فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

ترانه های بویراحمدی۱( دکتر اریکا فرید )

 

اين نوشته مقاله ای ست از یک انسان شناس اتریشی-آمریکایی (دکتر اریکا فریدل) در رابطه با ترانه های بویراحمدی. خانوم فریدل به همراه همسرشون راینهولد لوفلر که ایشونم از انسان شناسان متخصص ایران به شمار می ره بین سالهای 44 تا 48 شمسی جهت انجام تحقیقاتی در رابطه با تخصص شون بین مردم بویراحمد و سی سخت زندگی کردن که سالهای بعد این سفرها به صورت پراکنده نیز ادامه داشته. دستاورد این سفرها مقالات و پژوهش های متعددی در زمینه های گوناگون از جمله سازمان اجتماعی و خویشاوندی، پایگاه و نقش اجتماعی و فرهنگی زنان، آداب و شیوه های آموزش و پرورش کودکان، نظام اعتقادات و باورهای فرهنگی-دینی زنان و فرهنگ و ادب عامه در منطقه بویراحمد بوده. شخصا از خوندن این مقاله لذت بردم و برای قسمت کردن اون با دوستان عزیز مطلب رو که به صورت پراکنده در سه بخش در دسترس بود، به صورت یکجا درآوردم. در اصل مطلب (ترجمه علی بلوکباشی) هیچ دخل و تصرفی صورت نگرفته و فقط علائم نگارشی (. ، : " ء . . .) که در متن رعایت نشده بود جهت سلیس شدن نوشته در متن قرار داد ه شده، همراه با اصلاح اشتباهات املایی کلمات. موضوع دیگه اینکه حروف اولیه کلمات اروتیک مقاله جهت رعایت عرف به صورت نقطه چین آورده شده (در متن ترجمه هم به همین شکل بوده) که البته حدس و یا یادآوری کامل این کلمات حلاوت خاص خودش رو به همراه داره! البته برداشت من از اروتیک در شعر بویراحمد، چربیدن معنی عشق(اشاره به معنی یونانی اروتیک) و ذات زیبایی و زیبایی‌شناسی این الفاظ و کلمات بر روح جنسی اونه. خواندن این مقاله شدیدا به دوستان توصیه می شه!

 

"ترانه های بویراحمدی۱"

نوشته: خانم دکتر اریکا فریدل۲(Erika Friedl) 

"انسان شناس اتریشی تبار مقیم آمریکا و استاد سابق انسان شناسی دانشگاه میشیگان غربی و از انسان شناسان متخصص در زمینه ایران"

ترجمه و تلخیص: علی بلوکباشی

 

بویراحمد منطقه ای است ایل نشین در جنوب غربی ایران، در جنوبی ترین بخش سلسله زاگرس. بویر احمدی ها به گویش لری سخن می گویند و به اقتصادی آمیخته از گله داری و کشاورزی در انگاره های گوناگون منطبق با خصوصیات بومی سرزمین کوهستانیشان وابسته اند. برخی از بویراحمدی ها سراسر سال را در چادر زندگی می کنند و بین دو چراگاه تابستانی و زمستانی می کوچند برخی دیگر پاره ای از سال را در دهکده می مانند و تنها در بهار و تابستان با گله هایشان از ده بیرون می روند.

تا نخستین سالهای دههء ۱۹۶۰ بویراحمدی ها به لحاظ رفتار جسورانه شان و نیز مقاومتی که خانشان در برابر کوشش های دولت در یک پارچه کردن ایلات و عشایر و اجرای اصلاحات ارضی نشان می داد، بدنام بودند. حتی اکنون نیز با تاسیس ادارات دولتی، ساختن جاده ها در سرزمین شان، و برقرار کردن تماس های بسیار با جهان بیرون ایلی، به دیده بسیاری از شهریان، هنوز برخی از ساکنان هوای کوهستان را در سر دارند.

