فهرست

نمایی از استان

ضرب المثل


*مِلکی تَنگ پانَه لَه اِی کِنِه ، رَه نَه دِیرتر اِی کِنِه

 


گیوه (کفش ) تنگ پا را لِه می کند ، راه را هم دورتر می کند . کنایه به خیلی چیزهاست.

شعر

يار يار كُوگ مَهس اِيرُو نَخون كه نه مُلك و جاتِه

بَرَه وَ دنا بِخون كه شَونَم سَر بَلگ چَِويل زر پاتِه

 

 

يار يار كبك مست اينجا نغمه سَرنَدِه كه اينجا ملك و جای تو نيست

برو به كوه دنا آواز بخوان كه شبنم بر برگ چويل زير گامت باشد

كهگيلويه و بويراحمد

 

استان كهگيلويه و بوير احمد از نظر موقعيت جغرافيايي در جنوب غربي ايران واقع شده و از شمال با استان چهار محال بختياري،از جنوب استانهاي فارس و بوشهر و از شرق به استانهاي اصفهان و فارس و از مغرب با استان خوزستان همسايه است. اين استان با مركزيت ياسوج،داراي پنج شهرستان بويراحمد ،كهگيلويه،دنا، گچساران و بهمئي مي باشد و حدود 16249 كيلومتر مربع سرزميني مرتفع و كوهستاني است.اين استان از  لحاظ جغرافيايي به دو ناحيه ي سردسيري و گرمسيري تقسيم مي گردد كه به همين دليل استان به عنوان  سرزمين چهار فصل معرفي شده است.از نظر پوشش جنگلي دومين استان كشور بعد از جنگلهاي شمال است

دنباله نوشتار...

قطعه ای از کتاب (کی بانو) و (آل)

قطعه ای از کتاب (کی بانو) و (آل) خردادماه 1357 چاپخانه ی یاسوج , به قلم عطــــا طـــــاهــــری.
بویر احمدی
**کــــــــی بــــــانــــــــو**

((....و به یاد آورد روزی را که به شکار رفته بود. در *تُمبداری* و کوه *دَمه* , که آویزه های قوچ گیر داشت.
او , پشت سنگها و بوته ها , کمین می کرد. بزنگاهها و دیدگاهها را پاک می نمود و پیش میرفت.
شنیده بود , که پازنهای کوههای *اَلوَز* و *اِشکر* را رَم داده اند و در کوههای *دَمه* و *ساوِرز* دیده شده اند.
عطر گُلها و گیاهان خوشبوی *بِرک (berk) عنبر* فضا را اشباع کرده بود.

دنباله نوشتار...

بخشی از کتاب مَــمــیرو

بخشی از کتاب *مــمــیرو*نوشته ی <عطا طاهری بویر احمدی>:


((....پذیرفتم مردم را باید اگاه کرد که خود و دیگران را بشناسند
باید همگان بدانند که انسانند و با هم برابرند و باید همه در شرایط
مساوی بتوانند استعداد های خود را بروز دهند وبرای زندگی بهتر تلاش کنند.باید همه از کار ودسترنج خود بهره ببرند.دست آخر, باید گروهی
فقیر وجمعی ثروتمند نباشند و این شکاف عمیق را از بین برد.

 

دنباله نوشتار...

قطعه ای از کتاب کوچ کوچ

قطعه ای از کتاب *کوچ کوچ*نوشته ی عطا طاهری بویر احمدی.

**تـــــــلخـــــســــــــرو**
((تلخســــــرو , همان مکان تاریخی , که روزی شهرکی زیبا بود و پایگاه دولتیان زورگو و امنیّه های قلدر و طمعکار.
زمانی هم مرکز و جولانگاه ایل ها بود و خرابه های آن , بار اَنداز خراج و منال و غارت.
روزگاری به نام شهرِ *بازرنـــــــگ* زادگاه سرداران و شهسوارانی , چون بابک , ساسان و اردشیر , در افسانه ها و تاریخ جا باز کرد.
وقتی مردی به نام *مزدکـــــــــ* در این دیار منزلگهی داشت , که هنوز , هم روستائی , همان نام لرزاننده ی دل و جان موبدان و اشراف را از گذشته ی دور , به دوش می کشد.

دنباله نوشتار...

مبحث غارت

 ساختار فرهنگی و ارزشی ایل، به عنوان یک مجموعه واحد در لابلای تار پودش، غارت به عنوان ارزش پذیرفته شده و میراثی است، که برای نسلهای بعد افتخار بود و به رخ رقیبان و مخالفان کشیده م یشد و برای آن قبیله غارتگر امتیاز و قدرت محسوب می شد، که بزن و بهادر هستند . اکثر مردان و خوانین نامدار عشایر استان، به ویژه بویراحمدیها دارای صفات غارتگری و توسعه طلب بودند و نیروهای ایل، طایفه، جوانان و ماجراجویان اطراف چنین افرادی جمع می شدند، که خواسته های آنها را برآورده کند. از راه جنگ و قدرت، قلمرو ایل و طایف هاش را گسترش دهد و از طریق غارت به تقویت مالی بپردازد، در غیر این صورت در مقابل رقیبان و دیگران ض عیف و بی هنر معرفی م یشدند. برای افرادیکه غارت م ی زدند آواز، شعر و سرود محلی در جشنها ومراسمات می سرودند. مثال عشایری که دارای نماد ارزشی و قدرت محسوب می شد. نه زنی می زننت، نه خوری می خورنت وقتی که غارت کنندگان از غارت برمی گشتند با ساز و دهل شاد یکنان، زن، مرد و جوان طایفه و ایل مورد استقبال قرار م ی گرفتند .

دنباله نوشتار...

زیر مجموعه ها