتر از بقیه بودنی چون سادات معظم بیشتراز بقیه در روستا ها ومناطق حضور داشتند جهت اجرای امور شرعیه


بادلانی اصیل:کی گفته نظام مستقل طایفه ای نداشتند؟
اتفاقا داشتند و دارند و خیلی خوب هم دارند،آقای عبد محمد جهان بین اکثریت بادلانی ها را که در جاهای مختلف ساکن بودندبا تلاش فراوان و همراهی دیگر بزرگان بادلانی و اتفاقا با همکاری سادات بزرگی چون مشهدی موسی آشنود (در حال حاضر فرزندانش با فامیل مدبرنژاد هستند)در لوداب و روستاهای مختلف (دهنو،گوزنان،آباده،اشکفت سیاه،آبلمی و ...)گرد هم آورد.

توصيه من به كامنت گذاران محترم اين است كه حتي الممكن اسمي از بزرگان يك طايفه برده نشود چنانچه در اين كامنت نيز از بزرگان قديم ياد شده ، ولي آنچه واقعيت است بيان نشده ، تمامي طوايف مستقر در لوداب و مارگون و بويراحمد سفلي و حتي بويراحمد عليا ، بزرگ طايفه بادلاني در حال حاضر و پيش از آن را مي شناسند ، بزرگي هر شخص مجموعه رفتار و عملكرد يك خانواده و خود شخص در بين طايفه و منطقه خود مي باشد ، از جمله پرداختن به اموري همچون توسعه آموزش و پرورش در طي دهه هاي گذشته و تربيت نسلي كه از اكثر آنها نيز به عنوان شاخص ترين چهره هاي طايفه بادلاني امروزه ياد مي گردد. با تشكر
 
 
#51 حاتمی پور 2016-02-20 00:50
با سلام
دوستان گرامی نکته ای که وجود داره اینکه نه دکتر ابراهیم حاتمی پور و نه هیچ حاتمی پور دیگری از دهنو اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به طایفه بادلانی ندارند.لطفا به این نکات توجه کنید و مطالب دور از واقعیت منتشر نکنید.
سپاسگزارم
 
 
#52 Guest 2016-03-08 20:10
Quoting حاتمی پور:
با سلام
دوستان گرامی نکته ای که وجود داره اینکه نه دکتر ابراهیم حاتمی پور و نه هیچ حاتمی پور دیگری از دهنو اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به طایفه بادلانی ندارند.لطفا به این نکات توجه کنید و مطالب دور از واقعیت منتشر نکنید.
سپاسگزارم

کسی که اصالت خود را نفی کند در بین آحاد جامعه نیز مقبولیت نخواهد داشت.
 
 
#53 مچقق 2016-03-11 08:47
Quoting حاتمی پور:
با سلام
دوستان گرامی نکته ای که وجود داره اینکه نه دکتر ابراهیم حاتمی پور و نه هیچ حاتمی پور دیگری از دهنو اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به طایفه بادلانی ندارند.لطفا به این نکات توجه کنید و مطالب دور از واقعیت منتشر نکنید.
سپاسگزارم

اینکه حاتمی های دهنو از طایفه بادلانی هستند را همه می دانند اما خودشان یکبار می گویند ما بادلانی هستیم یکبار می گویند ماتیرتاجی هستیم !!!!!!!!!
 
 
#54 ارجمند 2016-03-14 09:33
همین دیشب یکی از بهروزی های دهنو در منزل آقای ارجمند از طایفه آقایی گفتند که ما اصالتا بادلانی هستیم ، ولی از قدیم الایام که مهاجرت کردیم به مکان کنونی و به همین دلیل هم شاید به اسم تیرتاجی یشناسمون، ولی در اصل بادلانی هستیم
Quoting مچقق:
Quoting حاتمی پور:
با سلام
دوستان گرامی نکته ای که وجود داره اینکه نه دکتر ابراهیم حاتمی پور و نه هیچ حاتمی پور دیگری از دهنو اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به طایفه بادلانی ندارند.لطفا به این نکات توجه کنید و مطالب دور از واقعیت منتشر نکنید.
سپاسگزارم

اینکه حاتمی های دهنو از طایفه بادلانی هستند را همه می دانند اما خودشان یکبار می گویند ما بادلانی هستیم یکبار می گویند ماتیرتاجی هستیم !!!!!!!!!

Quoting مچقق:
Quoting حاتمی پور:
با سلام
دوستان گرامی نکته ای که وجود داره اینکه نه دکتر ابراهیم حاتمی پور و نه هیچ حاتمی پور دیگری از دهنو اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به طایفه بادلانی ندارند.لطفا به این نکات توجه کنید و مطالب دور از واقعیت منتشر نکنید.
سپاسگزارم

اینکه حاتمی های دهنو از طایفه بادلانی هستند را همه می دانند اما خودشان یکبار می گویند ما بادلانی هستیم یکبار می گویند ماتیرتاجی هستیم !!!!!!!!!
 
 
#55 وحید از دهنو لوداب 2016-03-14 09:48
در جواب کامنت گذار محترم شماره 42 که باید عرض کنم که دکتر مسعودی بادلانی هستن و زادگاه مادری ایشون هم دهنو لوداب می باشد.

ما دکتر مسعودی رو افتخار لوداب،بویراحمد سفلی، بویراحمد و کلا افتخار استان میدونیم.