هنگام کار میدانی مردمشناسی در سالهای ۱۹۷۱-۱۹۶۹ در بویر احمد، نویسنده توانست بیش از ۹۰۰ ترانه محلی گرد آورد.۳ 

در این مقاله نویسنده کوشیده است که محتوای این ترانه ها را بر حسب تصویری که مردم از خود و دنیای خود در آن مینمایند تحلیل کند و این تصویر را با برخی جنبه های فرهنگی و "واقعیت اجتماعی" ای که مردم در آن عمل می کنند بسنجد .۴

نگاهی کلی به این ترانه ها ممکن است به مثابه مقدمه ای کوتاه بکار آید. محلی ها ترانه ها را از آهنگ ، محتوای متن موضوع و موردی که در ترانه مناسب با آن سروده شده تشخیص می دهند. این مقولات غالبا با یکدیگر ادغام میشوند ، بطوری که مثلا یک موضوع ممکن است با آهنگ های مختلف خوانده شود. ترانه ها فقط چهار آهنگ دارند؛ "شروه"، "هشتله"، "للویی"و "یاریار". ۵

ترانه ها را میتوان برای مقصودی که بکار می روند به سه مقوله گروه بندی کرد:

۱- ترانه های رقص : این ترانه ها کاملا موزون اند و هنگام خواندن بیشتر با کف زدن همراه میشوند. زمانی که در بویر احمد نوازنده کم و گران بود و رادیو یا صفحه گرامافون هنوز در آن منطقه متداول نشده بود ،این گونه ترانه به مثابه موسیقی برای رقص بکار میرفتند. ترانه های رقص هنوز هم عامه پسندند و پیوسته آهنگ ها و ترانه هایی نو و تازه در این زمینه ساخته و سروده می شوند 

۲- ترانه های کار : این ترانه ها نیز موزون و واجد ترادف های تکراری بلندند. ترانه ی کار تنها بقصد خاصی مانند شیردوشیدن، خواباندن کودک بکار می روند و معمولا موضوع هایی دارند که با آهنگ های دیگر استعمال نمیشوند. همانطورکه مناسبت هایی که ترانه های کار برای آن خوانده میشوند کاستی می گیرند،کاربرد اینگونه ترانه ها هم نقصان مییابد، چنانکه مثلا بیش از ده سال است که برنج کوبی-کار تعاونی زنان- با آمدن آسیاب های موتوری متروک شده ،همراه با آن ترانه های برنج کوبی(هُیمَه) نیز قدیمی و کهنه شده است .

۳- ترانه های دیگر : ترانه های دیگری نیز متداول است که کار و فعالیت خاصی را همراهی نمی کنند و فقط برای شنیدن خوانده میشوند. موقعیت های دیگری نیز وجود دارند که ترانه هایی مناسب با آن، مثل ترانه های عروسی یا سوگ خوانده میشوند.

معمولا هر ترانه دو فرد یا مصراع و هر مصراع بین ۸ و ۱۶ هجا دارد. هر فرد از ترانه پیام یا تصویر مستقلی را القا می کند و دو فرد با هم قافیه می سازند و معنای دیگری نمی دهند. به همین دلیل فردهای بسیاری وجود دارند که می توانند واقعا برای ایجاد قافیه با هم تلفیق و ترکیب شوند. بعضی از این فردها خیلی مشهورند و غالبا بکار برده میشوند.

سرودن ترانه و آهنگ هنری زنده ، برای بویر احمدی ها یکی از چند وسیله آفریننده تعبیر است. غالب موضوع های تازه با اشارات قوی محلی یا به لحاظ موقعیتی یا مردمی خاص سروده میشوند.اکثر این ترانه ها محلی باقی میمانند و برخی هم در سراسر منطقه بویر احمدی پخش و همه جا شناخته و استعمال میشوند. مثل ترانه ای که در توصیف زیبایی زن یکی از خان های محلی خوانده میشود.گاهی شاعران ترانه ها شناخته شده اند (مانند ترانه ای که یاد شد که سراینده اش خود خان بوده). ولی عموما سرایندگان ترانه ها از یاد میروند و ترانه هایشان جزو ثروت عمومی میشوند. بویراحمدی ها می گویند که قبلا بیشتر ترانه ها برای مردم شناخته ای "معلومی" سروده میشدند، ولی موضوع اخیر ترانه ها برای مردم ناشناخته ای"نامعلومی" تغییر یافته است.

