فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

خداکرم خان اول

 

یکی از معروفترین و قدرتمندترین شخصیت های تاریخ بویراحمد خداکرم خان اول است.وی فرزند محمد طاهر خان بود.برادر وی عبدالله خان اول در نبرد با دولتیان زخمی و سرانجام به قتل رسید.پس از قتل برادر -خداکرم خان به قدرت رسید.در انزمان ایل بویراحمد تحت تاثیر و قدرت ایل قدرتمند برایی و ایل باوی بود.خداکرم خان در طی نبردهای متعدد موفق به شکست و قتل محمد علی خان برایی شد.وی بطور کامل ایل برایی را از هم فروپاشاند و هر قسمتی از انرا به یک منطقه تبعید نمود.این ایل بزرگ در اثر این ضربه سنگین برای همیشه مضمحل شد و هرگز نتوانست قدرت سابق خود را به دست بیاورد.

دنباله نوشتار...

نبرد اردكان

 

پس از جنگ سمیرم و تصرف پادگان معروف ان مقدار زیادی اسلحه و مهمات به دست بویراحمدی ها افتاد.کی علیخان که در این نبرد به دلیل اختلاف شدید با عبدالله خان شرکت نکرده بود در پی جبران غیبت خویش بود.وی در معیت محمد حسین خان و ناصر خان طاهری و سایر کدخدایان معروف عازم غارت شهر اردکان شدند.شهر اردکان از مناطق ثروتمند اطراف ایل بود که پادگان ارتش به فرماندهی تیمسار حکیمیان که در ان زمان دارای درجه سرگردی بود در ان مستقر بود.بویراحمدی ها اقدام به محاصره پادگان نمودند.زد و خورد بسیار شدیدی رخ داد.سرگرد حکیمیان که پادگان را در استانه سقوط می دید در پشت پرده اقدام به مذاکره با سران عشایر نمود و در قبال صرفنظر از تصرف پادگان به انها اجازه غارت شهر را داد.لازم بذکر است اردکان در انزمان یکی از مراکز تجاری معروف جنوب کشور بود که مردمان ان بشدت ثروتمند بودند.

دنباله نوشتار...

نبرد سميرم

 

 جنگ سمیرم یکی از بزرگترین جنگ های دوران پهلوی دوم بود.پس از سقوط رضا خان و بازگشت فرزندان صولت الدوله قشقایی به درون ایل-این برادران بار دیگر علم ایلخانیگری را در ایل قشقایی برافراشتند.حکومت که بشدت از قدرت گرفتن فرزندان صولت الدوله در هراس بود اقدامات وسیعی جهت دستگیری و سرکوب انها انجام داد.در درگیری های متعددی که در حومه گرمسیر ایل قشقایی یعنی اطراف شهر فیروزاباد رخ داد محمد ناصر خان قشقایی موفق شد شکست های سنگینی بر ارتش پهلوی تحمیل کند.ارتش در یک اقدام زیرکانه اقدام به تقویت گسترده پادگان هایی نمود که در سرحد ایل قشقایی مستقر بودند.

دنباله نوشتار...

نبرد تنگ تامرادی و عواقب آن

 

پس از دو جنگ دورگ مدین و اجوادی و همچنین قتل اسد خان باشتی توسط سرتیپ خان و تصرف خاک باشت توسط وی-بی بی خانم بی همسر اسد خان برای شکایت از سرتیپ خان به جرم قتل اسد خان به تهران و دربار پهلوی عازم گشت.مجموع پرونده های سرتیپ خان که طی زد و خورد های متعدد شکست های سنگینی بر ارتش رضا خانی تحمیل کرده بود رضا خان را مجاب به حمله مجدد و بسیار وسیعی به بویراحمد نمود.حبیب الله خان شیبانی از افسران زبده با تعداد نیرو و مهمات بسیار زیاد به همراه جمعی از چریکان قشقایی به رهبری ناصر خان فرزند صولت الدوله از سه جناح به بویراحمد حمله کردند.

دنباله نوشتار...

سخنان آیت اله ملک حسینی در مورد منصورخان


ایت الله ملک حسینی :منصور باشتی اگر به حرفم گوش می کرد اعدام نمی شد .
منصور باشتی زندان اوین بود.تازه از زندان ازاد شده بود.شیراز نزد ما امد.به او گفتم بهتر است باشت نروی.گفت:ما به شما و انقلاب علاقمندیم.گفتم:دیر امدی وقتی امدی که کلیمی های شیراز هم می گویند :مرگ بر ساه-مرگ بر ساه(کلیمی ها حرف ش را س تلفظ می کنند.)نیک روش استاندار استان استاد دانشگاه بود اما به سیاست استانداری وارد نبود.فرمانده سپاه شیخ ردانی پور بود(خدا رحمتش کند)نیک روش و شیخ ردانی پور امدند شیراز منزل ما.روز بیستم ماه رمضان بود.اذان صبح رسیدند.گفتند:اقا ما مقلد امام هستیم.مسافریم .روزه نداریم.صبحانه نخورده ایم.ایت الله قدوسی دادستان کل دادگاههای انقلاب کشور که روحش شاد باد حکم داده بود که منصور خان باشتی به زندان اوین برگردد و رفته ایم دنبال منصور باشتی و او گفته بود که هیچگاه حاضر نمی شوم.دیدم امر لازمی است و بایستی انجام شود چون احتمال می رفت که بخواهد یاغیگری کند و بایستی سرکوب شود.من به علت کارهای زیادی که در ان روزگار داشتم کثیرالسفر بودم و به اعتقاد خودم روزه داشتم بنا براین با زبان روزه به سمت گچساران حرکت کردیم رفتیم منزل منصور خان باشتی که همان قلعه اش بود.راننده ما فردی به نام اقای شیخی از روستای دیل بود.حدود یکصد و پنجاه تا یکصد و هفتاد نفر با تفنگ و قطار در قلعه بودند.این راننده به ما کفت:اقا از بابکانی ها هم بین این افراد هست.

دنباله نوشتار...

زیر مجموعه ها