البته کلا نباید بذاریم بحث های طایفه ای باب بشن،هر فردی با هر شرایطی از هر طایفه ای قابل احترام برای همه باید باشه.
 
 
#56 بهروزی 2016-03-30 10:09
Quoting Guest:
Quoting حاتمی پور:
با سلام
دوستان گرامی نکته ای که وجود داره اینکه نه دکتر ابراهیم حاتمی پور و نه هیچ حاتمی پور دیگری از دهنو اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به طایفه بادلانی ندارند.لطفا به این نکات توجه کنید و مطالب دور از واقعیت منتشر نکنید.
سپاسگزارم

کسی که اصالت خود را نفی کند در بین آحاد جامعه نیز مقبولیت نخواهد داشت.

اصالت خودش را در کجا وچطور نفی کرده/؟؟چرا یاوه میبافی؟؟اینکه ی شخص از خانواده حاتمی حرف بی اساس یک کامنت گذار مبنی بر بایلونی بودن حاتمی را رد کردهٰ؛نفی کردن اصالت است؟؟مگه حاتمی از اصالت خودش گفته ونظری داده؟؟نفی اصالت ودروغ توسط ان کسی صورت گرفته که شخص دیگری را از طایفه دیگر میداند وفرض کرده.اهالی دهنویاسوج به هیچ وجه بایلونی نیستند وهیچ کدام از انان چنین نظری ندارند.اگر تو دلیل ومدرک مستندی دال بر بایلونی بودنشان داری ارایه بده.
 
 
#57 دهنویی 2016-03-30 10:14
Quoting مچقق:
Quoting حاتمی پور:
با سلام
دوستان گرامی نکته ای که وجود داره اینکه نه دکتر ابراهیم حاتمی پور و نه هیچ حاتمی پور دیگری از دهنو اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به طایفه بادلانی ندارند.لطفا به این نکات توجه کنید و مطالب دور از واقعیت منتشر نکنید.
سپاسگزارم

اینکه حاتمی های دهنو از طایفه بادلانی هستند را همه می دانند اما خودشان یکبار می گویند ما بادلانی هستیم یکبار می گویند ماتیرتاجی هستیم !!!!!!!!!

همه یعنی کیا؟؟مگه تو همه ای ونماینده همه ای واز همه احاد مردم پرسیده ای واز نظر همه خبر داری؟؟چرا حرف بی اساس و خارج از عقل ومنطق میزنی؟؟حرف ونظر دروغ به مردم نسبت نده
 
 
#58 مسعود،بادلانی لوداب 2016-04-02 08:26
قابل توجه کامنت گذاران شماره 56 و 57

اصلا مهم نیست که افراد مذکور بادلانی هستند یا اهل هر طایف دیگه.
مهم اینه که اهل هر کجا و هر طایفه ای که هستند برای ما قابل احترامند.

طایفه بادلانی ها از قدیم الایام پراکنده شدند و به گوشه از استان و شهرستان بویراحمد کوچ کردند، مثل گروه ملک زاده ها و دکتر عوض پور اینا که هم اکنون در تل خسرو ساکن هستند.

طایفه بادلانی بزرگان بسیاری از قدیم تا الان داره و هم اکنون بسیاری از جوانان این طایفه در بهترین رشته ها و مقاطع و در بهترین دانشگاه های ایران در حال تحصیل و استادی دانشگاه هستند که در آینده نزدیک بسیار از آنان خواهید شنید، البته در حال حاضراز چهره های علمی و مدیریتی ما میشه به دکتر ایروان مسعودی اصل، دکتر ابوالقاسم عوض پور، دکتر جانمحمد ملک زاده و ... اشاره کرد، به گونه ای که دکتر مسعودی اصل از فرزندان این طایفه در عین جوانی هم اکنون در زمره مدیران ملی و کشوری توانمند هستند.
 
 
#59 محمدعلی آروس 2016-04-16 19:21
سلام خدمت همه بزرگواران
طایفه بادلانی از طوایف اصیل می باشد که در صده های قدیم به دلایل زیاد به اکثر نقاط کشور و استان کوچ کردند.
بنده خودم اصالتا" بادلانی هستم اما نزدیک به دویست سال با توجه به همنشینی و اخت بودن با طایفه زنگوایی در گرمسیر در روستای دمهد و سردسیر در زنگوا سکونت داریم.
 
 
#60 محمدعلی آروس 2016-04-16 19:32
Quoting تامرادی:
Quoting ساداتی:
بادلانی ها مردم خوب و خونگرم و میهمان نواز و زیر بار نرویی هستن...مردم با اصالتی هستند و با نزاکت..درود بر این طایفه ی با غیرت

همه وصف هایی که ازبادلانی کردی را اگرصحیح فرض کنیم‌یک موردش اصلا نه باعقل نه با منطق ونه تاریخ وسرگذشت جوردرنمیاد وان هم زیربار نرو بودنه.چون باذلانی از معدود طوایفی بوده که نظام مستقل طایفه ای نداشته ودراحاطه نظام ارباب ورعیتی تامرادی ها بودند و جز حیطه قدرت کی نصیر وسپس ملا فریدون وسپس کی حبیب بودند.حتی هرکدام از فرزندان ملاکریم در یکی از روستاهای بادلانی نشین حاکم بودند.این وصف با زیربارنرو بودن منافات داره سید جان.توکه باید اینوبهتر از بقیه بودنی چون سادات معظم بیشتراز بقیه در روستا ها ومناطق حضور داشتند جهت اجرای امور شرعیه