ممکن است ترانه ها را با درنظر گرفتن استثنائاتی، (مثل ترانه های شیردوشی ،لالائی ها و ترانه های سوگ)، مردان یا زنان بخوانند و غالبا دو آوازه خوان آنها را متناوبا اجرا کنند. برای تطویل یک ترانه -بخصوص ترانه های کر و ترانه های رقص که مقصود اصلی در خواندن آنها ایجاد وزن است –برگردان ها چند بار تکرار میشوند . معمولا آوازه خوانان اشعار را براساس مضمون شان دسته بندی می کنند. مانند ترانه های عاشقانه یا ترانه هایی که برای عشق های ناکام یا جدائی ها خوانده میشود. آوازه خوانان لحظه ای توحال می روند و در آن حال مضمون معینی را مییابند .اکنون این گونه مضمون ها موردنظر است.

اکثر ترانه ها (در حدود ۶۰۰ ترانه) با جنبه هایی مثبت یا منفی از عشق و مناسبات زن و مرد رابطه دارند و بیشتر آنها زیبایی زنان را توصیف می کنند، گاهی نمادگارهایی در توصیف زیبائی بکار برده میشوند. بیشتر تحسین نهایی که در ترانه ها آشکار و مستقیم بیان میشوند در کیفیات و بخش هایی تمرکز مییابند که کمتر در جامه رنگین ایلی برتن زنان نهفته اند. بدین سان رخسارهای که به ماه شباهت میبرد، پوستی سرخ و سفید همچون خون و برف ، ابروانی که شاخ های بزکوهی را بیاد میآورند، چشمان درشت و قهوه ای درخشان ، لب های خندان ، دندان های سفید و خال نشانه ای روی پیشانی و چانه ستوده و تحسین میشوند .گردن کشیده و باریک در زیر چارقدی نازک درست مانند قیطانی خرمایی و موّاج به نگاه میآید.

اندامی که باریک و بلند است تقدیر میشود. از پائین تن تنها قوزک های ظریف و سفید و خال کوبیده شده، که دلخواه بویراحمدی هاست ارزیابی میشود زیرا که پا و ران در دامن های گشاد نهفته اند. جامه نیز ارزیابی میشود . چادر، سکه های زرین روی کلاه، دامن های چرخان و پارچه گران قیمت پیراهن توصیف و تمجید میشوند. روی هم رفته تاکید در جامه بیشتر بر روی صورت است تا روی زیبایی.آرمان زیبایی برای یک زن در ترانه های زیر آشکارا آمده اند:

 

سرمه در چشم هایت مکن،

بی سرمه هم قشنگ است.

هر پسری نگاهت بکند،

هفت سال گنگ است.

خال های دستت مرا کشت،

پایت مرا سوخت،

کپه خال میان پهنه سینهات،

جانم را ربود.

..پلات برف انبار است،

سینه ات مرغزار.

قربان بالات بروم،

که درخت بلندی است.

...مه هات زیر جامه ات،

مثل جفتی تخم مرغ است!

 

چنین تمجید و تحسین مشابه ای در توصیف زیبایی پسران و مردان وجود ندارد، فقط در سه ترانه دختری نگاههای معشوقش را میستاید و در هرسه مورد معشوق را که سوارکار است و کت و شلواری زیبا پوشیده و ساعت مچی قشنگی به دست بسته تحسین می کند. جذابیت یک مرد به شکل و شمایل او نیست، بلکه بیشتر به آنچه که می کند و در پایش می ایستد وابسته است. این برداشت از تعدادی ترانه که مستقیم یا غیرمستقیم سنخ آرمان مردانه را نقل میکند آشکار میشود. مثل شکارچی ماهر شجاع در جنگ و دار او لایق در خانه و در کوهستان و در جمع. تنها دوبار در ترانه ها جزئیات شخصی نقل شده است. در یک ترانه عزا، مرد جوانی به داشتن مویی آگنده از بوی علف کوهی توصیف شده و در ترانه ای دیگر دختری از سرنوشتی مینالد که به او شوهری تیره پوست نصیب کرده است.

