فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

چوپيشنماز



وسايل لازم :
چوبدستی و دستمال به تعداد نيمی از بازيكنان ؛
تعداد بازيكنان :
بيش از شش نفر می باشد ؛ اين بازی ويژه پسران جوان است .
هدف بازی :
جهت يابی و يافتن هدف در تاريكی ملق و تمرين عبور از كوره راه های كوهستانی و مالرو در شبهای تاريك و ...
شرح بازی :
بازيكنان طبق روش معمول ، به دو دستۀ مساوی تقسيم می شوند و تعيين می كنند كه كدام دسته ، به عنوان آغاز كننده ، بازی را شروع كند . نفرات هر گروه ، به نوبت روی دو زانو مینشينند و هر بازكن در حالی كه چند قدم با چوب پيشنماز ، كه به صورت افقی و دو سر آن در امتداد دستها روی زمين قرار دارد ، فاصله می گيرد و با چوبی كه در دست دارد ، چوب پيشنماز را طوری هدف قرار می دهد كه ضمن برخورد با آن ، حتی المكان قدری به جلو برود . در اين موقعه چوب پيشنماز را در محل چوب پرت شده قرار می دهد و مجدداً با چوبدست آن بازيكن به چوب پيشنماز اصابت نكند ، بازيكن مجاز خواهد بود كه برای بار چهارم ، در حالی كه دست چپ خود را زير بغل راست گذاشته و گوش راست خود را در دست گرفته است ، با دست راست چوبدستی را بسوی چوب پيشنماز نشانه رود . اگر باز هم به هدف اصابت نكرد ، دستۀ ديگر بازی را به ترتيبی كه قبلاً ذكر آن رفت از سر می گيرند .
در پايان اين مرحله از بازی ، مسافتی را كه هر دسته بطور جداگانه موفق شده اند چوب پيشنماز را به جلو برانند و از جايگاه اوليه دور كنند ، اندازه می گيرند . گروهی كه موفق شده آن را بيشتر به جلو براند ، برنده است و در آخرين نقطه ای كه دستۀ برنده چوب پيش نماز را جلو رانده است ، چوبی به طور قائم در زمين فرو می كنند و هر دو گروه در جايگاه اوليه حضور می يابند و بر پشت رقبای خود سوار می شوند و چشمان آنان را با دستمال می بندند و با دو دست روی چشمان آنها فشار وارد می آورند . با زنده ها در حالی كه چشمانشان بسته است و هر كدام يك نفر را بر پشت حمل می كنند ، می كوشند كه چوب قائم را بيابند و با چوبدست خود آن را به زمين افكنند و بدين وسيله دستۀ خود را از سواری دادن معاف كنند . تا وقتی كه بازنده ها هدف را نيافته و آن را نزده اند بايد همچنان سواری دهند .
گاهی اوقات يك نفر از بازنده ها اضهار خستگی می كند ، در اين صورت آن كه بر پشتش سوار است به او دستور می دهد كه رويش را در هر جهتی كه سوار بگويد برگرداند . بعد سوار ، پياده می شود و چشمان او را برای مدت كوتاهی باز می كند ، ولی حق ندارد سر خود را به جلو و عقب و يا چپ و راست بچرخاند . همين كه رفع خستگی كرد ، دوباره چشمانش را می بندد و بر پشتش سوار می شود . به محض اينكه دور اول بازی ، با يافتن و زدن چوب قائم توسط سواری دهندگان به پايان رسيد ، هر دو گروه می توانند دور ديگر بازی را ، به ترتيبی كه شرح داده شد ، آغاز كنند .

 

 

 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
تازه سازی