دوست تامرادی عزیز ضمن عرض سلام و ادب کاش خودت را معرفی میکردی ببینیم هویت جنابعالی چیه
بنده آروس از دهدشت در خصوص زیربار نرفتن بادلانی ها و فرمایشات جنابعالی هر کس که باشی خدمتتان معروض بدارم که برو از بزگان طایفه ات بپرس ملا فاضل و عبدمحمد جهان و کاموس و علی و ولی بادلانی کیا بودن . خیلی مغرضانه نوشتی فقط بخاطر احترام بزرگان با احترام جوابی برات نوشتم اگر قصد مناظره روبرو داری میتوانی بیایی خدمت برسیم تا فرهنگ و اصلات و فهم را برای هم دیکته کنیم.
آروس 09129171025
 
 
#61 محمدعلی آروس 2016-04-16 19:36
Quoting d:
Quoting دشت روم:
با در اول بادلانی مرا یاد باشرانی می اندازد

کاملا درسته .با در باشرانی وبادلانی وبامحمیدی وباملکی وبایاری و..مخفف کلمه بابا است.اگر در بادلانی .با مخفف بابا نباشد پس چرا اسم بزرگترین واصلی ترین تیره بادلانی باباعلیشاهی است.وچرا به لحجه لری به بادلانی نمیگویند بادلونی ومیگویند بایلونی


دوست عزیز ضمن سلام و ادب
بیشتر طوایف مثل باباکونی و باطولی بایاری و ...
الکی حرف که اولا اطلاعت نداری نزن
پسته بی مغز چون لب واکند...
 
 
#62 ناشناس 2016-04-23 23:00
با اول نام خیای از طوایف هست و متاسفانه طوری به غلت جا افتاده که معنی بابا را می دهد و بابا هم کسانی بودند که دارای مشاغلی که شان پایینی در طایفه دارد بوده است .
کسانی که این نظریه را تایید می کنند فقط براساس نقل قولهای بدون منبع می باشد و به اصطلاحاتی در طوایف رایج شده بسنده می کنند.
در اصل کلمه با اگر به معنی بابا باشد در اصل به معنی پیر و مرشد می باشد و در زمان شیخ صفی الدین اردبیلی برای تمام طوایف یک پیر یا عارف یا مرشد از شاگردان خود قرار می داد که آن طوایف نام پیر را به خود گرفتند و قبر این عرفا و شجره نامه هایشان با تحقیق پیدا میشود.
در ضمن کلمه توشمال نیز دربین لرها کوهگیلیویه زیاد خوش آیند نیست در صورتی که توشمال به رهبر و یا خان ایل گفته می شود و رکابداران توشمالها یا خدمتکاران توشمالها را با توشمال باشی می نامیدند مثل یوزباشی یعنی کسانی که از یوزپلنگها نگهداری می کنند پس توشمال به تنهایی معنی خان می دهد و توشمال باشی یعنی خدمتکارخان
 
 
#63 هفت پشت اصالت 2016-06-22 03:33
یه بعضی از دوستان انگار خیلی عقده از نام باده لونی دارند .البت برای خودم قابل درکه بچه هاشون هرجا وهر زمینه ای که هستن یه سر وگردن از بقیه بالاترن.اصلا ژن شهزاده ای دارن و این برای شما دردناکه هم تبار
 
 
#64 هفت پشت اصالت 2016-06-22 03:48
دوست با اصالت اصالت خودت را باعملکردت نشون بده.اصالت که به حرف وتخریب نیست.متاسفانه یه عده ای دم از اصالت میزنن که معنی واقعیش را نمیدونن..برو به یه خانواده باده لونی نگاه کن تا تو حالت سایلنت اصالت سریت وشهزادگی را برات توصیف کنه..بعدشم تاریخ ثابت کرده هیچوقت آویزون کسی نبودن.مثل همین حالا..برو فکر نان باش ...اصالت گم نمیشه.
 
 
#65 شایسته لوداب 2016-06-23 17:23
دوست عزیزی که نوشتی دکتر مسعودی بادلانی نیست.دکتر مسعودی از اصیل ترین افراد طایفه با اصالت بادلانی هست.و این هم در خلق و خوی جناب دکتر پیداست چونکه با دل و جراتی که داشته به این مقام عظمی رسیده.
 
 
#66 ی علمداری 2016-06-24 07:03
به نام خدا .اول باید بگویم که شریفترین مردم در نزد خدا باتقواترین انهاست.نه هیچ چیز دیگر .واما بعد ایل با اصالت بادلانی از گذشته تاکنون کهنه سیاست و اصیل بوده و هست. اگر کمی انصاف در میان باشد ما حاضریم در هرموردی که جزو موارد شرف و غیرت و پیشرفت باشد با منطق و استدلال با هرکسی در هر مکانی و هر طایفه ای به مناظره بنشینیم. کاش فرد اهانت کننده هویت خودش را فاش میکرد. تا به اندازه عقل و ظرفیتش با ایشون مباحثه میکردیم . البته از قدیم گفته اند کلم الناس علی قدر عقولهم. ضمن اینکه مخاطب ما اهانت کننده است. نه کسی دیگر.
 
