فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد



وسايل لازم : هر بازيكن احتياج به يك عدد چوبدست به طول 1.5 تا 2 متر دارد . يك عدد سنگ كروی شكل كوچكتر از دانۀ گردو نيز لازم است .
هدف بازی :
آمادگی فرد به منظور دفاع در مقابل هجوم دستجمعی دشمنان به اموال و فرزندان می باشد . اين بازی ويژه پسران جوان و مردان است و بيشتر در فصل بهار و تابستان برگزار می شود .
شرح بازی :
برای انجام اين بازی ، همه در يك ميدان مسطح كه فاقد سنگ ريزه باشد جمع می شوند و گودال كوچكی كه گار ( گودال كوچكی كه برای انجام اين بازی در ميدان حفر می كنند ) ناميده می شود در يك طرف ميدان حفر می كنند و قطعه سنكی را كه قبلاً تهيه كرده اند به فاصله تقريباً 2 متری ( گار ) قرار می دهند ، هر بازيكن سه بار با چوب دستی خود طوری به سوی سنگ كروی شكل نشانه می گيرد كه انتهای چوب به سنگ برخورد كند و آن را تا جایی كه ممكن است از ( گار ) دور كند . پس از اينكه هر كدام از بازيكنان سه بار با چوب دستی خود سنگ كروی شكل را هدف قرار دادند ، آن كس كه كمتر از همۀ بازيكنان سنگ را از ( گار ) دورتر رانده است ، بازنده خواهد بود و او را به عنوان ( مادرِ جيز ) در حالی كه چوبی در دست دارد و می كوشد كه سنگ كروی شكل را با نوك چوبدست به داخل ( گار ) هدايت كند ، ساير بازيكنان كه هركدام چوبدستی در دست دارند ، می كوشند با ضربه وارد كردن به سنگ كروی شكل آنرا از جلوی ( مادر جيز ) بربايند و از ( گار ) دور كنند و مانع داخل شدن آن به ( گار ) بشوند ، در ان حال ايد مواظب باشند كه جيز نشوند . زيرا اگر بازيكنی با چوب دست به سنگ كروی شكل ضربه بزند و قبل از توقف كامل سنگ ، ( مادر جيز ) او را تعقيب كند و نوك چوب دست خود را با بدن او تماس دهد و بگويد ( جيز ) ، آن نفر بازنده است و به عنوان ( مادر جيز ) سنگ را تحويل می گيرد و می كوشد آن را وارد ( گار ) گند . اما چنانچه يك بازيكن با چوبدست به سنگ ضربه بزند و آن را به جایی حركت دهد و در همان موقع ( مادر جيز ) ، چوب خود را با بدن او تماس دهد و بگويد ( جيز ) ، همان بازيكن و يا بازيكن ديگر قبل از توقف سنگ ، می تواند نوك چوب خود را به سنگ بزند و كلمۀ دلوگ ( delowg  ) را اداء كند ، ( جيزی ) را كه مادر جز گفته باطل خواهد شد و ( مادر جيز ) همچنان بكار خود ادامه خواهد داد .
بنابراين همواره يك نفر در مقابل چند نفر مبارزه می كند و می كوشد كه يا سنگ را وارد ( گار ) كند و يا يكی از بازيكنان ( حمله كنندگان ) را با نوك چوبدست خود جيز نمايد و از ( مادر جيز ) بودن رهایی يابد . اگر ( مادر جيز ) سهل انگاری كند و قادر به دفاع نباشد ، بازيكنان در حالی كه با چوبدست ( جيز ) را به هم پاس می دهند . اشعار مستهجنی دربارۀ ( مادر جيز ) می خوانند و او را سرافكنده می كنند . به هر حال ( مادر جيز ) مواظب است همچون مادری دلسوز و فداكار از رود  ( فرزند ) خود يعنی سنگ كروی شكل در مقابل سايرين دفاع كند . اين بازی شبيه چوگان و هاكی می باشد و احتمالاً شكل ابتدایی اين بازيها بوده است .