فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

نبرد با ایل نوئی در منطقه پهناللی

جنگ وجدال برای همه انسانها ازقدیم الاایام امری طبیعی بود واز زمانی که خداوند آدم وهوا را آفرید فرزندان او هابیل وقابیل متولد شدند جنگ آتش نفاق شورش اختلاف شعله ور بوده تا هم اکنون مشاهده می فرمائید ادامه دارد و خواهد داشت.  و اما مورد بحث ، عوامل استعمارگر بهر طریق ممکن برای بجان هم انداختن ایلات و عشایر تحریکات خود را دامن می زدند و گهگاهی نیز بصورت آشکار آنچنان قوت بخشیدند که قرعه این بار در حکومت قاجاریه به نام ایل قدرتمند نوئی و ایل بویراحمد  اصابت کرد بویراحمد از احفاد  آریوبرزن و نوئیها فرزند نویان فرزند چنگیز و فرمانده سپاه چنگیزخان مغول همان چنگیزی که از فوران خون هیچ انسانی لذت نبرد و هرگز خون مردی را ننوشید ولی متأسفانه خون آشام لقب گرفت ( دقیق برعکس تیمور ) آقاخان و محمد شفیع خان در رأس ایل نوئی با پشتیبانی ایلات 3 بیچه با ایل یکه و تنهای بویراحمد (چهار بینجه شامل بویراحمد نوئی چرام دشمن زیاری می باشد ) به مبارزه برخاستند جنگ آغاز شد جنگی خانمانسوز و خانمان برانداز زمینه برای استعمار گران بسادگی فراهم گردید این جنگ برای بویراحمد در واقع امری تحمیلی و ناخواسته بود و از این مصاف دلهره داشت و بیم آن داشت که در این جنگ با شکست مواجه شود خیلی مهم بود تن دادن به مصاف به سه ایل بزرگ مخصوصاً ایل مغرور نوئی همانطور که اشاره شد با دشتیبانی یاران خویش این پیروزی را قطعی می دانستند و این فرصت را غنیمت شمردند در نزدیکی امامزاده علی (ع) در مکانی بنام پهناللی نبرد آغاز شد محمدطاهر خان رهبر سیاستمدار و مقتدر جنگ پدر عبدالله خان و خداکرم خان فرماندهان جنگ- که بدستور صادق خان قاجار درسال 1217 کور شده بود به روستای سادات آمده و در حرم امامزاده علی (ع) به مقبره وی متوسل شد برای استنصار ایلش بنا به اعتقادی که هنوز هم میان مردم وجود دارد ، مدت جنگ دو شبانه روز بطول انجامید سرانجام طبق معمول هر ایل و یا هر حکومتی که درطول تاریخ متمادی با بویراحمدیها به مبارزه پرداختند صدای طبل امان رقیبانش بگوشش رسیده بود با ان صدا آشنائی کامل داشتند جنگجویان خصم دراین شرایط شعار  می دادند بس است – بس است در دو نقطه و در مسیر راه یکی در وسط منطقه جنگی و دومی  در انتهای مسیر جنگ بویراحمد،  بویراحمدیها با حفظ شرایط بدون هیچ پروائی یا ملاحظه  ای با غلبه بر احساسات خویش به نبرد ادامه می دادند و نوازندگان هر دو گروه محاذی هم قرار گرفته بودند یکی طبل امان می زد و دیگری طبل شادی طبق رسم سنتی هیچ کس حق بی احترامی به این دو گروه هنرمند محرک ترغیب و تشویق کننده جنگ را نداشتند جان انان در  امان بود نوئیها را تا منطقه ای بنام بست دوم که بهمین خاطر ( انتها ) نامگذاری شده هنوز هم بهمین نام شناخته می شود در حدود نیم کیلومتری شاهزاده حمزه شاید هم کمتر را ندند سینه به سینه نقل قول شده که با وساطت علمای سادات امامزاده علی جنگ خاتمه یافت زهرا به نوشیده شد بویراحمد فاتح جنگ اعلام گردید مردم مناطق عشایری بخصوص خوانین وکدخدایان ارزش و احترامی خاصی برای