 
#67 آرش لوداب 2016-06-25 11:07
در جواب اون کسی که گفته دکتر مسعودی از بادلانی ها نیست و معلوم نیست که چرا اینو گفته باید بگم که دکتر ایروان مسعودی اصل برگ زرین اهدایی طایفه عزتمند و سرافراز بادلانی به تمام استان و جنوب کشور هست.

ایشان افتخار بادلانی ها و الگوی جوانان استان هستند.

ایشان فرزند بزرگمرد طایفه بادلانی مرحوم توزی مسعودی اصل هستند و همچنین ایشان نوه مرحوم ملا عبدمحمد جهانبین مرد دانشمند،نامی و بزرگ بادلانی می باشند.
 
 
#68 آرش لوداب 2016-06-25 11:12
همچنین باید عرض کنم که دکتر مسعودی اصل بادلانی هم اکنون علاوه بر مقام استادی دانشگاه،مسئولیت معاون فرهنگی و اجتماعی مجلس شورای اسلامی را عهده دار هستند و نیز عضو هیئت مدیره سازمان بیمه سلامت کشور می باشند.

قبل از مسئولیت های کنونی معاون دانشجویی دانشگاه آزاد کشور بودن.

مردم طایفه بادلانی و منطقه لوداب به داشتن چنین فرزند موفق و توانمندی افتخار می کنند.
 
 
#69 بادلانی سرافراز 2016-06-25 11:23
در جواب کانت گذار 65 با نام میرزا باید عرض کنم که چرا کامل و مستقیم و شفاف تر حرفتون رو نمیزنید؟

بعد از کشتن از روی نامردی و ناجوانمردانه مرد شجاع و پهلوان طایفه بادلانی مرحوم ملافاضل توسط ظالمان و خبیثان زمان، مرحوم ملا عبد محمد جهان بین کنار قبر مرحوم ملافاضل پایش را کوبید و گفت فاضل، جنازه همه اونایی که در کشتنت دست داشتن را در پایین دست و زیر قبرت قرار میدهم.

الان برید ببینید قبر دوستان ظالم و زورگو دقیقا کجا قرار گرفته.
 
 
#70 تامرادی باغیرت 2016-06-27 08:53
Quoting بادلانی سرافراز:
در جواب کانت گذار 65 با نام میرزا باید عرض کنم که چرا کامل و مستقیم و شفاف تر حرفتون رو نمیزنید؟

بعد از کشتن از روی نامردی و ناجوانمردانه مرد شجاع و پهلوان طایفه بادلانی مرحوم ملافاضل توسط ظالمان و خبیثان زمان، مرحوم ملا عبد محمد جهان بین کنار قبر مرحوم ملافاضل پایش را کوبید و گفت فاضل، جنازه همه اونایی که در کشتنت دست داشتن را در پایین دست و زیر قبرت قرار میدهم.

الان برید ببینید قبر دوستان ظالم و زورگو دقیقا کجا قرار گرفته.

باسلام.فکر نکردی که داری به بزرگمردانی از ایل تامرادی چون مرحومین ملافریدون وملااردشیر و...توهین میکنی؟؟جواب تو در دوحالت است .اول اینکه اگر بخواهم مقابله به مثل کنم وجواب توهین را با توهین بدهم،پس چه فرقی بین ادب واصالت با...است؟وچه فرقی بین بزرگی وجایگاه اجتماعی وایلی ان مرحومین با زیر دستان و رعایاخودبوده؟گفت ادب از که اموختی گفت از بی ادبان.دوم اینکه اگر بخواهم پاسخت را با حقایق ووقایع مستند بگویم که واقعا خودم معذب هستم چون اگر چیزی بگویم از وقایع ان زمان ؛به وجهه شما که نه،بلکه به وجهه ایل بویر احمد در انظار غیر بویراحمد برخواهد خورد.شما حرف میرزا را مبنی بر اینکه گفت نگزارید حقایق بیان نشود را نگرفتید ودرک نکردید وگرنه نباید پاسخ میدادید اگر واقعا بادلونی هستید.چون به نفع شما نبود.هر جمع یا ملت وطایفه ای هم خوب دارد هم بد نمیشود همه را بد ویا خوب فرض کرد.اول شما برو تحقیق کن ببین دلیل قتل مرحوم فاضل به چه دلیلی بوده وقاتلان فرزندان ملا کریم چه کسانی بودنند وبه چه دلیل بود ومرحوم عبدالمحمد(پدر استاد فرهیخته واسوه وپیشکسوت و..سعدی)چه نقشی داشت وچه ....بعدش حرف بزن واظهار نظر کن.اگر من بخواهم این حقایق را بیان کنم درست نیست وبه طایفه محترم بادلانی قطعا بر خواهد خورد پس خواهشا این بحث را خاتمه بدهید وروی خوبیهاتکیه کنید ومثالهایی از تقوا ونجابت وعفت واستقلال وغیرت وتعهد وشرافت و...بزنید .
 
 
#71 بادلانی 2016-06-28 03:45
با سلام خدمت جناب تامرادی با غیرت
خدمتتون عرض کنم که ظاهرا جناب میرزا ابتدا باعث بوجود اومدن این بحث شدند.

ولی به نظر بنده دیگه الان هر بحثی مربوط به اون دوران بوده گذشته و طایفه سرافراز و ایل بزرگ تامرادی الان باهم مثل برادرند و هیچ گونه مشکلی باهم ندارند و کلا باهم قاطی هستند.

اتحاد اونا الان میتونه لوداب و سفلی را از محرومیت بیشتر نجات بده.