نگاه به دختران همیشه خوش یمن نیست، بنابر ترانه های گردآوری شده، زیبایی دختران شخص را مریض می کند، می کشد، برشته می کند و میسوزاند،کور می کند، قلب را میشکند و شخص را واله و سرگردان می کند. فقط در شش مورد زیبایی نیرویی مثبت دارد و به مرد زندگی میبخشد. اما وقتی که تمجید به عمل میانجامد (مانند بوسیدن،کمین کردن و عشق ورزی با دختر) ستیزه هایی بر میخیزد. حتما شرم و حیایی باید میان عاشقان باشد، عاشقان باید در عشق ورزی فرصت هایی را از دست بدهند. عشق متقابلا مبادله نمیشود. شخص در اندیشیدن درباره دختران ضعیف است.آگاه کردن مردم از احساسات شخصی در حدود ده بار در ترانه ها یاد شده است.

 

• خانه گل در بالاست،

• فکرش در پائین است.

• ...لاش را عمدی می جنباند،

• تا پسر بمیرد.

• دیشب سرگردنه،

• بهش برخورد کردم.

• لبهایش را (با بوسه)غارت کردم،

• ...ههایش را دستبرد.

• دست کردم میان کره دان،

• کره درآورم.ترکه ماری دستم را زده،

• از درد بخود میپیچم.

• رو در رو نگاهم نکن،

• مردم شک میبرند.

• با ابروت اشاره بکن،

• خودم کناری می روم.

• بیا برویم خانه خودمان،

• که خانه خودتان است.

• بوس کنیم، بازی کنیم،

• تا کسی نداند.

• یک گلی میان خانه مان،

• تازه شکفته.

• نه دستم بهش می رسد،

• نه خودش می افتد.

• کم بیا،کمکم برو،

• کم نگاه به کپر کن.

• نامزدت را دادم به شو،

• کم خاک و خل سرکن.

• قوامی6 به کول چپم،

• ده تیر به کول راستم.

• من که سرباز دولتم،

• زن برای چه میخواستم.

 

بجز توصیف زیبایی دختران در باره زنان چیز زیادی گفته نشده است. از هفده ترانه که با جنبه های دیگر زنانگی رابطه دارند، دو ترانه- هردو ترانه عزا -کوشایی زن را می ستایند و ترانه های دیگر غالبا جنبه های منفی دارند. دختری به لحاظ هرزگی و لودگیش سرزنش میشود، عروسی جوان می گرید از اینکه نمی خواهد شوهر بکند، بیوه ای هرزه استهزاء میشود، اکثر مضحک ترین ترانه ها در همین مقوله قرار می گیرند.

 

• سرکوه نگاه می کنم،

• گله گل(دختر) آماده شیردوشیدن است.

• شیر دوشش میله طلا،

• و پا لونهاش کتان است.

• اشرفی کپه کپه،

• پول خرده خرده.

• من چطور شو کنم،

• با این نیمه مرده.

• بیوه زن گولم مزن،

• تو پول نداری.

• دروازه ای فرو آمده ای،

• تو در نداری.

 

در حدود یک سوم ترانه هایی که مضمون اصلی آنها عشق است، موضوع های دیگری را هم که ارزش والایی دارند توجیه می کنند، مانند کوه و شکار، تفنگ، ثروت و اسب به نشانه مال، بارها علف کوهسار، برف و چشمه های سرد و هیجان یک شکار با تفنگی ارزشمند و با خیال زنی زیبا در تصویر عیش مردانه آمیخته است. از سوی دیگر، بدبختی و بینوایی به یک تفنگ بد توصیف میشود، همچنین مرد فقیر از زن گرفتن محروم است.

 

• از خدا میخواستم،

• سه چیز حلال

• اسب خوب،تفنگ خوب،

• یک چشم زیبا.

• در یک دستم"برنو"بود،

• در یکی دیگرش پیشتاب.7

• رفتم بالا سرگل (دختر) ، ولی گل به خواب بود.

• تفنگ همه ده تیر است

• مال من یک تیر.

• مردم زنم نمی دهند،

• می گویند فقیر است.

 

در مورد زناشویی هم ترانه هایی شاد که معمولا در جشن های عروسی خوانده میشوند وجود دارند. این ترانه ها حجله عروس و آرامش اتاق حجله و فضایل داماد را میستایند. بنا به داده های این ترانه ها، این داماد است که روی هم رفته درباره زندگی زناشویی اش آگاهی دارد و رابطه با مادرزن برای او بالقوه پر زحمت و سخت تعریف میشود.