روحانیت قائل بودند زیرا این بزرگان بغیر از مسائل شرعی و وظایف دینی در هیچ مسائلی دیگر دخالت نداشتند قشری مصلح و خیر اندیش بودند البته سادات امام زاده علی مجموعه ای از طایفه دشت موری از ایل بویراحمد اند گام به گام همدوش جنگجویان و برادران ایلی خود می جنگیدند ) با توجه به آداب و رسوم سنتی بعد از جمع آوری اجساد و مجروحین و خاک سپاری کشته شدکان مارش عزای هر دو گروه نوازنده نواخته شد هر دو سپهبد سپاه نادم و پشیمان از تصمیم و عمل کرد خویش حضور داشتند بویراحمدیها غنائم و اسیران جنگی را به نزد خان بزرگ و نابینای بویراحمد آوردند در ابتدا دستور داد تمام اسیران را آزاد مجروحین تحت درمان پزشکان حاذق محلی قرار گرفتند قبل از این دستورات درخواست نمود اسب سیاه محمد شفیع خان را آوردند خان سوار براسب شد در گفتمانش به امام زاده استدعا کرده بود که این پیروزی را نصیب او بگرداند سرانجام (محقق شد و این کرامات به اعتقادات مذهبی مردم افزوده شد خان بزرگ بپاس این پیروزی  و اجابت دعایش کلیه اهالی ساکنین اطراف حرم را از پرداخت هرگونه مالیات و بهره مالکانه معاف نمود این وصیت وسیله بازماندگانش یکی پس از دیگری تا لغور رژیم ارباب رعیتی که یکی از مصوبات لوایح شش گانه شاه بود اجرا شد). در میدانی که نیروهای مسلح غالب و خلع سلاح مغلوب اسیر صف کشیده بودند خداکرم خان فرزند شاعر معروف ایل این شعر را به لهجه محلی سرود.  خدا را بنگرید واخوش کارش اسب مه شفیع خان کوری سفارش ترجمه خدا را نگاه کنید با کاری که انجام داده اسب سیاه محمدشفیع خان کوری که محمدطاهر خان باشد سوارش شده . مقر مذاکره بنا شد در سرچنار منطقه نشیمن تابستانی خوانین برگزار شود تعدادی زیادی از طوایف مختلف ایل با عده ای از اولاد خوانین آنها به نقاط مختلف وطن از جمله استان خوزستان فارس اصفهان مهاجرت نمودند عده زیادی  از این عزیزان بصورت ناشناس که برای بویراحمدیهای این نسل جدید هنوز ناشناخته هستند و هنوز هویت آنان بصورت مخفی است در نقاط مختلف بویراحمد به شایستگی زندگی می کنند بعضی ها هم از معمرین و ریش سفیدان آنها بطور و ضوح خود را نوئی معرفی می کنند که تعداد کل جمعیت آنها خیلی زیاد شاید کمتر از جمعیت اصیل بویراحمد هم نباشد اینجانب با خیلی از بزرگان و بازماندگان خوانین آنها دوستی و آشنائی تنگاتنگی دارم بویژه با مرحوم عباس خان زیدانی شخصیتی با ارزش و محبوب خداوند او را قرین رحمت قرار دهد همچنین با خوانین و درودیهای سد درود  زن فارس پیوند خویشاوندی دارم با تجربه ای که آموخته ام از بزرگان علم و ادب بر این باورم بدی قابل بخشش است و هم فراموش شدنی با شعاری که گفته می شود قابل بخشش است ولی فراموش نمی شود ، مخالفم ( عقیده شخصی ) بعد از مدت زمانی طبق قرار قبلی جلسه در منطقه ییلاقی خوانین در قلعه سرچنار روی فرش مذاکره نشستند میزبان خوانین بویراحمد بودند در گفتمان اول سخنران جلسه ابراز داشت و پشیمانی از این  حادثه  دلخراش بود سپس خواستها و پیشنهادات مطرح گردید. سنت خون بها – برای اطمینان و صرف نظر از هرگونه ادعای خونخواهی و کینه جوئی عنوان شد بی بی هما دختر خداکرمخان بعد از فوت