بنابراین هردو طرف ماجرا از ادبیات مناسب استفاده کنند و سعی کنند که توهینی به بزرگان دو طرف صورت نگیره.


Quoting تامرادی باغیرت:
Quoting بادلانی سرافراز:
در جواب کانت گذار 65 با نام میرزا باید عرض کنم که چرا کامل و مستقیم و شفاف تر حرفتون رو نمیزنید؟

بعد از کشتن از روی نامردی و ناجوانمردانه مرد شجاع و پهلوان طایفه بادلانی مرحوم ملافاضل توسط ظالمان و خبیثان زمان، مرحوم ملا عبد محمد جهان بین کنار قبر مرحوم ملافاضل پایش را کوبید و گفت فاضل، جنازه همه اونایی که در کشتنت دست داشتن را در پایین دست و زیر قبرت قرار میدهم.

الان برید ببینید قبر دوستان ظالم و زورگو دقیقا کجا قرار گرفته.

باسلام.فکر نکردی که داری به بزرگمردانی از ایل تامرادی چون مرحومین ملافریدون وملااردشیر و...توهین میکنی؟؟جواب تو در دوحالت است .اول اینکه اگر بخواهم مقابله به مثل کنم وجواب توهین را با توهین بدهم،پس چه فرقی بین ادب واصالت با...است؟وچه فرقی بین بزرگی وجایگاه اجتماعی وایلی ان مرحومین با زیر دستان و رعایاخودبوده؟گفت ادب از که اموختی گفت از بی ادبان.دوم اینکه اگر بخواهم پاسخت را با حقایق ووقایع مستند بگویم که واقعا خودم معذب هستم چون اگر چیزی بگویم از وقایع ان زمان ؛به وجهه شما که نه،بلکه به وجهه ایل بویر احمد در انظار غیر بویراحمد برخواهد خورد.شما حرف میرزا را مبنی بر اینکه گفت نگزارید حقایق بیان نشود را نگرفتید ودرک نکردید وگرنه نباید پاسخ میدادید اگر واقعا بادلونی هستید.چون به نفع شما نبود.هر جمع یا ملت وطایفه ای هم خوب دارد هم بد نمیشود همه را بد ویا خوب فرض کرد.اول شما برو تحقیق کن ببین دلیل قتل مرحوم فاضل به چه دلیلی بوده وقاتلان فرزندان ملا کریم چه کسانی بودنند وبه چه دلیل بود ومرحوم عبدالمحمد(پدر استاد فرهیخته واسوه وپیشکسوت و..سعدی)چه نقشی داشت وچه ....بعدش حرف بزن واظهار نظر کن.اگر من بخواهم این حقایق را بیان کنم درست نیست وبه طایفه محترم بادلانی قطعا بر خواهد خورد پس خواهشا این بحث را خاتمه بدهید وروی خوبیهاتکیه کنید ومثالهایی از تقوا ونجابت وعفت واستقلال وغیرت وتعهد وشرافت و...بزنید .
 
 
#72 ابراهیم 2016-06-28 04:31
همانطور که در کامن شماره 49 هم شده،دو طایفه بادلانی و ایل تامرادی هیچ گونه مشکلی باهم ندارند و کاملا با هم عجین شده اند و پیوندهای بسیار پایداری از قدیم تاکنون برقرار نموده اند و قطعا خواهند نمود.
بنابراین دوستان هر دو طایفه که کامنت میذارند رعایت کنند و الکی سعی در برقراری اختلاف نداشته باشند و مواظب گفته ها و نوشته هاشون باشند.
این دو طایفه هیچ اختلافی باهم نداشته و ندارند و انشالله هیچ وقت دیگه هم نخواهند داشت.

در اینجا هم ذکر می گردد که در همان زمان قدیم و آن فضاهای موجود که دوستان بدون اطلاع کامل دارن بروز میدن، پسر کی حبیب بهادر (فرزند کی نصیر بهادر نامی و بزرگ)با دختر ملا عبد محمد جهان بین (کدخدای طایفه بادلانی در آن زمان)ازدواج نمودند که هنوز هم پابرجا و پایدار هست.
همچنین یکی دیگر از بزرگان بادلانی با دختر مرحوم ملافریدون ازدواج نمودند که آن هم همچنان پاپرجاست.
بنابراین بیخود و الکی بر طبل اختلاف نداشته نکوبید.
 
 
#73 جوان بادلانی 2016-07-05 07:19
دکتر ایروان مسعودی اصل سند هویتی برای کل استان و سپس برای لوداب و طایفه بادلانی می باشد.
درود بر این مرد بزرگ،توانمند،شجاع و غیور.
 
