فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

ناصر خان طاهری بويراحمدی

در سال 1307 غلامحسین خان بعد از دو دختر صاحب فرزند پسری شد که او را نا صر نامگذاری کردند.مادر ناصر خان بی بی خانقزی خواهر اقا لهراسب موسی پور از کدخدایان مقتدر طایفه اقا ساکن باباکان بود.ناصر خان در همان کودکی با ترور پدرش توسط حاکم نظامی تلخسرو یتیم گردید.وی در همان سال ها و در عین خفقان شدید و فقر کشنده ای که از طرف حکومت بر خانواده وی تحمیل گردیده بود علاوه بر اینکه سرپرستی خانواده را بر عهده داشت به تحصیل در دبستان تلخسرو پرداخت.در سال 1320 و پس از شاه گردش در حالیکه هنوز هیچکدام از خوانیین از تهران برنگشته بودند در سن سیزده سالگی با حمایت بعضی از اقوام کی گیوی-اقایی خود ضمن بیرون راندن حاکم نظامی و سیاره های غریبه دروباره به قدرت رسید..پس از برگشت خوانیین از تهران به همراه مرحوم محمد حسین خان ایل را رهبری مینمود.وی و پسر عمویشان از حمایت کی علیخان و کی ولیخان داماد های قدرتمند خود و همین طور ملا اردشیر نگین تاجی از سران قدرتمند ایل نگین تاجی برخوردار بودند.وی در اولین ازدواج خود با بی بی منتاج دختر عموی خود ازدواج نمود که از وی صاحب یک پسر به نام منصور خان شد.در سال 1322 وی بدلیل اختلاف نظر شدید با محمد حسین خان در نبرد سمیرم شرکت نکرد وی با وساطت حسینقلی خان رستم ضمن تقسیم طوایف بویراحمد علیا با استقرار در دشتروم رسما از پسر عمویش جدا شد.وی نقش عمده ای در غارت شهر اردکان و محاصره تاریخی شهر شیراز به همراه قشقایی ها داشت.ناصر خان در ازدواج دوم و سوم خود با دختران ملا غلامحسین سیاهپور و اقا یدالله ارجمند ازدواج نمود که با این قوم و خویشی ها بر قدرت خود افزود.وی از سران اصلی نهضت جنوب در سال 1326 بود که در همین حین با بی بی زرین تاج -دختر حسینقلی خان رستم و بی بی شوکت ده تینی- ازدواج نمود که از ایشان صاحب دو پسر به نام های جهانشاه خان و منوچهر خان شد.ایشان سپس مرکز حکومت خود را به روستای مادوان انتقال داد.وی در اقدامی متهورانه و جسورانه در سال 1328 دستور قتل کی علیخان داماد قدرتمند عموی خود را صادر کرد.این دستور توسط یکی از نوکران وی در باغی در روستای نره گاه به انجام رسید.وی و پدرزنش –حسینقلی خان-از حامیان جدی دربار در جریان ملی شدن صنعت نفت بودند..ناصر خان در جریان قیام عشایر جنوب با اصرار حسینقلی خان و عبدالله خان وارد شد.پس از پراکنده شدن همه نیروهایش و در حالیکه با تعدادی اندک در حوالی سیب خلج کاکان در حال تردد بود توط چریکان تیر تاجی مورد هجوم قرار گرفت که تلفات سنگینی بر دسته وی وارد شد.از جمله میر محمد صالح از یاغیان معروف و جنگجوی دسته وی در همان اولین شلیک ها کشته شد.خود ناصر خان با شهامت و دلاوری بی نظیری که از خود نشان داد موفق به نجات جان خود شد.رشادت ناصر خان در نبرد سیب خلج تا مدت ها نقل همگان بود.وی سپس با قول حتمی تامین که توسط سرهنگ ناظم به وی داده بود تسلیم شد. در دادگاه کیفر خواست وی بدین صورت توسط دادستان نظامی قرایت شد: متهم ردیف دوم ناصر طاهری: متهم به تشكیل دسته اشرار و اقدام بر ضد امنیت داخلی مملكت. متهم ضمن اظهار ندامت كلی از پیش آمد انجام شده و اعتراف به قسمتی از حقایق سعی دارد در بعضی از جرائم منتسبه خود را گول خورده و در بعضی دیگر بی تقصیر جلوه دهد. در حالیكه ناصر طاهری كه داماد حسینقلی رستم متهم ردیف 9 می باشد و شخصاً املاك زیادی نیز ندارد مدت ها به عنوان كلانتر و نگهداری تفنگچی ماهیانه ده هزار ریال از دولت حقوق دریافت می داشته و این وضع تا سال 1338 ادامه داشته