عروسی که او را از جانب مادر شوهر وعده کمک و یاری داده اند مشتاقانه این وعده را از خانواده شوهرش انتظار دارد، اگر زن قادر باشد که علاقه شوهرش را به خود پایدار نگه دارد، وقتی که مریض بشود می تواند به تیمار و تسلی شوهر در بالین خود امیدوار باشد.

 

• آمدم پشت خانه تان،

• گوش گرفتم.

• از حرف هایی که مادرت بهم زد،

• آتش گرفتم.

• همه این جدائی ها،

• تقصیر مادر توست!

• اگر میخواهی شوهرت دوستت داشته باشد،

• ...لت را تکان بده.

• صبح زود در رختخواب،

• بوی گل بفشان.

 

در ترانه ها محیط زیست بویراحمد با شوقی وافر و علاقه ای هیجان انگیز توصیف شده است. مردم هویت خود را با کوهستان می شناسانند و همه کسانی را که ناگزیر از زندگی در سرزمین های پست و گرم با آبهای آلوده میباشند، یعنی جایی که بیابان های لخت و تهی چشمان را می آزارد بدبخت می انگارند.

بویراحمدی بودن مستلزم در کوهستان بودن است و در کوهستان بودن یعنی نیرومند بودن و بردباری و مقاومت کردن در مبارزه با برف و جسارت ورزیدن در برابر خرس و گرگ در شکار به تنهایی. برای اینکه زندگی در کوهستان ممکن شود، شخص به یک تفنگ خوب (یک برنو) نیاز دارد، این تفنگ در ترانه ها نشانه غایی شجاعت، مردانگی، مهارت و ثروت است.

تا بیست سال پیش بی تردید بیشتر گوشت مصرفی مردم بویراحمد از شکار تامین میشد. هنوز هم کوهستان های بویراحمد به بهشت غنی شکار شهرت دارند. در این زمان که بیشتر حیوانات وحشی کوهستان در شرف نابودی اند تقریبا چنین شهرتی بی معناست. اسطوره شکار هنوز زنده است و اسطوره تفنگ نیز واقعیت دارد. از دوازده سال قبل که آخرین خان بویراحمدی کشته شد مردم خلع سلاح شده اند. وجود چند تفنگ شکاری در منطقه، اگر چه مردم با هم یک تفنگ داشته باشند در پایداری این اسطوره و هیجانات ناشی از آن اکتفا میکند.از سوی دیگر فعالیتهای اقتصادی بویراحمدی-مانند گله چرانی و کشاورزی-دقیقا در ترانه ها معرفی نشده اند.

کشاورزی بمثابه کاری سنگین انگاشته میشود.گرچه شکار سنگین چون شخم زدن به دیده مردم"رمانتیک"نمی آید، تهیه نان روزانه بقدری دلهره انگیز است که دریافت هرگونه احساس شاعرانه را درباره مزرعه گندم یا ذرت دشوار میکند.

چشمه های سرد کوهستانی وقتی که برای آبرسانی به نهرها و آبیاری به یک مزرعه سیب زمینی جوی بندی میشوند، جاذبه شان را از دست میدهند.این عواطف بسادگی و آزادانه ابراز میشوند و گله مندی از رنج سختکوشی روی زمین، انتظار بارش و اینکه باید باج و تاوانی به خرمن بی برکت داد، با همه فعالیتهای کشاورزی همراه است. تنها در یک ترانه که به زبان فارسی است نه محلی،زراعت و یکبار آسیابی برای توصیف ثروت مالک آن یاد و تمجید شده است. همینطور گله چرانی کاری دشوار و اندکی غریبانه و خسته کننده به نظر میآید و بویر احمدی ها تا بتوانند از آن اجتناب میکنند. بدین ترتیب هر که بتواند شبانی اجیر میکند یا گله چرانی را به برادر جوانتر یا پسرش وا می گذارد، شیردوشی و ساختن لبنیات کم اعتبار و کار زنان است.

