فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

ضرب المثل های لری بويراحمدی ( ز )

 

 

 


*زِر بار نِرو

 


زیر بار نرو

 

 


*زَونِش چی اُژدهی دو سره

 


زبانش چون اژدهای دو سر است.

 

 


*زمین جِمشت وابی

 


زمین لرزه شد. منظور یعنی خیلی شلوغ شد هیاهو شد.

 

 


*زَن یَل، مِرد کَل

 


زن یل و مرد بدون مو (طاس) خوب است.

 

 


*زنی که هنر نیاره، اِی قَدر زون، فیس و تمنا نیاره

 


زنی که هنر ندارد. اینقدر که نباید زبان، فیس و تَمنا داشته باشد.

 

 


*زِر سَرش بلَند وابیه

 


زیر سرش بلند ششده است.

 

 


*زَه مِنه دِلش

 


زد توی هدف، به حالت تمسخر گویند. یعنی بی موقع یا نابجا سخن گفت.

 

 


*زَرمون زَشِه

 


به نکبتی و بدبختی گرفتار شده

 

 


*زوز وَزور زِیایِه

 


قدرتی که از قدرت زیادتر است و کنایه به مبارزه یک فرد قوی و زورمند با یک انسان از خود ضعیف تر است.

 

 


*زُون سُرخ سَرِ سوزَه وَبای اِی یه

 


زبان سرخ سر سبز را برباد می دهد.

 

 


*زَخمِ زوُن بَدتَر و ضَربِ شُمشیره

 


زخم زبان بدتر از ضربت شمشیر است.

 

 


*زَنِ جَرِ جَرویَه لت ریش سِیَه. وَ ختی اِی رَه وَقَهر دُلَتِ ریش

 


زن و مرد هر دو باید کوشش کنند تا بتوانند زندگی و روزگار شان را بچرخانند.

 

 


*زَن ذِلیِله

 


زن ذلیل است. کنایه به مردی است که زن بر او فرمان می راند.

 

 


*زمینی که هُموار نِی اَوُ، وَش نِی رِسِه

 


زمینی که هموار نیست آب به آن نمی رسد. کنایه است.

 

 


*زِمین جِمِشت وابیه

 


زمین لرزه شده است. یعنی هیاهو به پا شده همه چیز به هم ریخته .

 

 


*زین وَر گِره

 


زین بردار است. یعنی بزرگ شده که می تواند زین را از پشت اسب بردارد.

 

 


*زی بُوز ایابُو

 


زود باد می شه زود فریب می خوره.

 

 


*زُونِش سِیَه

 


زبانش سیاه است. به آدم بد زبان و شر بپا کنمی گویند.

 

 


*زُونِتَ بِگَز. نَل نِپیتِه

 


زبانت را گاز بگیر. نگذار بچرخد. به آدم بَد حرف گفته می شود.

 

 


*زِر سِوِیلی رَد اِی کِنه

 


زیر سیبیلی رَد می کند. منظور یواشکی می دُزد.

 

 


*زِر زُونِشَ اِی کِشه

 


زیر زبانش را می کشد. یعنی از زبان او حرف می کشد.

 

 


*زونِتَ بِگَز

 


زبانت را گاز بگیر.

 

 


*زِر جِلی یَه

 


زیر پوشش، یعنی کار پنهانی

 

 


*زِمینِ ادبار عَلَفش هم ادبارِه

 

 


زمین به درد نخور گیاهی که در آن می روید هم به درد نخور نیست. آدم بی ادب نمی تواند فرزند با ادب تربیت کند. فرزتد هم شبیه پدر و مادرش می شود. یا معلمی که بار علمی اندکی دارد چگونه می تواند دانشمند تربیت کند.

 

 


*زونُم مُل دَر آورده

 


زبانم مو درآمورد(منظور تکرار نصیحت بی اثر است).

 

 


*زَن ایخُه هَنبون وَراره

 


زن می خواهد که بتواند انبان درست کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
تازه سازی