فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

مبحث غارت

 ساختار فرهنگی و ارزشی ایل، به عنوان یک مجموعه واحد در لابلای تار پودش، غارت به عنوان ارزش پذیرفته شده و میراثی است، که برای نسلهای بعد افتخار بود و به رخ رقیبان و مخالفان کشیده م یشد و برای آن قبیله غارتگر امتیاز و قدرت محسوب می شد، که بزن و بهادر هستند . اکثر مردان و خوانین نامدار عشایر استان، به ویژه بویراحمدیها دارای صفات غارتگری و توسعه طلب بودند و نیروهای ایل، طایفه، جوانان و ماجراجویان اطراف چنین افرادی جمع می شدند، که خواسته های آنها را برآورده کند. از راه جنگ و قدرت، قلمرو ایل و طایف هاش را گسترش دهد و از طریق غارت به تقویت مالی بپردازد، در غیر این صورت در مقابل رقیبان و دیگران ض عیف و بی هنر معرفی م یشدند. برای افرادیکه غارت م ی زدند آواز، شعر و سرود محلی در جشنها ومراسمات می سرودند. مثال عشایری که دارای نماد ارزشی و قدرت محسوب می شد. نه زنی می زننت، نه خوری می خورنت وقتی که غارت کنندگان از غارت برمی گشتند با ساز و دهل شاد یکنان، زن، مرد و جوان طایفه و ایل مورد استقبال قرار م ی گرفتند . پس از غارت بختیاریها، توسط خداکرم خان بزرگ، که در مسیر دهدشت بازگشت . یکی از نمونه های سرودهای محلی : دزک سرپری مابین دهدشت مُشتلق زنی یبوس خان اُمَه و دهدشت چه خش بی چهار نفر غارت برونی علی خان، کبوتر، حسن، طیفونی دیگ پسین سرگردنه زدوم تجاری قدباریک سرگوگ سفید بچه میاری موایسو ایرم غارت کِنم شهر سمیرم ورگشتن بوست ایکُنم غیر از بمیرم محلی ها می گویند : در آن دوران هرکسی دزدی و غارت نمی کرد به او زن نمی دادند. بقول ملارشید رستمی کدخدای تل زالی، در آن زمان اگر راجع به پسر کسی سؤال می شد می گفت: پسرم بزرگ شده می تواند با تفنگ به غارت برود . به قول ملا دهراب زنگوی: خدایا دل خش دنیای ناآرام . موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد 138 علاوه بر اینکه غارت، یک ارزش ایلی محسوب م یگردید. سایر موارد که عامل و یا انگیزه های غارت را بوجود می آورد، باید در نظر داشت. معمولاً غارت ها در زمانی اتفاق م یافتاد، که حکومت مرکزی ضعیف م یشد و توانایی تسلط و کنترل بر امور امنیتی جامعه را نداشته باشد. از آنطرف دولتهای طاغوتی، عملکردشان در رابطه با مردم دوستانه نبود و دولت، دشمن ملت تقلی می گردید، از این جهت اعتباری نداشتند که در موقع ضعف، مردم در برقراری امنیت به دادشان برسد. در استان ما، متأسفانه در تاریخ معاصر سه بار زمینه غارتگری، جنگ افروزی پیش آمده است . یکی پس از پیروزی انقلاب مشروطه ( 1285 ش) که دنباله اش درگیریهای داخلی و جنگ جهانی اول و اشغال کشور، چنان دولت مرکزی را تضعیف کرد که در استان ما تا آخر سال 1309 غارتگری و گسترش قلمرو ادامه داشت، که مورد تصدیق محققان است. غارت پدیده مستقیم و ضعف حکومت مرکزی است در جامع های که غارت مشاهده گردد، قدرت مرکزی چنان ضعیف است که یارای مقابله با غارتگران را ندارد و یا هنوز حکمرانان حکومت، مسلط بر کار خود نگردیده اند و هنوز هم موفق نشد هاند که به جامعه خود سروصورتی بدهند . مورد دیگری، که عامل غارتگری بوده، حکوم تهای قاجار و پهلوی م یباشد، که اسناد آنها موجود است. برای اینکه ایلات و یا قبایلی که مخالف آنها محسوب می شد، تضعیف نمایند، حاکمان فارس به دستور کارگزاران قاجار، به خاطر اینکه آشوب و شلوغی راه بیندازند و حکومت نوپای مشروطه را تضعیف نمایند، کریم خان بویراحمدی را تشویق م یکردند، که ایلات استان و همجوار را ناامن و غارت نماید . کریم خان بویراحمدی، ایل لرکی بختیاری و رستم ممسنی، بهمئی و بویراحمد همچون، دیل واسپر را غارت کرد . میرزا محمدرضا ساداتی مشاورخان، جهت خوشحالی خان و قدرت او در کهگیلویه از شرق تا غرب بیت محلی را بیان کرده است: پازن تنگ چویل و بُزدیل اسپر زر بیدل مارگون با هم ایخرن بَر علاالدوله و شعاع السلطنه استانداران فارس، عامل تحریک خان بویراحمد بوده . غلام حسین خان غفاری که دور در تلگرافی که برای عی نالدوله نخست وزیر ارسال کرده چنین می نویسد عامل اصلی تحریک کریم خان در تهران و به ویژه علاءالدوله را می دانست و از قراری که تحقیقاً معلوم شد، این مسئله با اغوا و تحریک جناب علاءالدوله است. برای نمونه، به یک نامه تاریخی از کارگزاران قاجار در مورد تضعیف عشایر بوسیله حکومت اشاره می شود که بسیاری از حقایق و ناگفته ها را بیان می دارد.

 

"پرندوار"