با اینکه گله داری و گله پروری بسیار مطلوب و مقبول طبع و واقعا وسیله اصلی معیشت بویراحمدی هاست، ولی بطور کلی جنبه اقتصادی این علاقه و جاذبه بیشتر از جنبه احساسی آن است. مردی جوان تهیدستی اش را با مراقبت یک گله گاو و گوسفند در ترانه ای توصیف میکند، بدین معنا که در چنان وضع بدی زندگی میکند که ناگزیر از تن در دادن بدین کار یا کارهایی از این قبیل است و قادر نیست که کسی دیگر را برای انجام این کار اجیر کند. از سوی دیگر، یکبار گله در توجیه ثروت مردی در ترانه یاد شده است. در برخی ترانه های سوگ سیاه چادر،گله و کوچ رمز آسا بکار برده شده اند تا که مرگ کسی را اعلام کنند.

 

• شب به دنبال گاو،

• روز در رمهء گوسفند

• دختر گفت شو نمیکنم،

• پسر دست بردار،

****

• سیاه چادر گل را برنچینید،

• چل بندش بسته شده،

• تنگ و تیرش را ببندید،

• ابرها در آسماناند،

***

• خانواده زیری خانه اش را نهاد،

• خانواده بالای خانه اش را برچید.

 

در ترانه ها از باغ و باغ میوه بندرت ذکری آمده، چونکه در سرزمین بویراحمد باغ و باغ میوه پدیده هایی نسبتا تازه اند و فقط چند دهکده است که باغ میوه دارند. در واقع بویراحمد سرزمین جنگلی است و درختان جنگلی آن به چشم آشنا و نقل عام در هر مجلس اند. شگفت اینکه در ترانه ها به این مورد خیلی کم توجه شده است. از سوی دیگر آخرین و تازه ترین زمینه اقتصادی که کاملا در ترانه ها معرفی شده اند کار روزمزدی فصلی در بیرون از سرزمین ایلی است.

تعداد شگفت انگیزی از ترانه ها (26 ترانه)، با فرض جدایی نسبی از سرزمین بویراحمد، دنیای خارج را یاد میکنند. شهرهای اطراف سرزمین ایلی مانند بهبهان، همچنین شهرهای دوری مانند تهران (بی بی اقدس در تهران مشهور است)، یا بصره (پستانش همچون لیموهای بصره زیباست) از این قبیل اند. کویت را یاد نکنیم که برای بیشتر جوانان بویراحمدی کشور طلاست و همه جوانان آرزو میکنند که روزی به آنجا بروند و ثروتمند باز گردند (ساعت مچیش از کویت است).

همچنین ترانه هایی در توصیف کارخانهء قند یاسوج، مرکز اداری در بویراحمد شمالی و کامیونهای بارکش اداره تعاون کشاورزی خوانده میشود. خصوصا اندوه، حسرت و افسوس و ناله جوانی است که به مدرسه شهر می رود. بطور کلی ترانه هایی که بدبختی و غربت را بیان کنند اندک ند.

مجموعه ای از ترانه ها علاقه خان محلی به معشوقش، سرزمین بویراحمد را وقتی که در زندان بوده توصیف می کند. این گونه ترانه ها نیز تمایلات منفی به دنیای بیرون از سرزمین بویراحمد را بیان نمی کنند. همانطور که جنبش در بیرون سرزمین ایلی همراه با توسعه اقتصادی در درون سرزمین ایلی افزایش می یابد، به جاست که ببینیم آیا گرایش های گوناگون به خارج از سرزمین ایل در ترانه ها بازتابی خواهند یافت.

 

• اگر بخواهی یادم کنی،

• در باغ قشنگم.

• شب در کلاس، روز در حبس،

• مریض سختم.

****

• یار دلم مانده اینجا،

• هفت ماه پیش تو نبودم.

• یا در کارخانه قندم،

• یا در کویتم.

 

تصویر شخصی در ترانه ها تصویر یکی از شکارچیان جسور و جنگجویان شجاعی است که با رضایت به کوهستان تعلق بسته. این موضوع همراه با عشق و زیبایی زنان روی هم رفته مضمون غالب ترانه هاست. همچنین برای اینکه یک بویراحمدی باشی باید یک مرد یا یک"گل"زیبا باشی. بی تردید دنیای ترانه ها بی توجه به خواننده ی آن، دنیای مردانه است.حتی زنان نیز ترانه هایی را میخوانند که در آن تفنگ، شکار و چشم های قشنگ یک دختر توصیف شده است.