شوهر اولش مرحوم محمد حسین خان بهمئی نیای شادروان محمدعلی خان خلیلی به عقد آغاخان نوئی درآمد خدا کرمخان داماد محمدشفیع خان شد مرحوم آغاخان دو دانگ از شش دانگ قلعه نیمه تمام پلی را به مهریه همسرش بی بی هما در آورد بلافاصله بی بی هما مهریه را به پدر می بخشد آن زمان قلعه پلی فقط دارای یک برج سه طبقه ای بود که دو طبقه آن سقف داشت قسمت های مختلف قلعه که حیات را احاطه کرده بود با سبک معماری خاصی بنا شده بود واقعاً جالب است آثار آن مشخص است در هیچکدام از قلعه های خان نشین استانهای فارس و خوزستان چنین بنائی مشاهده نشده مساحت آن حدود بیش از 2250 متر بود در عهد خداکرم خان حکومت نوئی رو به زوال رفت عمده علل آن اول جنگ پهنا للی و دوم اختلافات شدید درونی خودشان بود خداکرم خان و عبدالله خان قلعه را تصرف کردند خداکرم خان با سلیقه شخصی اش با احداث ساختمان مجهز چندین برج با نمای دو طبقه به طرز جالب وبا شکوهی  با استفاده از معماران برجسته بهبهانی بنا نمود و خود اینجانب در همان برج معروف به برج آغا صیدالی متولد شدم هر قسمت از ساختمان و برج و کلیه زیر بنا قلعه تقسیم شده بود بین کدخدایان طوایف مختلف بویراحمد که با همکاری و تشریک مساعی نیروی انسانی خویش را به نوبت زیر نظر معماران قرار دادند تا پایان کار در سال 1327 پدرم شخص باسواد و با فرهنگی بنام ملا خیراله صابری سی سختی را با حقوق کافی جهت تعلیم و تربیت فرزندان آن روستا و اطراف در همان دژ جنگی معروف آغا صیدالی بکار گمارد یاداوری می شود که این آقا معلم نه از آموختگانی بود که آموختن را به ضرب ترکه در ذهن شاگردانش جای دهد .   قسمت غربی وسیله شکر الله خان ضرغام الدوله پدر عبدالله خان که در زمان رضا شاه پهلوی همراه همه سران عشلایر جنوب از جمله سرتیپ خان هژیر عشایر بویراحمدی پسر عمویش و امام قلی خان رستم ممسنی عمه زاده اش  اعدام گردید بنا شد . و این  بنا معروف است به خان نشین یعنی مقر حکمرانی بخشی از جنوب ، ضرغام پور در این مرکز تصمیم گیری می نمود و در این مکان هم مجازات می کرد و هم پاداش می داد او بیش از همه اشخاص را محترم می داشت که در جنگ از همه رشید تر بودند  او در این مکان از استانهای همجوار بخصوص از سران و ایلات دیگر طوایف پیش کش دریافت می نمود و از کسانی می گرفت و به کسانی می داد و سرانجام در قیامی که درسال 1342 برعلیه حکومت وقت به رهبری خود  و عموزاده اش ناصر خان طاهری انجام داد جان خود را فدا ساختند متأسفانه بویراحمدیها عوامل دولت وقت او را ارزان فروختند  در نتیجه این حرکت فرمانداری کل کهگیلویه و بویراحمد به مرکزیت یاسوج به نقشه جغرافیای کشو.ر افزوده گردید.
شناسنامه قلعه و روستای ضرغام آباد :
