فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

وجه تسميه ی كهگيلويه

دكتر احمد اقتداري در كتاب خوزستان و كهگيلويه و ممسني((ص 836 )) راجع به مفهوم نام كهگيلويه مي نويسد:...كلمه ي كوه كه معني آن معلوم است. كَيَلُو را مي توان به سه جزء (كَي )-( اَل)-(اُو) تقسيم نمود.كي به معني شاه و امير  و رئيس چنانكه در زبان فارسي كي و كيانيان مقيد همين معني است.((ال)) با فتح الف و سكون لام اضافه ي زبان لري است (مانند تووَل يعني خانه ها) و (او) تصغير يا علامت معرفه در  زبانهاي شيرازي و فارسي است.پس كلمه ي مركب (كَي-اَل-اُو)را در اطلاق محاوره،كيلو با فتحه ي خفيف ياء در آورده اند و بعد اين فتحه هم در گويش مردمان از بين رفته و كيلو و سپس گيلو شده است و كوه گيلو  يعني كيان و شاهان و بزرگان است . 

دكتر امان اللهي نيز مي گويد: آنچه مسلم است وجه تسميه ي اين ايالت مرتبط است با نام يكي از سران قبايل لر موسوم به گيلو يا گيلويه كه در قرن سوم هجري مي زيسته است.جايگاه اوليه گيلويه در منطقه ي خمايگان ((همايجان امروزي كه سر راه اردكان به شيراز قرار دارد))و نيز منطقه ي جاويد ممسني بوده است،كما اينكه هنوز در جاويد ممسني محلي به نام ((گيلومر)) وجود دارد كه خاطره ي اين سردار را زنده نگه داشته است . 

دكتر احمد اقتداري مؤلف دانشمند در كتاب فوقالذكر ((ص 363)) مي نويسد:ابواسحق ابراهيم اسطخري در مسالك و ممالك خود نوشته است: يكي از پادشاهان رموم كه هميشه از يك تا سه هزار نفر بر در خانه هاي  ايشان لشكر حاضر شده،مهرگان پسر روزبه پادشاه زميگان است و آن رمي است كه رم گيلويه مشهور شده و مهرگان پيش از گيلويه بوده و شأن و شوكتي از گيلويه بالاتر داشته است.پس از مهرگان برادرش سلمه به جاي او نشست.گيلويه  كه از مردم خمايگان سفلي از ولايت اسطخر است نزد او آمد و به خدمتگزاري پرداخت.چون سلمه بمرد گيلويه آنجا را تصرف كرد و كارش به جايي رسيد كه اين سرزمين را به نام او  مي خوانند و بزرگي او چنان شد كه با خاندان ابودُلَفْ رقيب گرديد و معقل بن عيسي برادر ابودلف خبردار شد آهنگ او نمود و او را گرفته و سرش را جدا كرد تا روز يكه دوره ي خاندان ابودلف سپري شد اين سر نزد ايشان بود و در جنگها آن را بالاي نيزه نموده و در جلوي لشكر مي كشيدند و كاسه ي آن را نقره گرفته بودندسرانجام در سال 271 هجري قمري چون احمدبن عبدالعزيز در زرقان از دست عمر وليث شكست خورد سر گيلويه به دست عمرو افتاد و حكمراني كوهگيلويه را مجدداً به خاندان گيلويه سپرد.در اينجا به اين موضوع نيز بايد پرداخت كه گيلويه از اولين كساني بوده كه بر زد تازيان سر به شورش زده و جان خود را در اين راه داده است .