همچنین دنیای ترانه ها دنیای رویاهاست. تفنگ،کبک و زندگی آزاد و رها در کوهستان رویای مرد بویراحمد است که کمتر تحقق میپذیرد، این رویا به پیروزی فقط تنی چند از برگزیدگان که با این آرمان و آرزو می زیند دوام مییابد. رویای عشق بازی افسانه ای با دختری زیبا، خیال مرد بویراحمدی است که ندرتا تحقق می یابد. با اینکه نامزد بازی منع نشده است، ولی باز نامزدان بویراحمدی از ارتکاب به آن باز داشته و منع می شوند. نامزد بازی هایی که از رفتار و کردار شهوانی و لذت دور است در ترانه ها تمجید میشوند. با اینکه داستان های عاشقانه و غم انگیزی مانندلیلی و مجنون ستوده و مشهور است، باز درگیری های عشقی بی تجویز پدر و مادر و خلاف پسند آنان، یا گذر از مرز قرار و مدارهای اقتصادی یا وفاداری به خانواده آشکارا طرد میشود. فرار عاشقانه رسوایی بشمار میآید و چنین فرارهایی هنوز تقریبا اتفاق نیافتاده است. بیشتر ازدواج ها با امید و آرزوهایی صریح و روشن ترتیب می یابند. اگر دو سوی ازدواج از عاشقان"رمانتیک"هم نباشند، لااقل دوست و شریک وفادار هم خواهند بود. این تصویر باز برای مردان اندکی فرق می کند، بویژه برای مرد ثروتمند معتبری که قادر است به خیال داشتن زنی خاص و زیبایی ملاحظه حداقل زن دوم و سومی هم بگیرد. تعقیب و مراقبت دختران برای یک مرد همانقدر اکیدا ممنوع شده که عشوه و فریبندگی های برانگیزاننده برای یک زن. در یکی از ترانه ها "پسر چشم سفید" نفرین میشود، همینطور دختری که با قر و اطوار مردان اطرافش را گیج و مبهوت میکند.

گفتگو درباره ی زیبایی دختر یا زن برای مردان (حتی پدر، برادر یا شوهر دختر یا زن) کاملا چیزی غیر ممکن است. چنین گفتگویی نه تنها نقض تقوی و آداب پسندیده است بلکه چشم بد را هم، فرصت زخم زدن میدهد. با وجود این،همه این عواطف، تمجیدها و احساس های شیرین افسانه ای، جذابیت ها و همه خیال های لذتبخش درترانه هایی"خرده گیری" و تخلف میگذرند و کسی را هم آزار نمی رسانند. هیچ بلایی به دختر یا تفنگی که در ترانه ای ستوده شده باشد، حتی وقتی که ترانه در تمجید شخص خاصی که نامش در آن آمده خوانده شود، تاثیر نمی کند. پسند و امنیت اجتماعی تا جایی پیش میرود که شوهری که به زن زیبایش در میان مردم کاملا بی تفاوت است بتواند احساساتش را درباره او بدون بازتاب هایی در ترانه بیان کند. مثلا در حدود ۱۵ سال پیش یکی از خان های بویراحمد،که با دختری زیبا و معروف محلی ازدواج کرده بود،ترانه هایی در توصیف زنش سرود که اکنون در سراسر بویراحمد مشهور است:

 

• دو زلفانت مثل ماری است،

• خفته بر گنج.

• به زیر پیراهنت،

• بنهفته نارنج.

 

عشق بازی پس از ازدواج مانند عشق بازی پیش از ازدواج اکیدا ممنوع است. از این گونه عشق بازی ها خاطراتی در چند مورد زنده و موجود است که در آن زمان اجتماع یا اجتماعاتی را رسوا کرده بوده است. این گونه ماجراها همیشه برای عاشقانه بدبختی بارآورده است. فجایعی از این قبیل یا درباره هوو یا طلاق در ترانه ذکر نشده اند. این موضوع نیز با کمیابی واقعی هریک از این پدیده ها در زندگی بویراحمد تطبیق می کند.