 نام اول روستا  لاشه کون چشمه زلال و گوارای آن  هنوز بنام اول روستا یعنی لاشه کون معروف است وقتی برج اول قلعه در زمان خوانین بزرگ ایل نوئی به پایان رسید کوساله ای نذر کردند و به مردم انجا طعام دادند ( به لهجه محلی گوساله را پل می گویند ) بدین لحاظ نام دوم لاشه کون به یلی نام گذاری شد.  درشهریور 1320 که منجر به تبعید رضا شاه به جزیره موریس شد با استفاده از این فرصت بازماندگان خوانین فرار کردند از جمله خوانین حنوب به سرزمین بویراحمد در محله سر چشمه تهران دسته جمعی به ایلات آمدند به محض ورود به سرزمین بویراحمد میزبان عبدالله خان بود شیخ عبد الله وابوالقاسم خان در مسیر راه در منطقه بختیاری خدا حافظی نمودند خسرو خان بویراحمدی محمدحسین خان طاهری حسینقلی خان رستم  محمدعلی خان خلیلی باستثنای سروان علوی وحسام اردشیری لاریجانی ودیگر همراهان هریک را با تعدادی سوار زبده بدرقه مناطق خویش نمود بنا به درخواست بزرگان و ریش سفیدان مالخانی آن زنان و مردان شریف ومتعصب و با عاطفه که هر یک مفتخر به نام و نشانی و دارای خصوصیاتی ارزنده و با عنوانهای متفاوت بودند با اعدام خوانین و تبعید فرزندان آنها زندگی سخت وفروپاشیده ای را در این مدت مدید تحمل کرده بودند و با  آمدن بزرگان خود رونق و منزلت اولی را تصاحب کردند با شور و شوق تغییر نام روستای یلی را به ضرغام آباد به خان خود هدیه دادند درسال 1342 بازماندگان همان انسانها برای سبقت گرفتن از رقیبان خود در همان محدوده بدون توجه به مسائل عرفی و عاطفه پدر فرزندی و با هم زیستن همه چیزرا لگد مال کردند (ساکنین روستای ضرغام آباد دارای چندین طایفه است ازقدیم الایام تا مدتی بعد از انقلاب حسادت با هم داشتند داستان غم انگیز حسادت را خوب می دانید حسادت آنچنان شدید است که خشم نفرت و واکنش نامطلوب در بردارد ) با ورود اولین فرماندار انقلاب اسلامی بنام سرگرد اگنج  که در زمان شادروان دکتر محنمد مصدق رئیس انتظامات همین دیار بود لیدرحزب توده ) مردم کاملاً او را می شناختند عده ای ازساکنین روستا به ایشان درخواست نمودند که ضرغام آباد به اسلام آباد تغییر نام داده شود و این دیار بکر و زیبا متأسفانه رنگ بوقلمون به خود گرفت البته بوقلمون همه رنگهایش قشنگ است. تقاضای فوق ترتیب اثر بخشید ولی چون مشابه اسمی هم در کشور هم در منطقه داشت و مسئولین متوجه شدند مشکلاتی برای بنیاد شهید و وزارت پست فراهم نموده زمان بسیار کوتاهی مجدداً به همان ضرغام آباد تغییر نام یافت سرانجام قلعه تاریخی این میراث فرهنگی وسیله جوانان متدین و انقلابی بعد از انقلاب ویران شد ندای جغد ها بر خرابه های آن شبها طنین افکن شد می گویند بدانید که قبل از شما مردان بسیار در این خاکدان آمدند و رفتند کسانی که روزگارانی مقررات یک جامعه دردست آنان رقم می خورد.  و در تغییر و حفظ شرایط موجود تأثیر گذار بودند و لرزه بر ارکان حکومتهای گذشته انداختند و شرافتمندانه در همین راستا جان نثار کردند براستی چرا باید این مردم همان مردمی که بیش از 500 سال مثل پدر و فرزند در کانون یک خانواده با هم زندگی می کردیم چرا  و چگونه باید این همه حرمت شکنی کنند و مرتکب اعمالی شوند که در قاموس زندگی هیچ انسان مسلمانی بجز سارقین دیده نشده از دیوار خانه مسکونی بالا روند و آنجا را تخریب کنند قبول است که قدرت ها تاج تخت ها به آسانی در زیر فشار حوادث روزی در هم شکسته می شود اما مگر مکتب ما به ما نیاموخت کلیه حدود و حیثیت شخص مسلمان محترم است و برای هیچ شخص مسلمانی روا نیست که نسبت بجان  و مال و آبرو خانواده ای تجاوز و یا تعدی نماید. 