 

دیدگاه ها   

 
-2 #6 کوروش بختیاری 1395-11-25 10:33
با سلام خدمت دوستان
مردم دوست داشتنی کوهگیلویه و بویر احمد به احتمال زیاد از نسل بویر فرزند احمد فرزند گیلویه فرزند قارن فرزند سخراب فرند باو........که سرسلسه این قوم به بحرام گور ساسانی می رسد...کتابی به نامشناسنامه و تاریخ قوم بختیاری نویسنده مراد کرد
باز گفت
 
 
0 #5 آلارضا 1395-09-07 10:28
«این اسم را براین بلوک برای ان گذاشته‌اند که اگر کوهستان ان را نسبت به صحرای ان دهند از نیمه ی ده یک بلکه چهار یک بار کمتر باشد و گیلویه به کسر گاف تازی و سکون یای تازی و سکون یای دو نقطه و ضم لام و سکون واو نام میوه ای است در کوهستان که در فارس آن را "کیانک" و در اصفهان "گویج" و در تهران "زالزالک" گویند و درخت گیالک در کوهستان. این بلوک، بیش از همه جای فارس باشد و اگر آخر کلمه ای واو ساکن باشد لفظ "یه" بیافزایند مانند بندر عسلویه و مزرعه طغو و قریحه دهو و فضلو شبانکاره که آنها را عسلویه، طغویه، دهویه و فضلویه گویند .» 1 نام واژه سرزمین زمیگان یا کوگیلویه، چم یا آرش (معنی) جایگاه سرد را می‌‌نماید، چه، زم، سرماوگان سرزمین و بومگاه است. رویداد نگاران اسلامی این سرزمین را در همسایگی بازرنگان و در نزدیکی شهر اسپهان نشان می‌‌دهد: «زموم فارس، هر منطقه شامل قراء و شهرها به‌طور مجتمع می‌باشد. خراج هرمنطقه به یکی ازبزرگان اکراد ایلات سپرده‌می‌شد. .. اما زم جیلویه(گیلویه) معروف به زمیجان (زمیگان) در پشت اسپهان است. و قسمتی از ولایت های استخر و شاپور را، اما زم جیلویه معروف به _______________ _______________ _______________ _______________ _ 1-غفاری ،‌ یعقوب، تاریخ اجتماعی کوگیلویه و بویراحمد، صفحه 39 / امام شوشتری، سید محمد علی، تاریخ جغرافیایی خوزستان زمیان در پشت اصفهان است. .. و از یک سو به (بیضاء و از سوی دیگر به منطقه شاپور یا دهدشت می‌‌رسد و همه شهرها و قرا چنان است که گویی از اعمال اصفهان است. مردم بازرنجان (بازرنگان)، مجاور (زم جیرویه) اند. و از زم شهریار به شمار می‌آیند .» 1 استخری مرزهای سرزمین رم زمیگان را همچون ابن حقول می‌‌نمایاند، اما در جای دیگر از نیرو گرفتن و توان یافتن این رم که به رم شهریار پیوسته و هر دو رم یکی شده اند، یاد می‌‌نماید. .. و این آمیختگی نشان می‌‌دهد که هر دو رم یکی شده به نام گیلویه نام یافته اند. 2 استخری در جای دیگر در کتاب "مسالک الممالک" خود از پادشاهی بومی گیلویه و اینکه چگونه
باز گفت
 
 
0 #4 Guest 1395-06-01 12:03
درود بر شما که پس از سالها نادانی در مورد اصالت قوم و ایل و تبارم،باعث روشن شدن من شدید
ممنون از اطلاع رسانیتان
باز گفت
 
 
0 #3 کوسار 1394-11-28 01:43
کلمه بویر در زبان کردی به معنی زرنگ وزیرک وچابک است وبه احتمال زیاد یک فرد به نام احمدفرد چابکی بوده که به او لقب بویر یا چابک داده اند
باز گفت
 
 
+2 #2 zagroos 1 1392-11-14 15:28
سلام در همه کتب های قدیم نام کوه کیلویه را به این شکل نوشته اند که اینطور صحیح تر است نه اینکه به شکل امروزی کهگیلویه نوشته میشود
باز گفت
 
 
+5 #1 ابراهیم 1392-09-05 08:24
حالا می فهمم آن همه تاکید بر وجه تسمیه بیراحمد و ... ریشه در پارس گرایی و عرب ستیزی این جناب دانشمند مورد نظر شما دارد. زیر وجه تسیمه بیراحمد نوشتم که این نام جدید است و خیلی بعید است آن را به قبل از اسلام ربط دهید. کهگیلویه قدیمی تر است ولی بازهم بعید می دانم منویات شوونیستی برخی را تامین کند.
باز گفت
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
تازه سازی