و از آن موقع به سبب دائر شدن پاسگاه های ژاندارمری در منطقه، حقوق دریافتی او از دولت قطع گردید و ضمناً به اتهام قتل [...] تحت پیگرد قرار گرفته و به چهار سال زندان محكوم شده و رأی صادره در سال 42 قطعیت یافت به نظر می رسد به یكی از علل بالا و نداشتن درآمد كافی تحت تأثیر متهمین ردیف های 5 و 8 و 9 واقع گردیده باشد. به هر حال مشارالیه با این وضعیت ضمن تظاهر به دولتخواهی در آذرماه 41 به همراهی عبداله ضرغام پور از راه فلارد شهرضا به تهران رفته و ضمن مراجعه به ستاد بزرگ ارتشتاران نیروی زمینی و ریاست دفتر دربار شاهنشاهی به اتفاق متهم ردیف یك در جلسات متشكله از طرف متهمین ردیف های 5 ، 8 و 9 شركت نموده و بالاخره در تاریخ 1/11/41 در جلسه منعقده در كافه استخر تهرانپارس حاضر و جهت اتحاد بویراحمد و ممسنی به منظور تشكیل غافله فارس سوگند وفاداری یاد نموده و چند روزی برای دریافت وجه از متهم ردیف 8 در تهران به سر برده و به عنوان پیش قسط مبلغ 27 هزار تومان دریافت می دارد و در تاریخ 25/11/41 به اتفاق متهم ردیف 1 و خلیفه پناهی و یك نفر نوكر ابتدا مخفیانه با یك دستگاه تاكسی به جاده فرودگاه رفته و در آنجا سوار اتومبیلی كه از طرف متهم ردیف 8 تهیه شده بود و انتظار آن ها را می كشید می شوند و... در تاریخ 28/11/41 به بویراحمد وارد و شخصاً به جمع آوری كدخدایان و تفنگچی ها اقدام می كند و در حدود ده اسفند 41 اجتماع بزرگی از كدخدایان و تفنگچی ها با حضور متهمین ردیف 1 و 4 در دوراهان تشكیل و یك به یك و با صدای بلند برای اقدام علیت امنیت كشور به قرآن سوگند یاد می كنند. نامبرده پس از شركت در حوادثی كه ذیلاً به تفكیك در بخش اتهامات وی می آید بالاخره در تاریخ 1/5/42 در یاسوج حاضر و خود را تسلیم نیروهای جنوب می نماید. برابر مدارك مشروحه زیر مشارالیه در غائله فارس نقش مؤثری به عهده داشته است: الف) اعلامیه شماره 17 نیروهای جنوب كه اشاره به نقش نامبرده در حوادث غائله عشایر فارس دارد. ب) گزارش مأمورین. پ) اعتراف متهم. ت) اعترافات دستگیر شدگان درباره اقدامات ناصر طاهری ث) شركت متهم در وقایع پاسگاه توت نده. چ) شركت متهم در واقعه تنگ گجستان در تاریخ 1/2/42 به فرماندهی سرگرد شهید ریحانی فر و كشته شدن 56 نفر دیگر از نیروهای دولتی. ح) شركت نامبرده و نیروهای او در زد و خورد پوزه سرنا در تاریخ 1/1/42 و راه بندی پل برین كه منجر به حمله تانك ها و زره پوش و كشته شدن پنج تن به نام های [...] شد. خ) زد و خورد با چریك ها در نزدیكی كمهر در تاریخ 26/3/42 كه منجر به كشته شدن سه نفر از همراهان متهم منجمله سید محمد صالح معروف و دستگیری هشت نفر دیگر و بدست آمدن مقداری اسلحه و وسایل و اوراق مربوط به متهم شد. د) مدارك بدست آمده از متهم. حکم نهاایی ایشان بدین صورت صادر شد: متهم ردیف دو: ناصر طاهری فرزند غلامحسین به استناد ماده 409 قانون مجازات عمومی به اعدام محكوم می شود. وی به همراه خداکرم خان ضرغام پور-حسینقلی خان و جعفر قلی خان رستم –فتح الله خان حیات داوودی و حبیب خان شهبازی در پاییز سال 43 در شیراز تیرباران شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه ها   

 
+2 #2 Guest 1393-07-19 09:34
اسمه مادره ناصرخان خانقزی راد بوده اگه ااشتباه نکنم چون بی بی خانقزی خاله مادره بنده میشن ودر حدی ک اطلاع دارم فامیلیشون راد هست.
باز گفت
 
 
+3 #1 علی خان طاهری 1393-04-31 11:44
متن عالی بود.اما ناصرخان فرزندی از بی بی زرین تاج داشت که اسمش ننوشتید.(علی خان طاهری) :-? :-x
باز گفت
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
تازه سازی