 
#74 Guest 2016-08-22 13:24
Quoting محمدعلی آروس:
Quoting تامرادی:
Quoting ساداتی:
بادلانی ها مردم خوب و خونگرم و میهمان نواز و زیر بار نرویی هستن...مردم با اصالتی هستند و با نزاکت..درود بر این طایفه ی با غیرت

همه وصف هایی که ازبادلانی کردی را اگرصحیح فرض کنیم‌یک موردش اصلا نه باعقل نه با منطق ونه تاریخ وسرگذشت جوردرنمیاد وان هم زیربار نرو بودنه.چون باذلانی از معدود طوایفی بوده که نظام مستقل طایفه ای نداشته ودراحاطه نظام ارباب ورعیتی تامرادی ها بودند و جز حیطه قدرت کی نصیر وسپس ملا فریدون وسپس کی حبیب بودند.حتی هرکدام از فرزندان ملاکریم در یکی از روستاهای بادلانی نشین حاکم بودند.این وصف با زیربارنرو بودن منافات داره سید جان.توکه باید اینوبهتر از بقیه بودنی چون سادات معظم بیشتراز بقیه در روستا ها ومناطق حضور داشتند جهت اجرای امور شرعیه

دوست تامرادی عزیز ضمن عرض سلام و ادب کاش خودت را معرفی میکردی ببینیم هویت جنابعالی چیه
بنده آروس از دهدشت در خصوص زیربار نرفتن بادلانی ها و فرمایشات جنابعالی هر کس که باشی خدمتتان معروض بدارم که برو از بزگان طایفه ات بپرس ملا فاضل و عبدمحمد جهان و کاموس و علی و ولی بادلانی کیا بودن . خیلی مغرضانه نوشتی فقط بخاطر احترام بزرگان با احترام جوابی برات نوشتم اگر قصد مناظره روبرو داری میتوانی بیایی خدمت برسیم تا فرهنگ و اصلات و فهم را برای هم دیکته کنیم.
آروس 09129171025
 
 
#75 ربانی 2016-09-22 12:16
درودبرطایفه بادلانی دایی های بزرگوارم ،اسیربحثهای حاشیه ای نشید مهم اینست که بادلانی ها درحال حاضر با همت فراوان وسعی بسیار دارند پله های ترقی را می پیمایند امیداست دست در دست هم دهیم و لودابمان را کنیم آباد. آفرین به این پیشرفت
 
 
#76 بادلانی ریشه دار 2016-11-24 02:06
همه ی طوایف وهمه ی مردم عزیزند .طوایف تامرادی وبادلانی وامثالهم پیوندهای زیادی باهم دارند دختر ملا امانی دولت دوست کدخداوبزرگ مرد بادلانی همسر ملا هجیر بهادران کدخدای بزرگ منش تامرادی است وبادلانی ها باوجود جمعییت کم دارای پیشرفتهای فراوانی هستند که زبان از گفتن آن ها قاصر است.
 
 
#77 بادلانی ریشه دار 2016-11-24 02:14
در روستای دهنو که مرکزیت طایفه ی بزرگ بادلانی وحتی لوداب رادارد بزرگانی همچون ملا عبدالمحمد جهانبین ،ملا علیخان خیراندیش ، ملا امانی دولت دوست گوزنان ملا عبد الله آماده وملا گدا آسمند ، آبلمی ملا عبدالطیف دامیار و ملا فاضل بی نیاز ، ااشکفت سیاه ملا علی سنجیده وقاید یدالله شهبازی و آباده کی محمد خان و کی دهراب از بزرگ مردان ایل شریف ، سرزنده ، شجاع وبا فرهنگ طایفه بودند .روحشان شاد ویادشان گرامی باد.
 
 
#78 دهنو 2016-12-07 08:57
دکتر ایروان مسعودی اصل بادلانی از طایفه بادلانی هست و واقعا هم یک سند هویتی برای کل استان و بویراحمد می باشد.
دکتر مسعودی اصل اصالتااز طایفه بادلانی،روستای دهنو و بخش لوداب نخبه پرور هستند.
ایشان فرزند مرد نامی و مردم دار و بزرگ طایفه مرحوم توزی مسعودی اصل هستند و همچنین از نوادگان مرحوم ملاعبدمحمد جهان بین (کدخدای طایفه بادلانی در زمان خویش)می باشند.

تعجب میکنم که چطور در کامنت گفته شده بود که ایشان بادلانی نیست، طایفه بادلانی صدها جوان نخبه و توانمند داره که اونا هم روزی دکتر مسعودی های بعدی خواهند شد.
 
 
#79 بادلانی 2016-12-13 10:20
در باره ی طایفه ی بادلانی همینو بس که معروفه به طایفه ی قلم و دارای نخبه های جهانی مانند دکتر مسعودی
 
 
#80 Guest 2017-05-12 11:08
به نام خداوندی که اگر حکم کند ماهمه محکویم میشویم .الان دیگه بحث دعوا وجنگ نیست دوست تامرادی که داری از تامرادی حرف میزنی زمانی که هم جنگ بود کدوم یکی از تامرادی ها تونست با راه خدا بادلانی مبارزه کند داری از ملافریدون میگی اگه بزرگی مردانی داری بپرس ببین راه خدا کی بود و چکار میکرد و تامرادی ها را چکارشون میکردایشان البته نه تامرادی ها را بلکه هرطایفه ای که بخواستی با طایفه بادلانی مبارزه کند وزوربگوید ایشان اون طایفه را نابود میکرد.از هرکجای از منطقه لوداب دهدشت قلعه رئیسی بهمی بپرسی بهت میگن که راه خدا کی بود.در ضمن درسته طایفه بادلانی یک طایفه کوچک هست ولی این طایفه کوچک هم از لحاظ فرهنگ هم از لحاظ سیاست و اقتصاد و از هرلخاظی حساب کنی طایفه بسیار بسیار باعزت وبا اصالت می باشد
 