دنیای ترانه ها دنیای جوانان است .شکار، جنگ، عشق، مهجور بودن، ناتوان بودن در یافتن زن و مجاز نبودن در ازدواج، خوشی ها و غم های مردان جوان است.ترانه های سوگ حتی چیزی ندارند که درباری مذهب،کهولت، خرد، عمر طولانی، مزایای یک خانواده تربیت یافته در عزت و شرف بگویند. هرچند که انتظار داریم در جامعه ای که برای نسل پیرتر اهمیت و اقتدار بیشتری قایل است و مذهبش از فرزندان میخواهد که والدین شان را احترام بگذارند و آنان را فرمان برند و در سوگشان بگریند، این گونه چیزها ستایش بشوند. در برخی ترانه ها که این گونه مسایل جلوه می کنند حتی سالخوردگان مسخره میشوند. مثلا پیرمردی که با زن جوانش عشق بازی می کند یا پیرزن فضولی که جاسوسی عاشقان را می کند.

 

• ....پیرمرد.

• از کنار گل بلند شو!

• ...کی دیدی دست پیرمرد،

• سر ناف دختر.

• پیرمرد ریش کوزهل،

• بی دندان،

• نمیتوانی بوسش بکنی،

• او را بده به بنده

 

این رویای پرهیجان زندگی نوجوانان است که درباره اش ترانه میخوانند. حتی در ترانه های سوگ هم مردان جوان تفنگ های خود را در دست و بوی خوش گل های کوهی را در موی دارند.

در ترانه ای به یک زن جوان آبستن در وقت دردهای زایش نوید داده میشود که "انشاء الله که بچه ات پسر خواهد بود و بزرگ میشود و یک تفنگ و یک عروس زیبا خواهد داشت"

 

پی نوشت ها

• ۱- نخستین پیشنویس این مقاله در هشتمین جلسه انجمن پژوهش های خاورمیانه در بوستن ماساچوست در نوامبر ۱۹۷۴ خوانده شد.

• ۲- خانم دکتر اریکا فریدل Erika Friedl مردم شناسی را در دانشگاه های وین Vienna در اتریش، ماینتس Mainz در آلمان و شیکاگو Chicago در آمریکا تحصیل کردهاند. در سالهای ۱۹۶۵-۱۹۶۹ و ۱۹۷۶ همراه شوهرشان دکتر لفلر H.Loeffler میان بویر احمدی ها در جنوب ایران به پژوهش های مردم شناسی پرداخته اند. اکنون خانم فریدل عضو آموزشی و پژوهشی دانشگاه میشیگان غربی Wastern Michigan Universityمی باشند.

• ۳- این مقاله مبتنی بر پژوهشی است که انجمن پژوهش علوم اجتماعی و بنیاد پژوهش مردم شناسی Wenner-Gren کمک مالی آن را پرداخته اند.

• ۴- بویر احمدی ها ترانه ها را بیت می خوانند و مقولات کوچک و جزئی را در آن با اصطلاح های خاصی مشخص می کنند.

• ۵ - این آهنگ ها به ترتیب برای عزا، رقص و پایکوبی، خواب کردن کودک و جدائی و دوری و تنهائی از یار نواخته می شوند.

• 6- نوعی تفنگ است منسوب به قوام السلطنه نخست وزیر اسبق ایران

• 7- نوعی طپانچه و پیستول

 

 

وحيد پناهی 

 

 

دیدگاه ها   

 
0 #3 بیراحمد 1393-04-25 10:59
صد درصد اطلاعات گفته شده در مورد جنگ دره سرد غلط است انجا کی گیوی ها بودند که شکست را باافتضاح متحمل شدند من پدبزرگم دران دعوا بود با یک نسل بعد انرا نقل می کنم
باز گفت
 
 
-1 #2 کی گیوی 1392-11-03 16:01
بیشتر این شعرها به منطقه ممسنی شباهت دارد شعر های بویر احمدی بیشتر حماسی است
باز گفت
 
 
0 #1 لربختیاری 1392-06-16 18:24
خیلی زیبا.
باز گفت
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
تازه سازی