نه با آن تو مهر نه با این تو کین                             تو بهدان تری  ای جهان آفرین

 


      نويسنده نوشتار :   هادی ضرغام پور بویراحمدی  

 

 

 

 

 

 

دیدگاه ها   

 
0 #9 آبتین 1396-07-02 16:35
نویی یعنی پاشازاده
نویی ها همریشه بویراحمد ممسنی بختیاری بهمئی طیبی دشمن زیاری اند. بنا به روایت مستند تاریخ نویی ها و سایرایلات بزرگ ابتدا به شام مهاجرت کرده سپس به منطقه کنونی بازگشتند
در هیچ سندی نسبت نویی ها به چنگیز نمیرسد
تنها ایل لر وابسته به غیرایرانیها ایل آقاجری بوده است
باز گفت
 
 
+1 #8 ممسنی 1395-09-05 10:45
با سلام نویی ها از ایلات اصیل لر می باشند و در تاریخ گزیده به اسم نوایی ذکر شده اند دوم. اینکه آقاخان نوه محمد شفیع خان بوده و زمان جنگ پهنای به دنیا نیامده بوده،که در جنگ شرکت کند سوم اینکه این نوشتار شما اصلا علمی نیست و یک متن احساسی است،
باز گفت
 
 
+2 #7 شهاب 1395-05-06 04:24
ایل بزرگ نوئی چون از قشون اصلی سپاهیان نادرشاه و زندیه بود،مورد بی مهری پادشاهان قاجار قرار گرفت ،سپاهیانی از حکومت فارس برای سرنگونی ایل نوئی به منطقه امدند،که پس از همراهی ایل بویراحمد با انها که از سر ترس یا ساده لوحی خوانین بود،برای حمله به ایل نوئی باهم متحد شدن،که همین امر و تفرقه داخلی باعث نابودی ایل نوئی شد
باز گفت
 
 
+1 #6 فرید 1395-04-25 17:41
اگه میشه منبعی که نوشته نوِعی ها از نسل پمگیز هستند رو معرفی کنید
باز گفت
 
 
+2 #5 یک مرد 1394-09-11 15:45
در جواب برافتابی هزار چهره عرض می کنم که انسان باید فهم و شعور داشته باشد.
باز گفت
 
 
+1 #4 رضا تقوی 1394-08-07 05:55
یا توجه به حافظه تاربخی محلی : در خصوص جنگ پهنالیلی بدلیل همجواری طایفه سادات با ایل نویی و نیز منازعاتی بر سر منطقه سرفاریاب زد و خورد های زیادی از قبل بین انها وجود داشته و زمانی که ایل بویراحمد و نویی برای جنگ اماده میشوند طایفه سادات بی طرفی بوده اما با حضور محمد طاهر خان بویر احمدی در روستای سادات و در خواست کمک از سادات با نعمت اللهی و بازبیری. انها به کمک اردو بسیار قلیل بویر احمد اضافه میشوند که منجر به پیروزی بویر احمد گردید. و اما تیره هایی از سادات امام زاده علی تحت ائتلاف دشت موری می باشند و این هم پس از جنگی که با خداکرم خان داشته اند شکل گرفنه است.
باز گفت
 
 
+1 #3 رضا تقوی 1394-08-06 19:57
سادات امام زاده علی بنا به سند وقفی که از تیمور گورکانی داشتند از مالیات معاف بودند . و غالبا در زمان جلوس هر شاه جدید عرضه و مجدد تایید میشده. که اخرین بار در زمان ناصرالدین شاه قاجار زمانی که عده ای از طرف خداکرم خان به عنوان کدخدا انتخاب شده بودند و قصد اخذ مالیات ذاشتند پس از شور طایفه هیئتی از روحانیون ساداتی ابتدا به شیراز و سپس به تهران مراجعه می کنند و وقف نامه را به شاه عرضه می کنند و 5 نسخه رونوشت معاف از مالیات دریافت می کنند.(شرح سفر انها هنوز در خاطر جمعی طایفه است)
باز گفت
 
 
+1 #2 سمسام 1394-05-26 21:46
سلام ممنون از مقالات خوبتون بايد به اين نكته اشاره كنيم كه محمد شفيع خان را علي مراد از طايفه اولاد علي مومن به قتل رسانيد و قابل ذكر است كه علي مراد برادر محمد طاهر خان بود.
خوانه بنگريت واخش و كارش قره ول محمد شفيع خان كوري سوارش
باز گفت
 
 
+2 #1 بی بی ایل 1392-11-02 10:58
بسیار زیبا
باز گفت
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
تازه سازی