 
#81 چین دیار کدخدایان 2017-08-12 15:44
باسلام.من به عنوان یک تامرادی از طایفه کی مرادعلی-کی مجید تمام قد از طایفه فرهنگ دوست بادلانی حمایت می کنم باید خدمت برادران تامرادی خودم (منظور فامیل ملا کریم بهادران است)عرض کنم که دست از گزافه گویی و حماقت نابخردانه بردارند .اولاد ملا کریم بهادران اصلا جایی در لوداب نداشتند و درمنطقه زیلایی (پوله )سکونت داشتند و این آقای علی خان خیراندیش بود که با بی بصیرتی وبه وسیله برقراری رابطه خویشاوندی باملا فریدون مار درآستین طایفه مؤدب بادلانی پرورش دادند...تاریخ بر بی اعتنایی ٬وخوی وحشی گری و ناجوانمردی اولاد ملا کریم علی الخصوص فریدون بهادران گواهی می دهد....برادران طایفه بادلانی نباید اسیر حاشیه سازی های فامیل محمدباقر مخصوصا خانواده ملا کریم شوند چون از نظر جایگاه علمی و فرهنگی و اقتصادی هم در گذشته و هم الان طایفه بادلانی با فامیل محمد باقر قابل قیاس نبودند و نیستند...اظهارات بنده از روی غرض نیست چون برای حرف های خود اسناد تاریخی وجود دارد....چطور میشود از شخصیت های فرهنگ دوست ٬سیاست مدار ٬شجاع واهل قلم مثل ملا عبدالمحمد جهانبین (رحمت ا... علیه)گذشت؟؟؟؟؟مگر میشود از شجاعت انسان های شریف و با شهامتی مثل مرحوم ملا عبدالطیف دامیار و ملا فاضل بی نیاز گذشت؟؟؟؟ چه کسی غیر از ملاعبدالمحمد جهانبین به فکر رهایی مردم لوداب ازمحرومیت به وسیله تاسیس مدرسه بود؟؟؟؟؟ طایفه بادلانی همیشه مورد احترام طایفه کی مرادعلی -کی مجید بوده و هستند....باید خدمت همه مردم طایفه بادلانی عرض کنم که ما همیشه و تا آخرین نفس از شما حمایت خواهیم کرد چون معتقدیم این مردم لوداب و بادلانی هستند که انتخاب می کنند که در ایل تامرادی چه کس شایسته ولایق کدخدایی است‌. کی نصیر بهادر و سگ تربیت شده آن یعنی ملا فریدون بهادران یا کی مرادعلی و برادرش کی مجید که درطول تاریخ کوچکترین ظلمی به کسی نکردند؟؟؟؟؟؟ ما به عنوان طایفه کی مرادعلی-کی مجید حمایت خود از طایفه بادلانی و همه طوایفی که در لوداب ساکن هستند را اعلام می کنیم چرا که دوست داریم همیشه همسایگان عزیز خود را بالاتر از خودمان ببینیم ........به خانواده ملا کریم و طایفه محمد باقر هشدار جدی می دهم که از تاریخ عبرت بگیرند و دست از حماقت بردارند چرا که اگر به حماقت خود ادامه دهند سرنوشتی بهتر از ملا فریدون بهادران که عریان وبی سر وبا بدنی که دیگر جای گلوله نداشت مواجه خواهند شد......درود بر مشهدی شاویش کی مرادعلی که با گلوله های آتشین خود ملا فریدون بهادران را به زباله دان تاریخ انداخت ...درود بر کی غلامعلی یزدانپناه کدخدای مردم دوست تامرادی و پسرش کی جمشید بزرگ...درود کیامرز یزدانپناه و برادرش ملا فرامرز که همیشه حامی و خادم مردم بودند ....درود بر کی احمد برهمن سردار افسانه ای و بی رقیب تامرادی.....رحمت خدا به روح ملاعبدالمحمد جهانبین -ملا عبدالطیف دامیار وملا فاضل بی نیاز .......این شعر تقدیم به فامیل ملا کریم و طایفه محمد باقر؛؛؛ مشک آن است که ببوید نه آن که عطار بگوید..........
 
 
#82 کی مجید -کی مرادعلی 2017-08-24 12:51
سلام بر کدخدایان تامرادی؛؛؛ کی مرادعلی و برادرش کی مجید ...درود بر سرداران جوانمرد ومردم دوست تامرادی٬ کی کیامرز یزدانپناه و دامادش کی احمد برهمن ....درود برسیاست مداران بزرگ و تکرار نشدنی تامرادی؛ ملا فرامرز یزدانپناه و پسرش کی غلامعلی یزدانپناه کدخدای مردمی ومتواضع ایل تامرادی...درود بر جمشید خان یزدانپناه تامرادی(فرزند کی غلامعلی و نوه شکرا...خان ضرغامپور «خواهرزاده عبدا...خان ضرغامپور بویراحمدی) که مایه مباهات و افتخار بویراحمد سفلی در استان و جنوب کشور است...رحمت به روح ملا عبدالمحمد جهانبین کدخدای اهل قلم ٬سیاست مدار و بافرهنگ طایفه مؤدب بادلانی٬٬٬ رحمت حق به روح ملا علی مؤمن بی نیاز وپسر شجاعش ملا فاضل بی نیاز٬٬٬٬رحمت خالق به روح کیوضی دامیار و فرزند بزرگ منش و مجلس بنامش ملا عبدالطیف دامیار....ما به عنوان طایفه کی مجید -کی مرادعلی از طایفه بادلانی حمایت قاطع خود را دربرابر هر یک از طوایفی که درلوداب وسایر مناطق استان ساکن هستند را اعلام می کنیم چه طوایف ایل تامرادی و چه بقیه طوایف دیگر....زنده باد کی مجید و برادرش کی مرادعلی .....عاشقانه همه مردم بادلانی را دوست داریم
 
 
#83 تامرادی لوداب 2017-08-25 00:00
Quoting بادلانی ریشه دار:
در روستای دهنو که مرکزیت طایفه ی بزرگ بادلانی وحتی لوداب رادارد بزرگانی همچون ملا عبدالمحمد جهانبین ،ملا علیخان خیراندیش ، ملا امانی دولت دوست گوزنان ملا عبد الله آماده وملا گدا آسمند ، آبلمی ملا عبدالطیف دامیار و ملا فاضل بی نیاز ، ااشکفت سیاه ملا علی سنجیده وقاید یدالله شهبازی و آباده کی محمد خان و کی دهراب از بزرگ مردان ایل شریف ، سرزنده ، شجاع وبا فرهنگ طایفه بودند .روحشان شاد ویادشان گرامی باد.
بنام خدا.شما اسامی متعددی از افراد را اوردید وقبل از ان خودرا بادلانی ریشه دار معرفی نمودی وخصلت وصفت (بزرگی)را به هم تبار وطایفه ای های خودت چسپوندی ودر مورد طایفه ات بفور تعریف کردی.تعریف از خود وطایفه وافرادو...بدون سوال بمانند رجز خوانی توخالی است که همراه باغلو وتملق است.تو از بزرگی افرادی از طایفه مثال زدی اما نگفتی بزرگی انان در چه بود؟وبزرگی در چیست.برزگی در استقلال وقدرت مشروع و دیانت و..است .به جز دیانت را که نمیشود در موردش دقیق قضاوت کرد.این افرادی ک نام بردی ادمای مستقل وتوانمندی نبودند ب جز مرحوم عبالمحمد ک گاهی پاتک میزد.ابادی اینها در تسلط و.. ملا اردشیر وملافریدون و مرحوم ملاکیامرز بود.گوزنان همه تحت امر اردشیر بودن.اشکفت چندتا کشته داد وبعدش چی شد؟چرا لقب اصیل کا را از افرادی ک سواد ندارند سلب میکنی بجاش مینویسی ملا فلانی جز ملاعبدالمحمد وملافاضل .بقیش ملا نبودن.
ببببب
 
 
#84 G 2017-08-30 11:17
Quoting تامرادی لوداب:
Quoting بادلانی ریشه دار:
در روستای دهنو که مرکزیت طایفه ی بزرگ بادلانی وحتی لوداب رادارد بزرگانی همچون ملا عبدالمحمد جهانبین ،ملا علیخان خیراندیش ، ملا امانی دولت دوست گوزنان ملا عبد الله آماده وملا گدا آسمند ، آبلمی ملا عبدالطیف دامیار و ملا فاضل بی نیاز ، ااشکفت سیاه ملا علی سنجیده وقاید یدالله شهبازی و آباده کی محمد خان و کی دهراب از بزرگ مردان ایل شریف ، سرزنده ، شجاع وبا فرهنگ طایفه بودند .روحشان شاد ویادشان گرامی باد.
بنام خدا.شما اسامی متعددی از افراد را اوردید وقبل از ان خودرا بادلانی ریشه دار معرفی نمودی وخصلت وصفت (بزرگی)را به هم تبار وطایفه ای های خودت چسپوندی ودر مورد طایفه ات بفور تعریف کردی.تعریف از خود وطایفه وافرادو...بدون سوال بمانند رجز خوانی توخالی است که همراه باغلو وتملق است.تو از بزرگی افرادی از طایفه مثال زدی اما نگفتی بزرگی انان در چه بود؟وبزرگی در چیست.برزگی در استقلال وقدرت مشروع و دیانت و..است .به جز دیانت را که نمیشود در موردش دقیق قضاوت کرد.این افرادی ک نام بردی ادمای مستقل وتوانمندی نبودند ب جز مرحوم عبالمحمد ک گاهی پاتک میزد.ابادی اینها در تسلط و.. ملا اردشیر وملافریدون و مرحوم ملاکیامرز بود.گوزنان همه تحت امر اردشیر بودن.اشکفت چندتا کشته داد وبعدش چی شد؟چرا لقب اصیل کا را از افرادی ک سواد ندارند سلب میکنی بجاش مینویسی ملا فلانی جز ملاعبدالمحمد وملافاضل .بقیش ملا نبودن.
ببببب

باسلام. دوست عزیز منظورت از مرحوم ملا کیامرز دقیقا چه کسی است؟ :-?
 
 
#85 Guest 2017-09-02 21:25
باسلام خدمت همگی ...از همتون بخاطر احساس وغیرتی که به طایفه خودتون دارید ممنونم ولی یه نفر بگه که چرااد درمورد مرحوم ملا علی مومن وفرزند شجاعش مرحوم ملافاضل بی نیاز که اینهمه بخاطر ایل بادلانی تلاش کردن وسران این ایل بودن وجونشون رو هم برای حراست از ایل وناموسشون دادن حرفی گفته نشده ... گرچه در کتاب ایل وخانواده اندکی به این موضوع پرداخته شده ولی لطفا هرکس اطلاعاتی از گذشته داره در فضای مجازی منتشر کنه باتشکر محمد علی......